دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣ - ابن ام مکتوم
ابن ام مکتوم
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٥ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اُمَّ مَكتوم، عبدالله يا عمرو بن قيس بن زائده (ابنهشام، ١/ ٣٩٠؛ قس: ابن عبدالبر، ٣/ ٩٩٧، ٩٩٨)، از بنی عامر بن لؤی (زبيری، ٣٤٣؛ قس: ابنحبان، ١٦)، صحابی، و مؤذن نابينای پيامبر اكرم. گفتهاند كه نام وی قبل از گرويدن به اسلام، حصين بود و پيامبر او را عبدالله نام نهاد (همانجا). پدرش، دايی خديجه همسر پيامبر بود (ابن حزم، ١٧١) و مادرش عاتكة بنت عبدالله بن عنكثة بن عامر بن مخزوم نام داشت و كنيهاش اممكتوم بود و عبدالله به وی منسوب شد. دربارۀ تاريخ تولد، دوران جوانی و نيز چگونگی نابينايی ابن اممكتوم آگاهی دقيقی در دست نيست، اما به نظر میرسد كه چشمان خود را در كودكی از دست داده بوده است (ذهبی، سير، ١/ ٣٦٢). وی در اوايل بعثت در مكه حضور داشت. به اسلام نيز دلبستگی يافته بود چندانكه از پيامبر، آنگاه كه با برخی از سران قريش چون وليد بن مغيره سخن میگفت و اميد داشت كه به اسلام بگروند، خواست برايش قرآن بخواند. آية «عَبَسَ وَ تَوَلّی، أَن جاءَهُ الاْعْمى» در حق وی فرود آمده است (ابن هشام،١/ ٣٨٩،٣٩٠؛ سيد مرتضی، ١١٨- ١١٩؛ طبرسی، ٩/ ٦٦٣ -٦٦٤). ظاهراً وی اندكی پس از آن، اسلام آورد. گفتهاند كه ابن ام مكتوم و مصعب بن عمير، نخستين كسانی بودند كه به دستور پيامبر و برای ارشاد مردم يثرب - قبل از هجرت - به آن شهر رفتند (ابن سعد، ١/ ٢٣٤). اما برخی برآنند كه وی اندكی پس از جنگ بدر به مدينه رفت (ابن قتيبه، ٢٩٠) و در «صُفّه» مسجد مدينه مسكن گرفت و پيامبر سپس او را در خانه مخرمة بن نوفل فرود آورد (ابونعيم، ٢/ ٤). ابن اممكتوم نيز چون بلال، مؤذن پيامبر بود (ابن سعد، ٨/ ٣٦٤) و رسول خدا چندان به وی اعتماد داشت كه او را سیزده بار، از جمله در غزوات احد، خندق، بنی نضير، بنی قريظه، به جای خود در مدينه برگمارد (شباب، ١/ ٧١؛ واقدی، جم ). پس از جنگ تبوك نيز آيۀ ٩٥ سورۀ نساء كه در سرزنش كسانی كه از رفتن به پيكار سرباز زده بودند، نازل شد و مجاهدات را بر راحتطلبان برتری نهاد، ابن ام مكتوم نابينا و ديگر ناتوانان را مستثنا ساخت: «لايَسْتَوِی القاعِدونَ مِنَ المُؤمِنينَ غَيرَ اُولِی الضَّرَرِ و المُجاهِدُونَ» (طبرسی، ٢/ ٩٦). با اينهمه، پس از آن در جنگها حاضر میشد و میگفت رايت جنگ به من دهيد، چه نابينايم و نمیتوانم بگريزم (ذهبی، سير، ١/ ٣٦٤). گفتهاند كه ابن ام مكتوم در جنگ قادسيه حاضر بود و رايت سياهی در دست داشت. سپس به مدينه بازگشت و همانجا درگذشت (ابن قتيبه، ٢٩٠)؛ و به روايتی در همان جنگ به قتل رسيد (ذهبی، العبر، ١٥). كسانی چون عبدالرحمان بن ابی ليلی و ابورزين اسدی از او روايت كردهاند (همو، سير، ٣٦٥).
مآخذ
ابنحبان، محمد، مشاهير علماء الامصار، قاهره، ١٩٥٩ م؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٩٨٣ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بيروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، يوسف بن عبدالله، الاستيعاب فی معرفة الاصحاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، مكتبة نهضة مصر؛
ابن قتيبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، بيروت، ١٩٦٠ م؛
ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، به كوشش مصطفی السقا و ديگران، بيروت، دار احياء التراث العربی؛
ابونعيم، احمد، حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، بيروت، ١٩٦٧ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنوؤط، بيروت، ١٩٨٥ م، همو، العبر، به كوشش محمد السعيد بن بسيونی، بيروت، ١٤٠٥ ق؛
زبيری، مصعب بن عبدالله، نسب قريش، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٥١ م؛
سيدمرتضی، تنزيه الانبياء، قم، منشورات الشريف رضی؛
شباب، خليفة بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، قاهره، ١٩٦٧ م؛
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان، صيداء، ١٩٣٥ م؛
واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م.
صادق سجادی