دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥١٨ - ابن دواداری
ابن دواداری
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دَواداری، یا اِبْنِ دَواة داری، ابوبكر بن عبدالله بن آیبك دواداری (د پس از ٧٣٦ ق/ ١٣٣٥ م)، موّرخ و دیوانی. او فرزند جمالالدین عبدالله از بزرگان دستگاه امیر سیفالدین بَلَبان (یا بُلبان) رومی و جدّش عزالدین آیبك اُستاد دار مُعظَّمی (د ٦٤٦ ق/ ١٢٤٨ م) فرمانروای شهرك صَرْخَد (واقع در حوران) بود (نک : ه د، آیبك، عزالدین). جمالالدین عبدالله پدر ابن دواداری در محلۀ باطلیۀ قاهره اقامت داشت و فرزندش ابوبكر در همین محله زاده شد و پرورش یافت. جمالالدین از ٦٩٩ ق/ ١٣٠٠ م تا ٧١٠ ق/ ١٣١٠ م حكومت ایالت عُربان را بر عهده داشت. پس از كنارهگیری از این سمت، سلطان او را میان ماندن در قاهره یا رفتن به شام مخیر ساخت و او شام را برگزید و همراه فرزندش ابوبكر بدانجا رفت. جمالالدین در دمشق به سمت «مهمانداری» (= مهمندار) منصوب گشت و سپس شغل بازرسی دیوانها (= مُشدّالدّواوین) نیز به او داده شد. وی به این كار علاقهای نداشت و در فرصتی كه به دست آورد، آن را رها كرد، اما تا سال ٧١٣ ق/ ١٣١٣ م كه درگذشت، در سمت مهمانداری باقی ماند. سرانجام در مأموریتی كه به وادی زرقاء اردن رفته بود، از اسب فرو افتاد و مرد؛ پیكرش را به اذرعات در حوران بردند و در كنار گور پدر و مادرش به خاك سپردند (منجد، ٨-١٠؛ EI٢). از زندگانی ابوبكر ابن عبدالله ابن دواداری جز آنچه او خود در جای جای كتابهایش آورده، اطلاع مهمی در دست نیست. احتمالاً در دهههای آخر سدۀ ٧ ق/ ١٣ م زاده شده است. او خود گفته است كه در محلۀ باطلیه قاهره متولد شده و سالهای كودكی و جوانی را در آنجا گذرانده، آنگاه همراه پدرش به دمشق رفته و تا زمانی كه پدرش در قید حیات بوده، در همان شهر میزیسته است. گرچه نمیدانیم كه آیا بعدها به قاهره بازگشته یا نه، ولی به احتمال قوی با ناصرالدین محمد بن منصور قلاوون (حک ٦٩٣- ٧٠٩ ق) از ممالیك بحری مصر ارتباط داشته، زیرا در مقدمۀ كنزالدرر با لحن ستایشآمیزی از این سلطان سخن رانده و كتاب تاریخ خود را به نام او «مشرف» ساخته است (٩/ ٦-٧). به نظر میرسد كه وی پس از مدتی كار دیوانی از آن روی برتافته و به علم و ادب پرداخته بوده است (همان، ٩/ ٣١٠؛ منجد، ١١). ابندواداری با آنكه در مقدمۀ تاریخ بزرگش، كنزالدرر، از دانشمندان بزرگ شرق و غرب و برخی از متصوفه كه با آنان دیدار داشته و از ایشان بهره گرفته سخن میگوید، یادی از آنان در كتابش به میان نمیآورد (منجد، همانجا). از پایان زندگانی او نیز اطلاعی در دست نیست، اما روشن است كه تا ٧٣٦ ق/ ١٣٣٥ م یعنی آخرین سال مذكور در تاریخ وی، زنده بوده است. مقریزی (٢(٣)/ ٨٦٠) از مردی به نام ابندواداری كه در ٧٥٠ ق/ ١٣٤٩ م حیات داشته، نام برده است، اما بسیار بعید به نظر میرسد كه این یك، همان ابوبكر بن عبدالله بوده باشد، از ابن دواداری دو كتاب باقی مانده كه شهرت یافته است:
١. كنز الدرر و جامع الغرر. این كتاب در ٩ جزء است و نسخهای از آن كه مؤلف آن را به خط نسخ و زیبای خود، میان سالهای ٧٣٣ تا ٧٣٦ ق كتابت كرده، در كتابخانۀ احمد ثالث (استانبول، شم ٢٩٣٢) موجود است (TS, III/ ٣٦٤؛ عبدالبدیع، ٢/ ٢١٧، ٢١٨؛ GAL, S, II/ ٤٤). این كتاب از تواریخ عمومی مشهور جهان اسلام است و مؤلف در آن تاریخ عالم را از آغاز آفرینش تا روزگار خویش آورده و حوادث تاریخی را با حكایات، لطایف و نكتههای هزلآمیز درآمیخته است. مؤلف هر یك از اجزای نهگانۀ این اثر را به شرح بخشی از تاریخ جهان و دولتی از دولتهای اسلامی اختصاص داده و بر هر جزء دو نام نهاده است و عقیده دارد كه این كار او بیسابقه است. از این دو اسم، نخستین نام به یكی از افلاك نه گانۀ آسمان و نام دیگر به موضوع مورد بحث در آن جزء مربوط میشود: ج ١. نزهة البشر من قسمة فلك القمر، یا الدّرة العلیا فی اخبار بَدء الدنیا؛ ج ٢. غلّة الوارد من قسمة فلك عُطارِد، یا الدّرة الیتیمة فی اخبار الامم القدیمة؛ ج ٣. المشرّف بالقدرة من قسمة فلك الزهرة، یا الدّر الثمین فی اخبار سید المرسلین؛ ج ٤. بغیة النفس من قسمة فلك الشمس، یا الدّرة المُسمیة فی اخبار الدولة الامویة؛ ج ٥. الذی كلُّ من سمع له مصیخ من قسمة المریخ، یا الدّرة السّنیة فی اخبار الدولة العباسیة؛ ج ٦. الفائق صحاح الجوهری من قسمة فلك المشتری، یا الدّرة المضیة فی اخبار الدولة الفاطمیة؛ ج ٧. شهد النحل من قسمة فلك زُحَل، یا الدُّر المطلوب فی اخبار دولة بنی ایوب؛ ج ٨. زَهر المُروج من قسمة فلك البُروج، یا الدّرة الزكیة فی اخبار دولة الملوك التركیة؛ ج ٩. الجوهر الأنفس من قسمة الفلك الأطلس، یا الدّر الفاخر فی سیرة الملك الناصر (منجد، ١٥-١٧). مؤلف برای دستیابی به مآخذ كتاب رنج فراوان برده و از كتابهای نادر من جمله كتاب القبطی سود جسته است. از كنزالدرر غیر از نسخهای به خط مؤلف چند نسخه خطی دیگر در كتابخانههای مختلف جهان ــ كامل یا ناقص ــ بر جای مانده است (نک : فهرس الكتب العربیة، ٨/ ٢١١؛ سید، ٢/ ٢٦٥). جزء ششم كنز الدرر به كوشش صلاحالدین منجد، جزء هشتم آن (شامل حوادث سالهای ٦٤٨ تا ٦٩٨ ق/ ١٢٥٠ تا ١٢٩٨ م) به كوشش اولرخ هارمان و جزء نهم آن (شامل وقایع سالهای ٦٩٩ تا ٧٣٥ ق/ ١٢٩٩ تا ١٣٣٤ م) به كوشش رویمر در قاهره به چاپ رسیده است.
٢. درر التیجان و غرر تواریخ الازمان. این كتاب تاریخ عمومی مختصری است در یك مجلد كه از زمان آدم (ع) آغاز میگردد و پس از ذكر تاریخ پیامبران و عصر جاهلیت رویدادهای تاریخی از ظهور اسلام تا ٧١٠ ق/ ١٣١٠ م سال به سال در آن آمده است. در این كتاب برخلاف كنزالدرر مؤلف به شرح حال ادبا، شعرا، وزراء، اطبا و دیگر بزرگان عصر نیز پرداخته است. از دررالتیجان نیز چند نسخۀ خطی برجای مانده كه احتمال میرود برخی از آنها به خط مؤلف باشد ( الفهرس التمهیدی للمخطوطات المصورة، ٣٨٨).
وی در جزء نهم كتاب كنز الدرر، نام سه كتاب دیگر خود را آورده، كه اكنون از آنها اثری باقی نمانده است. این كتب عبارتند از:
١. حدائق الاحداق و دقایق الحذّاق (صص ٣٠٥، ٣٠٤)؛ ٢. اعیان الامثال و امثال الاعیان (همان، ٣٢٢، ٣٣٦، ٣٤٠)؛ ٣. عادات السادات، سادات العادات (همان، ١٥٤).
مآخذ
ابن دواداری، ابوبكر بن عبدالله بن ایبک، كنز الدرر و جامع الغرر، به كوشش صلاحالدین منجد، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، همان، به كوشش هانس رویمر، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٥٩ م؛
سید، خطی؛
عبدالبدیع، لطفی، فهرس المخطوطات المصوره، قاهره، ١٩٥٦ م؛
الفهرس التمهیدی المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٤٨ م؛
فهرس الكتب العربیة التی وردت للدار (١٩٣٠-١٩٣٧ م)، قاهره، ١٣٦١ ق/ ١٩٤٢ م؛
مقریزی، احمد بن علی، كتاب السلوك لمعرفة دول الملوك، به كوشش محمد مصطفی زیادة، قـاهره، ١٩٥٨ م؛
منجد، صلاحالدین، مقدمه بر كنزالدرر (نک : ابن دواداری، در همین مآخذ)؛
نیز:
EI٢;
GAL, S;
Lewis, B., «Die Chronik des Ibn ad-Davadari, ed. Muna-jjid», BSOAS, London, ١٩٦٣, Vol. XXVI/ ٢;
T S.
سیدعلی آل داوود