دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٦٤ - آغاحسین
آغاحسین
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آغاحُسِیْن، یا آقاحسین پاشا، معروف به آغاپاشا (١١٩٠-١٢٦٥ق / ١٧٧٦-١٨٤٩م) فرمانده ینیچری و وزیر عثمانی در دورۀ سلطنت محمود دوم. در شهر اَدِرْنه دیده به جهان گشود و همراه پدرش حاج مصطفى که اهل روسچوق بود به «بندر» آمد و در همانجا به جرگۀ ینیچریها پیوست و آنگاه به استانبول آمد. در تشکیلات ینیچری، مدارج ترقی را به سرعت پیمود. در آغاز زَغَرچی (از صنوف سطح پایین ینیچری) بود، سپس به فرماندهی بولوک (فوج، گروهان) ارتقا یافت و پس از چندی با حمایت «سلاحدار علیبیک» به فرماندهی کلّ ینیچری منصوب شد و از توجه ویژۀ سلطان برخوردار گشت (جودت، ١٢ / ٧٠). به سبب لیاقت و کاردانی و تجربۀ خویش، به زودی ادارۀ تشکیلات ینیچری را بهدست گرفت. وی که خود نیز پروردۀ این دستگاه بود از فساد حاکم بر آن و ستم افراد ینیچری بر مردم و سوءاستفادۀ ایشان از مقام نظامی خود به خوبی آگاه بود. از اینرو، ٣ ماه پس از پذیرش مسئولیت فرماندهی، با تبعید و قتل برخی از اشرار ینیچری، آنها را تار و مار کرد (مولتکه، ١٣٤؛ جودت، ١٢ / ٧٣، ١٤٧؛ دانشمندان، IV / ١١٠)؛ و از اینرو عنوانِ «پاشا» گرفت. چون به علت سرکوب اشرار ینیچری، احتمال داده میشد که به وی سوءقصد شود، از مقام خود برکنار شد و حکومت بورسه و اِزمیت، فرماندهی پادگان بوغاز بوسفور و محافظت از سواحل آن به وی واگذار گشت (اسلام آنسیکلوپدیسی؛ جودت، ١٢ / ٨٥، ١٤٨).
عدم کارآیی، بیانضباطی و شورش پی در پی افراد ینیچری از یکسو (دانشمند، IV / ١١٠) و برتری ارتش منظم و آموزشدیده از سویی دیگر، محمود دوم را بر آن داشت که به انحلال تشکیلات ینیچری و تأسیس سپاه جدید اقدام کند (فریدبک، ٢ / ٢١٩). در اجرای این خواستۀ محمود، آغاحسین پاشا و «عزت محمد پاشا دارندهای» مشوّق و مددکار او بودند (اوزون چارشیلی، II / ٢٦٨). به همین منظور، بزرگان دولت عثمانی، رؤسای ینیچری و عدهای از علما در «مجلس خاص» که در اقامتگاه شیخالاسلام قاضی محمدزاده برپا شد، گرد هم آمدند و تشکیل سپاه جدید را تصویب کردند (دانشمند، IV / ١١٠؛ جودت، ١٢ / ١٤٧- ١٤٨؛ فریدبک، ٢ / ٢١٩). به دنبال آن با صدور «خطّ شریف» در ٢٠ شوال ١٢٤١ق / ٢٨ مۀ ١٨٢٦م تأسیس این سپاه رسمیت یافت (لویس، ٧٧) و گرچه رؤسای ینیچری در آغاز با تشکیل واحدهای منظم این سپاه که «اشکینجی» نامیده میشد (اوزون چارشیلی، II / ٢٦٨) موافق بودند، اما بعد با آن به شدت مخالفت کردند و با اجتماع در میدان اسبدوانی سر به شورش برداشتند، ولی شورش آنان از سوی حسین پاشا به سختی سرکوب گشت و میدان به توپ بسته شد. عدۀ زیادی در این واقعه کشته شدند (قارال، ١٤٨-١٤٩؛ دانشمند، IV / ١١١). این حادثه که به «وقایع خیریه» معروف است (قارال، ١١٠) موجب انحلال کامل تشکیلات ینیچری شد و فرمان انحلال (١١ ذیقعدۀ ١٢٤١ق / ١٧ ژوئن ١٨٢٦م) در مسجد سلطان احمد قرائت شد و به اطلاع عامه رسید (دانشمند، IV / ١١١). با انحلال تشکیلات ینیچری و تأسیس ارتش جدید که عساکِر منصورۀ محمدیه نامیده میشد (قارال، ١٥٠)، حسینپاشا به عنوان اولین «سرعسکر» عثمانی به فرماندهی آن تعیین گردید (همو، ١٥١؛ قاموسالاعلام)، اما وی پس از مدتی از این مقام کنارهگیری کرد. در جنگ روسـ عثمانی (١٢٤٣ق / ١٨٢٨م) که با استفاده از ضعف نظامی عثمانی و به بهانۀ اجرای مفاد عهدنامۀ لندن از جانب روسیه آغاز شد، فرمانده بخشی از سپاه عثمانی در روملی و اطراف دانوب به آغاحسین پاشا واگذار گردید (دانشمند، VI / ١١٣؛ قارال، ١١٩-١٢٠)، اما برخلاف پیروزی در سرکوب شورش ینیچری، وی در این نبرد موفق نشد و اراضی بسیاری از تصرف عثمانی خارج شد. ناگزیر از مقام خود معزول و به حکومت شهر ادرنه منصوب گردید (اسلام آنسیکلوپدیسی). به دنبال اوجگیری اختلافات مصر و عثمانی در زمان محمدعلی پاشا و تصرف شهر عکّا، محمود دوم برای جلوگیری از پیشروی نیروهای مصری، آغاحسین پاشا را به سوی مصر گسیل داشت (فریدبک، ٢ / ٢٣٤؛ دانشمند، IV / ١١٨). سپاه حسینپاشا از ابراهیم پاشا فرزند محمدعلی پاشا شکست خورد و به حلب واپس نشست، اما مردم حلب از ورود او به شهر جلوگیری کردند (شهابی، ٨٦٧). حسین پاشا ناگزیر با سپاهیان خسته و گرسنۀ خود به کوههای توروس عقبنشینی کرد و در تنگۀ بیلان از ابراهیم پاشا به سختی شکست خورد (بروکلمان، ٤٩٠؛ رضا نور، ١٠ / ٢٦١). پس از آن به سوی ایالت قرهمان عقبنشینی کرد و از مقام خود معزول شد (قارال، ١٣٠). آنگاه به حکومت ویدین منصوب شد و در همانجا درگذشت (مولتکه، ١٣٤).
آغاحسین پاشا بهرغم اینکه سواد کافی نداشت. فردی جسور، تجددخواه و هوادار علوم و فنون اروپایی بود. گذشته از استحکامات نظامی ویدین، برج دیدهبانی آتشنشانی شهر استانبول، موقَت خانه (محل تعیین اوقات دقیق شرعی در مساجد بزرگ) در شهر میرگون، بیمارستان نظامی اَدِرنه، مسجد و مدرسهای در شهر سیلیستر از آثار خیریۀ اوست (ترک آنسیکلوپدیسی).
مآخذ
اسلام آنسیکلوپدیسی؛
بروکلمان، کارل، تاریخ ملل دول اسلامی، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٤٦ش؛
ترک آنسیکلوپدیسی؛
جودت، احمد، تاریخ، استانبول، مطبعۀ عثمانیه، ١٣٠٩ق؛
رضانور، تورک تاریخی، استانبول، مطبعۀ عامره، ١٣٤٤ق؛
شهابی، حیدر، الغررالحسان فی اخبار ابناءالزمان، به کوشش اسد رستم، بیروت، منشورات المکتبة البولسیة، ١٩٨٤م؛
فریدبک، محمد، تاریخالدولة العلیة العثمانیة، بیروت، دارالجیل، ١٩٧٧م؛
قاموسالاعلام (ترکی)؛
نیز:
Danišmand, Ismail Hāmi, Izahli osmanli Tarihi Kronolojisi, Istanbul, ١٩٧٢;
Karal, Enver ziya, Osmanli tarihi, Ankara, T. T. K. ١٩٨٣;
Lewis, Bernard, the Emergence of Modern Turkey, London Oxford University, ١٩٦١;
Moltke, Helmut, Briefe über Zustände und Begebenheiten in der Türkei aus den Jahren ١٨٣٥-١٨٣٩, Berlin, ١٨٧٧;
Uzan Čaršili, I. H, Osmanli Devleti teškilatinda Kapukulu Očaklari, Ankara, T. T. S. ١٩٨٤.
علی اکبر دیانت