دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣١ - بحیرا
بحیرا
نویسنده (ها) :
مسعود حبیبی مظاهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَحیرا، راهبی از اهل کتاب که بر مبنای پارهای روایات، پیامبراکرم(ص) را پیش از بعثت ملاقات کرده، و از نبوت آن حضرت خبر داده است.
واژۀ بحیرا از ریشۀ آرامی «بخیره»، و به معنای برگزیده و منتخب است (نولدکه، ٧٠٥) که به احتمال بسیار لقب راهب یاد شده بوده است و اینکه گفتهاند: وی نام سرجیوس یا جرجیوس داشته، نیز مؤید این نظر است (ﻧﻜ : مسعودی، ١/ ٨٩؛ نیز ﻧﻜ : داغر، ١/ ٨٩، حاشیه).
آگاهیهای ما در باببحیر اندک و متناقض است و همۀ شهرت او مربوط به مجموعه روایتهایی است که در آنها، وی با حضرت محمد(ص) ملاقات کرده است. کهنترین روایت موجود از آنِ ابناسحاق است و دیگر سیرهنگاران نیز از این طریق یا به طرق دیگر ـ که به هر حال همۀ آنها به ابوموسى اشعری میرسد (مثلاً ﻧﻜ : طبری، ٢/ ٢٧٧-٢٧٩؛ ابنعساکر، ١/ ٣٧٢-٣٧٤) ـ ماجرای مذکوره را گاه با ذکر تفصیلات و جزئیات دیگر نقل کردهاند. بر مبنای این روایات، پیامبراکرم(ص) در نوجوانی، همراه عموی خود ابوطالب در سفری تجاری، رهسپار شام شد. چون کاروانیان در شهر بُصرى (واقع در شرق حوران در جنوب سوریۀ کنونی) فرود آمدند، بحیران راهب که در دیری خلوت گزیده بود و ظاهراً از پیش با کاروان قریشیان آشنایی داشت، به جستوجوی حضرت محمد(ص) که از کاروانیان کناره گرفته بود، برآمد و آن حضرت را دید که ابری یا درختی بر سرش سایه افکنده است. آنگاه پس از طرح سؤالاتی چند و یافتن مهر نبوت در آن حضرت، به ابوطالب دربارۀ حفظ ایشان از خطر یهودیان هشدار داد (ابناسحاق، ٧٣-٧٥؛ ابنهشام، ١/ ١٩٩-١٩٤؛ ابنسعد، ١/ ١٥٣-١٥٥). طبق این روایات، ٣ تن دیگر از اهل کتاب، با توجه به وجود کتابی که نسل اندر نسل بدیشان رسیده بوده است و برمبنای آن نشانههای نبوت را در حضرت رسول(ص) بازشناخته بودند، قصد جان آن حضرت را داشتند، ولی بحیرا آنان را مانع شد (ابن اسحاق، ٧٥-٧٦؛ ابن هشام، ١/ ١٩٤).
دربارۀ نحوۀ این دیدار گفتوگوها، در روایات موجود اختلافاتی دیده میشود و به احتمال بعدها تفصیلات دیگری بنابر اهداف خاص بدان افزوده شده است. مثلاً برپایۀ برخی روایات، ابوبکر و بلال حبشی نیز در این کاروان همراه قریش بودهاند و ابوطالب حضرت رسول(ص) را همراه آنان به مکه فرستاده است. دربارۀ سن پیامبر(ص) در این ماجرا نیز اختلاف هست (ابونعیم، ١٢٤؛ ابنسعد، ١/ ١٢١؛ طبری، ٢/ ٢٧٨؛ سهیلی، ٢/ ٢٢٥؛ ابنسیدالناس، ١/ ٤٣؛ قس: ذهبی، تاریخ...، ٥٧؛ ابن حجر، الاصابة، ١/ ١٨٣-١٨٤).
در باب دین بحیرا نیز، اگرچه در کهنترین روایات تصریح شده است که وی نصرانی بود (ابناسحاق، ٧٣؛ ابن هشام، ١/ ١٩١؛ ابن سعد، ١/ ١٥٣)، ولی دستکم در یک روایت او از یهودیان منطقۀ تیما در شام شمرده شده (ابن حجر، همانجا). و به نوشتۀ مسعودی ابن بنیعبدالقیس بوده است (١/ ٨٩). در روایتی دیگر، بحیرا یکی از ٣ نفری قلمداد شده است که بهترینِ «اهل الارض» هستند (ابنقتیبه، ٥٨). همچنین در این باره که وی اسلام را درک کرده، یا نه، میان مورخان و رجالشناسان بحث و تردید بوده است (مثلاً ﻧﻜ : ذهبی، میزان...، ٢/ ١٥٣؛ ابن حجر، همانجا؛ نیز لسان...، ٣/ ٣٩). اکنون بقایای دیر کهنی مربوط به قرن ٤م در منطقۀ بصرى در سوریه وجود دارد که به بحیرای راهب منسوب است (المعجم...، ٢/ ٣٢١) و درپارهای منابع نیز به قبر بحیرا در بصرى به عنوان زیارتگاه اشاره شدعه است (مثلاً ﻧﻜ : قلقشندی، ٤/ ١٠٨؛ نیز ﻧﻜ : علی، ٧/ ٣٣٣).
با آنکه روایات موجود در باببحیرا خالی از تناقض و جعل نیست (ﻧﻜ : زریاب، ٩١-٩٢؛ عاملی، ١/ ٩١-٩٤) و در آثار اصیل شیعی نیز از قول امامان(ع) روایتی در تأکید آن دیده نشده است (مثلاً ﻧﻜ : ابنبابویه، ١٨٢ﺑﺒ؛ مجلسی، ١٥/ ١٩٣-١٩٤، ١٩٨، ٢٠٠-٢٠١، ٢٠٤، ١٧/ ٢٣١، که به روایات مشهور استناد شده است)، اما میتوان انعکاس خاصی از آن را در ادبیات کهن مسیحی مشاهده کرد. مثلاً در رسالۀ قدیس یوحنای دمشقی (د ٧٤٩م) به نام «مباحثه میان مسیحی و مسلمان» به روایت مذکور استناد شده است تا چنین وانمود شود که قرآن کریم منبعی بجز وحی داشته است (ﻧﻜ : رامیار، ١٢٨؛ ساهاس، ٧٤-٧٣)؛ یا تئوفانِس مورخ بیزانسی (د ح ٨١٧م)، از راهبی به نام سرجیوس نام برده است که خدیجه همسر پیامبر(ص) اندکی پس از بعثت، برای کسب اطمینان از نبوت آن حضرت، به نزد وی رفت. وی را با ورقةبن نوفل که روایات مربوط به او خود قابل نقد به نظر میرسد (ﻧﻜ : ابن هشام، ١/ ٢٠٣؛ قس: عاملی، ١/ ٢٢٨-٢٣٠)، خلط کرده است (ﻧﻜ : نولدکه، ٦٩٩؛ EI٢). همچنین در رسالۀ مجعولی به نام «مکاشفات بحیرا» که احتمالاً پس از قرن١١م به رشتۀ تحریر درآمده، و از آن روایتهایی به عربی وس ریانی در دست است، به نقل از بحیرا داستانهایی از ملاقات وی با پیامبر اسلام (ص) آمده که اهداف ضداسلامی به طور کلی در آن آشکار است (رامیار، ١٢٦-١٢٧؛ EI٢).
مآخذ
ابناسحاق، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
ابن بابویه، محمد، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
همو، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٣٠ق؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن سیدالناس، محمد؛
عیون لآاثر، بیروت، ١٩٧٤م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر، ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
ابن هشام، عبدالملک، السیرةالنبویة، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ق؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، دلائل النبوة، حیدرآباد دکن، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
داغر، یوسف اسعد، حاشیه بر مروجالذهب (ﻧﻜ : ﻫﻤ، مسعودی)؛
ذهبی، احمد، تاریخ الاسلام (السیرة النبویة)؛
به کوشش عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی؛
همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمدبجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛
رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ش؛
زریاب، عباس، سیرۀ رسول الله(ص)، تهران، ١٣٧٠ش؛
سهیلی، عبدالرحمان، الروض الانف، به کوشش عبدالرحمان وکیل، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
طبری، تاریخ؛
عاملی، جعفرمرتضى، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم (ص)، قم، ١٤٠٢ق؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد، بیروت، ١٩٧٠م؛
قلقشندی، احمد، صبحالاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛
المعجم الجغرافی للقطر العربی السوری، به کوشش عماد مصطفى طلاس، دمشق، ١٩٩٢م؛
نیز:
EI٢;
Nöldeke, Th, «Hatte Mhammad christliche Lehere?», ZDMG, ١٨٥٨;
vol.XII;
Sahas, D.J., Johne of Damascus on Islam, Leiden, ١٩٧٢.
مسعود حبیبی مظاهری