دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٧٥ - آقینجی
آقینجی
نویسنده (ها) :
عباس زریاب خویی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٧ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آقینجی، عنوانی برای سواران نامنظم در نخستین سدههای تشکیل دولت عثمانی که پیش از حملۀ سپاه با حملات سریع خود در پشت صفوف دشمن و در خاک او ایجاد وحشت و بینظمی و ویرانی میکردند. این اصطلاح از کلمۀ «آقین» به معنی جریان سیل و تاخت و تاز گرفته شده است. وظیفۀ اصلی آقینجیها شناسایی خاک دشمن و غارت و ویرانی بود؛ اما اسماعیل حقی اوزون چارشیلی نویسندۀ مقالۂ «آقینجی» در اسلام آنسیکلوپدیسی این معنی را صفت اصلی آقینجیها نمیداند و میگوید آقینجیها در مرزها و نزدیکی مرزها اقامت داشتند و از روی برنامه و نقشۀ معین در تابستانها و زمستانها بر خاک دشمن میتاختند و مال و اسیر به غنیمت میگرفتند و از اوضاع دشمن و قوای وی و از کیفیت راهها اطلاعات مهم به دست میآوردند.
آقینجیها از میان ترکان برگزیده میشدند و این شغل از پدر به پسر به ارث میرسید. اینان در زمان جنگ در عملیات اکتشافی شرکت میکردند و در خاک دشمن راه برای سپاه میگشودند و مانع کمین کردن دشمنان میشدند. علاوه بر این، غلات و جبوبات سر راه سپاه را از دستبرد مصون میداشتند و از اسیرانی که میگرفتند، بر حال دشمن آگاه میگشتند و به مرکز سپاه گزارش میدادند و هر چیز را که به درد دشمن میخورد، نابود میساختند و سلامت پلها و گذرگاهها را تأمین میکردند. برای همین منظور، آقینجیها ٤ تا ٥ روز از سپاه اصلی جلوتر میبودند. اینان سوارهنظام سبک اسلحه بودند و از اینرو در خاک دشمن با سرعتی باور نکردنی تاخت و تاز میکردند. اگر فرمانده آقینجی خود در حمله و «آقین» شرکت نمیکرد و قوای آقینجی از ١٠٠ نفر متجاوز بودند، به آن حمله «حرامی لیق» میگفتند و اگر عدۀ آقینجیها از ١٠٠ نفر کمتر بود، آنان را «چته» میخواندند. از اسیرانی که در آقینها و حرامی لیقها میگرفتند، یک پنجم را به عنوان مالیات به دولت میدادند و آن را پنج یک میخواندند. از اسیرانی که چتهها میگرفتند، پنج ـ یک گرفته نمیشد. عمل گرفتن پنج یک در حضور قاضی آقینجی و یا پنچیکی باشی انجام میگرفت. آقینجیها از دولت حقوق نمیگرفتند، اما از دادن مالیات (بجز مالیات اسیران مذکور) معاف بودند. بعضی از آقینجیها «تیمار» (نوعی تیول با اِقطاع) داشتند. برای آقینجیها و برای کسانی از ایشان که تیمار داشتند، دفاتر خاصی میبود. اگر افرادی از آقینجیها میمردند یا معلول و ناقص میشدند، به جای ایشان سواران تازه برگزیده میشدند و اگر وفاتیافتگان و معلولان اولاد ذکور داشتند، به جای پدرانشان به شغل آقینجی انتخاب میشدند. آقینجیها در شبه جزیرۀ بالکان در نواحی گوناگون و در دستههای مختلف میزیستند و هر دستهای نام خاصی داشت مانند تورخانلی، میخاللی، مالقوج اوغلوو جز آن.
بنا به روایات، تشکیل دستههای آقینجی به زمان سلجوقیان آناطولی میرسد. گویا در جنگ دشت بروسه در اواخر سدۀ ٧ق / ١٣م که میان قوای بیزانس ـ تاتار و اِرْطغرل درگرفت، ارطغرل از آقینجیها استفاده کرد. بعدها قدرت آقینجیها رو به فزونی نهاد و شمار ایشان به ٤٠,٠٠٠ تا ٥٠,٠٠٠ نفر رسید. در اواخر سدۀ ١٠ق / ١٦م قدرت آنها رو به ضعف نهاد و در ١٠٠٣ق / ١٥٩٥م که وزیر اعظم سنان پاشا در جنگ افلاق (والاخی) مغلوب گردید، فقط تعداد کمی از آقینجیها نجات یافتند. پس از آنکه آقینجیها به تدریج داخل سپاه منظم عثمانی شدند و یا از آن کار دست کشیدند.
مآخذ
اسلام آنسیکلوپدیسی؛
دایرةالمعارف اسلام.
عباس زریاب