دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٩ - الجا
الجا
نویسنده (ها) :
مصطفی موسوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُلْجا، به معنای غنیمت، درآمد، منفعت كه در منابع فارسی به صورتهای گوناگون اُلجا، اولجای و اولجه (رشیدالدین، ١/ ٣٣٧، ٣٣٨، ٢/ ١٣٦٤؛ عبدالرزاق، ١/ ٥٠؛ نظامالدین، ٢١٦؛ فضلالله، ٤٢؛ معینالدین، ٣٢٥، ٤١٧) ضبط شده، واژهای است مغولی از مادۀ اُلْ ـ (= یافتن، دست یافتن، كسب كردن، به دست آوردن و حاصل كردن) با پسوند نام سازِ ـ جا ـ جه به معانی یافته شده، درآمد، عایدی، سود، نفع، اسیر، غنیمت و مال غارتی.
الجا در «تاریخ سری مغول»، كهنترین نوشتۀ بازماندۀ مغولی (ص ١٠٩, ١٤٤)، و نیز در كتاب آلتان توبچی كه برگرفته از همان اثر است (ص ١١٤)، چند بار به كار رفته، و در آن منابع نیز معنای «غنیمت جنگی» داشته است. این واژه در زبان معیار مغولستان (گویش قبیلۀ خالخا ـ قالقا) به صورت اُلج و در زبان مغولان اردوس (روسیه) به صورت اُلجو، و در كالموكی به صورت اُلزو، و در لهجۀ كانسو به صورت اورجی درآمده است («فرهنگ مغولی ... »، ٦١٠؛ دورفر، I/ ١٤٤). الجا مستقیماً از زبان مغولی و یا به واسطۀ زبان فارسی به زبان تركی راه یافته، و در شاخههای شرقی و غربی آن زبان كاربرد فراوان داشته است، اما امروزه تنها در زبان معیار قرقیزی به معنای غنیمت به كار میرود (همو، I/ ١١٤, ١١٥ یوداخین، II/ ٥٨٩).
الجا در عصر ایلخانان مغول به زبان فارسی درآمده، و كهنترین منبع فارسی بازمانده كه این واژه در آن به كار رفته، جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله است. الجا در زبان فارسی به ترادف و همراه با واژۀ تلاش، تراش و یا غنیمت و بیشتر و شاید تنها به معنای غنیمت جنگی به كار رفته، و كاربرد آن تا عصر صفویان ادامه داشته است (مثلاً نک : میرخواند، ٦/ ٣٩٦، ٦٠٠). این واژه با واژۀ دخیل مغولی اولجامیشی و اولجای در بخش نخست نامهای بسیار و از جمله در نام الجایتو ایلخان مغول رابطۀ اشتقاقی ندارد.
مآخذ
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٧ ش؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
فضلالله بن روزبهان خنجی، مهمان نامۀ بخارا، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٥ ش؛
معینالدین نظنزی، منتخب التواریخ، به كوشش ژان اوبن، تهران، ١٣٣٥ ش؛
میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نظامالدین شامی، ظفرنامه، به كوشش پناهی سمنانی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نیز:
Altan Tobči. ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧٤;
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٣;
Mongolian-English Dictionary, ed. D. Lessing, Bloomington, ١٩٨٢;
Mongqulun niuča tob ča - an (Histoire secréte des Mongols), ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧١;
Yudahin, K. K., Kιrgιz sözlüğü, Ankara, ١٩٨٨.
مصطفى موسوی