دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٣٢ - خفاجه، بنی
خفاجه، بنی
نویسنده (ها) :
عبدالحمید مرادی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٩ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَفاجه، بَنی، از تیرههای قبیلۀ عقیل بن کعب، منسوب به معاویة بن عمرو، معروف به خفاجه، نیای این تیره (ابناثیر، اللباب، ١ / ٤٥٤-٤٥٥؛ قس: سمعانی، ٥ / ١٧٠).
بنیخفاجه که در اوایل دورۀ اسلامی در نواحی جنوب شرقی مدینه، تهامه و حدود رصافۀ شام میزیستند (ابوعبید، ٣ / ٧٣٦؛ یاقوت، ١ / ٢٧٨، ٥١٣، ٢ / ٢٩٥-٢٩٦، ٣ / ٤٧، ١٦٥؛ سویدی، ١٧٥؛ طباخ، ١ / ١٢٥)، بعدها پراکندگی بیشتری یافتند و دستهای از آنان در عراق، بهویژه در کوفه، و گروهی در حلب و حمص هم سکنا گرفتند (سمعانی، همانجا؛ ابن عدیم، ١ / ٢٥٦، ٢٧٧؛ قلقشندی، صبح ... ، ١ / ٣٤٣، نهایة ... ، ٢٣٠؛ تاج ... ، ذیل خفج).
از اواخر قرن ٤ ق / ١٠ م که بر اثر ضعف آل بویه و شورشها و رقابتهای امرا در بینالنهرین و بهخصوص فعالیتهای داعیان فاطمی احوال منطقه دستخوش تحولات پیدرپی بود، امرا و خاندانهای رقیب و مدعی حکومت از قدرت سران بانفوذ قبایل عرب بینالنهرین هم در کشمکشها سود میبردند و افزون بر آن، بعضی از این سران مانند رهبران بنیعقیل، بنیخفاجه و بنیاسد خود دعوی حکومت داشتند، چنانکه در ٣٩١ ق / ١٠٠١ م همراه بویهیان با بنیعقیل جنگیدند (ابناثیر، الکامل، ٩ / ١٧٠-١٧١) و دو سال بعد در کشمکش میان بعضی از امرای آل بویه هم دخالت کردند (همان، ٩ / ١٧٤). در ٤٠٢ ق / ١٠١١ م، امیر آنها، سلطان بنیثمال در انبار بر ضد حاکمان بغداد دست به شورش زد، ولی سرکوب شد (همان، ٩ / ٢٣٥). در همان سال بنیخفاجه کاروان حاجیان را غارت کردند (ابن جوزی، ١٥ / ٩٠-٩١؛ ابناثیر، همان، ٩ / ٢٣٦؛ ابنکثیر، ١٢ / ٣٤٧- ٣٤٨) و در ٤٠٤ ق کوفه را مورد هجوم و غارت قرار دادند و به دنبال آن از لشکری که فخرالملک بویهی فرستاده بود، شکست خوردند. سلطان گریخت، ولی برادرش محمد بن ثمال و تنی چند از سران خفاجه اسیر شدند (ابناثیر، همان، ٩ / ٢٤٥؛ ابنکثیر، ١٢ / ٣٥٢).
در ٤١١ ق / ١٠٢٠ م، در نبرد میان قرواش بن مقلد عقیلی و بویهیان بغداد، بنیخفاجه به حمایت از عقیلیان برخاستند و از قرواش حمایت نمودند (ابناثیر، همان، ٩ / ٣٢٢)؛ ولی در ٤١٧ ق / ١٠٢٦ م نیز منیع بن حسان، امیر بنیخفاجه، سپاه بغداد را در مقابل قرواش یاری رساند و او را از انبار بیرون راند (همان، ٩ / ٣٥٢)، سپس جامعین را کـه در دست دبیس بن مزیـد اسدی بود، غارت
کرد و آنگاه انبار، قلمرو قرواش عقیلی را به تاراج داد (همان، ٩ / ٣٥٤).
در ٤٢٦ ق / ١٠٣٥ م، سران بنیخفاجه دچار اختلاف شدند. حسن بن ابی البرکات بن ثمال، عموی خود علی بن ثمال، امیر خفاجه را کشت و به جای او نشست و اندکی بعد کوفه را غارت کرد (همان، ٩ / ٤٤٤). در ٤٢٨ ق / ١٠٣٧ م بنیخفاجه همراه بساسیری به جلالالدوله ابوطاهر بن بهاءالدوله (حک ٣٨٣-٤٣٥ ق / ٩٩٣-١٠٤٤ م) پیوست و شورش بارسطغان را فرو نشاند (همان، ٩ / ٤٥٣-٤٥٤).
در ماجرای بساسیری و تبدیل خطبه در بغداد از نام خلیفۀ عباسی به فرمانروای فاطمی و دعوت القائم از طغرل سلجوقی در ٤٥١ ق / ١٠٥٩ م، بنیخفاجه به سلجوقیان پیوستند (ابنجوزی، ١٦ / ٥٢). اینان به روزگار سلطنت طغرل و الب ارسلان که احوال عراق آرام گرفته، و رقیبان و ماجراجویان سیاسی و نظامی دم فروکشیده بودند، فعالیتی چشمگیر نداشتند و ظاهراً آرام میزیستند. اما پس از مرگ سلطان ملکشاه در ٤٨٥ ق / ١٠٩٢ م، حاجیان بغداد را که از کوفه میگذشتند، غارت کردند، ولی خود مورد هجوم لشکر بغداد قرارگرفتند و تارومار شدند (ابن جوزی، ١٦ / ٣٠١؛ ابن اثیر، همان، ١٠ / ٢١٧). در ٤٨٩ ق قلمرو صدقة بن منصور مزیدی را غارت کردند. صدقه بیدرنگ سپاهی به جنگ فرستاد و کشتاری بزرگ از بنیخفاجه به راه انداخت (همان، ١٠ / ٢٦٠؛ ابنکثیر، ١١ / ١٥٢-١٥٣). با اینهمه، دو سال بعد، صدقه بنیخفاجه را در نبرد با بنیعباده، از تیرههای بنیعقیل یاری داد (ابن اثیر، همان، ١٠ / ٤٠٠-٤٠١).
این دوستی دیری نپایید و چون بنیخفاجه همچنان به غارت دست میزدند، صدقه لشکر بر سر آنان فرستاد. بنیخفاجه پس از شکستی سخت در نواحی بصره پراکنده شدند و از این زمان از قدرت و نفوذشان به شدت کاسته شد (همان، ١٠ / ٤٢١؛ ابنکثیر، ١١ / ١٦٧؛ ابن جبیر، ٢١١؛ ابن بطوطه، ١ / ٢٣٨)؛ اما مدتی پس از این ماجراها، در ٥٥٦ ق / ١١٦١ م، باز دست به یورش وسیع زدند و اطراف کوفه و حله را به غارت دادند. با اینهمه، از بیم مقابله با لشکر بغداد، عفو خواستند و بخشیده شدند (ابنکثیر، ١١ / ٢٤٤؛ ابنخلدون، ٣ / ٦٤٦).
در سالهای بعد هم بنیخفاجه گاهوبیگاه به غارت حجاج و تاراج برخی روستاها و شهرهای عراق میپرداختند و این اقدامات همواره با مقابله از سوی دستگاه خلافت مواجه میشد (نک : ابنجوزی، ١٨ / ١٧٦، ٢٢٣، ٢٢٧؛ ابنکثیر، ١١ / ٢٥٤).
در منابع به عنوان آخرین نقش بنیخفاجه در حوادث مهم تاریخی آمده است که پس از فتح بغداد به دست هلاگوخان در ٦٥٦ ق / ١٢٥٨ م و برانداختن عباسیان بغداد (نک : قلقشندی، مآثر ... ، ٢ / ٨٩-٩٢؛ ابن تغری بردی، ٧ / ٤٨-٥١)، احمد بن حسن عباسی به حسین بن فلاح، امیر خفاجه پناه برد و نزدیک دو سال نزد او مخفی ماند و پس از آن به دمشق رفت و از سوی بیبرس، سلطان مملوک مصر، در ٦٦١ ق / ١٢٦٣ م، به عنوان دومین خلیفۀ عباسی مصر و با لقب الحاکم بامرالله به خلافت نشست (نک : قلقشندی، همان، ٢ / ١١٦-١١٧؛ مقریزی، ١ / ٥٤٧- ٥٤٨؛ سیوطی، ٤٧٨- ٤٧٩؛ ابنحجر، ١ / ١٣٧؛ ابن تغری بردی، ٧ / ١١٧- ١١٨؛ ابنسباط، ٤٠٤-٤٠٥؛ نیز زامباور، ٤؛ مطوی، ١٩٣).
از بنیخفاجه ١١ تیره منشعب شده است که عبارتاند از: بنی معاویه، بنی کعب ذی النویره، بنی اقرع، بنی کعب اصغر، بنی عامر، بنی مالک، بنی هیثم، بنی وازع، بنی عمرو، بنی حزن، و بنی خالد (نویری، ٢ / ٣٤٠-٣٤١). از شخصیتهای مشهور این قبیله هم میتوان به توبة بن حمیر خفاجی (د ٧٥ ق / ٦٩٤ م) شاعر اشاره کرد (نک : ابوالفرج، ١١ / ٢١٠؛ ابندرید، ٢٩٩).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
همو، اللباب، بغداد، مکتبة المثنى؛
ابن بطوطه، رحلة، به کوشش علی منتصر کتانی، مؤسسة الرساله، ١٤٠٥ ق؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابنجبیر، محمد، رحلة، لیدن، ١٩٠٧ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ ق؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنة، حیدرآباد دکن، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م ؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابنخلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
ابندرید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، بغداد، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛
ابنسباط، حمزه، تاریخ، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، ١٤١٣ ق / ١٩٩٣ م؛
ابنعدیم، عمر، زبدة الحلب من تاریخ حلب، به کوشش سامی دهان، دمشق، ١٩٥٤ م؛
ابنکثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ١٩٧٧ م؛
ابوعبید بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش سمیر جابر، بیروت، ١٤١٥ ق / ١٩٩٥ م؛
تاج العروس؛
زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاکمة، ترجمۀ زکی محمدحسن بک و حسن احمد محمود، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان بن یحیى معلمی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
سویدی، محمدامین، شبائک الذهب فی معرفة قبایل العرب، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
سیوطی، تاریخ الخلفاء، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، کراچی، نورمحمد؛
طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء، به کوشش محمد کمال، حلب، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ٨٢١ ق / ١٤١٨ م؛
همو، مآثر الانافة، به کوشش عبدالستار احمد فراج، بیروت، عالم الکتب؛
همو، نهایة الارب، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
مطوی، محمد عروسی، السلطنة الحفصیة، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٨ ق / ١٩٩٧ م؛
نویری، احمد، نهایة الارب، قاهره، مؤسسة المصریة العامه؛
یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار الکتاب العربی.
عبدالحمید مرادی