دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥٥ - جزار احمد پاشا
جزار احمد پاشا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَزّارْ اَحْمَدْپاشا (د ١٢ محرم ١٢١٩ق / ٢٣ آوريل ١٨٠٤م)، دولتمرد و فرماندار توانمند دولت عثماني در سوريه و لبنان.
دربارۀ تاريخ تولد و زادگاهش آگاهي دقيق نداريم؛ همينقدر گفتهاند که در بوسني زاده شده است (IA, III / ١٥٦؛ «دائرة المعارف ... »، VII / ٥١٦؛ جودت، ٧ / ٢٦٨). وي در دوران جواني تحت حمايتِ علي پاشا حکيم اوغلو که بعدها صدراعظم عثماني شد (اوزون چارشيلي، IV / ٣٢٤)، قرار گرفت و چون علي پاشا در ١١٦٩ق / ١٧٥٦م به حکومت مصر منصوب شد (جبرتي،١ / ٢٧٩- ٢٨٠)، همراه او به اين ولايت رفت (IA، نيز «دائرة المعارف»، همانجاها).
پس از برکناري علي پاشا از حکومت مصر و بازگشت به استانبول در ١١٧١ق / ١٧٥٨م (جبرتي، ١ / ٢٨٠، ٣٠٥)، احمد پاشا همچنان در مصر باقي ماند و به تدريج اعتبار و آوازهاي به دست آورد و به خدمت عبدالله بيک، فرماندار بُحيره و از ياران نزديک عليبيک کبير معروف به بولوط قپان (نک : ه د، عليبيک)، درآمد (همو، ١ / ٢٨٠، ٣٠٥، ٣ / ٤٧ بب ). پس از قتل عبدالله بيک به دست اعراب قبيلۀ هُناوي، در انتقامگيري آنچنان شدت عمل نشان داد که به جزار (قصاب) معروف شد (IA، نيز «دائرة المعارف»، همانجاها). به روايتي ديگر او را اساساً به جهت خونريزي و سفاکياش جزار خواندهاند (دانشمند، IV / ٧٧).
احمد پاشا پس از مدتي نزد عليبيک بولوط قپان که شيخالبلد نيز بود (هالت، I / ٣٧٩) و او را به سبب شجاعت و درايتش «جن»، نيز ميخواندند، رفت (دانشمند، IV / ٥٤) و در سلک ملازمانِ خاص او درآمد (شاو، ١ / ٤٣٧؛ IA، همانجا). وي مدتي بعد در پي اختلاف با عليبيک به استانبول گريخت، لکن چندي بعد مخفيانه به مصر بازگشت و از آنجا به سوريه رفت و به عثمان پاشا، والي عثماني سوريه پيوست (IA، همانجا). پس از آن در سرکوب شورش شيخ ظاهر العُمر (عمر ظاهر)، محافظ (قلعهبان) عکّا (نک : دانشمند، همانجا) به اتفاق عثمان پاشا شرکت کرد و در محاصرۀ بيروت توسط نيروهاي روسي مستقر در مديترانه زخمي شد و آنگاه به عنوان مُتسّلم (معاون و دستيار والي) بيروت منصوب گرديد (همانجا).
پس از خاتمۀ قيام شيخ ظاهر در ١١٨٩ق / ١٧٧٥م (جبرتي، ١ / ٤٧٣-٤٧٦) احمد پاشا به فرمانداري شهر صيدا منصوب شد و عکا پايتخت سابق ظاهرالعمر را مرکز و مقر حکومت خود قرار داد (هالت، همانجا). جزار با تشکيل نيرويي نظامي مرکب از بوسنياييها، آلبانياييتبارها و افرادي از افريقاي شمالي، شورشهاي محلـي را سرکوب کرد و به تدريج قلمرو نفوذ خود را تا لبنان و فلسطين توسعه داد (شاو، همانجا؛ IA, III / ٥١٧؛ «دائرة المعارف»، VII / ٥١٧). او اگرچه با بهرهگيري از ضعف روزافزون قدرت دولت عثماني، اقداماتي براي کسب استقلال انجام ميداد (کارال، VI / ٢١٣)، لکن از رويارويي مستقيم با دولت مرکزي پرهيز ميکرد و ميتوان گفت نسبت به سلطان عثماني وفادار بود، چنان که آن را به بهترين صورت در دفاع از عکا نشان داد (هالت، همانجا). از سويي ديگر دولت عثماني نيز احمد پاشا را تحت فشار قرار نميداد و حتى او را به سمت اميرالحاجي برگزيد و از فعاليتهاي بازرگاني او نيز که صادرات پنبه و حبوبات را در انحصار خود گرفته بود، جلوگيري نميکرد (جودت، ٧ / ٢٦٨-٢٧٠؛ IA, III / ١٥٦-١٥٧).
در اواخر سدۀ ١٢ق / ١٨م و آغاز سدۀ ١٣ق / ١٩م، پس از انقلاب کبير فرانسه، رقابت ميان نظام نوپاي فرانسه و بريتانيا ــ حتى پس از انعقاد قرارداد کامپوفورميو در ١٧٩٧م (نک : پامر، ٣٦٦-٣٦٧) ــ ادامه يافت. فرانسه براي مقابله با انگلستان، به فکر حضور در شبه قارۀ هند افتاد و براي تحقق اين هدف ميکوشيد متصرفات امپراتوري عثماني را به ويژه در کرانۀ شرق و جنوب درياي مديترانه به دست آورد و راه بازرگاني انگلستان با هند را مسدود کند. از اينرو ناپلئون مقدمات لشکرکشي به مصر را که غنيترين مستملکۀ عثماني بود، فراهم آورد و در ١٧ محرم ١٢١٣ / اول ژوئيۀ ١٧٩٨ در اسکندريه پياده شد (لوتسکي، ٢٥-٢٨؛ دانشمند، IV / ٧٤-٧٥؛ کارال، V / ٢٧؛ ساريجا، ١٧٢؛ سوبول، ٥٩٧-٥٩٩). ناپلئون با صدور اعلاميهاي خود را جانبدار دين اسلام و سلطان عثماني خواند و هدف از اين لشکرکشي را تأديب مملوکهاي ظالم، تأمين بازرگاني و تقويت قدرت سلطان دانست (همانجا؛ براي متن اعلاميه، نک : جبرتي، ٢ / ١٨٢-١٨٤)، ناپلئون سپس قاهره را نيز تصرف کرد (همانجا؛ شاو، ١ / ٤٦٣)، اما اين پيروزي ديري نپاييد و سپاه فرانسوي با مشکلات زيادي مواجه شد که تار و مار شدن ناوگان فرانسوي مستقر در ابوقير (ابوخير) از سوي درياسالار نلسُن انگليسي و مبارزات مملوکها، از آن جمله است (دانشمند، IV / ٧٥-٧٦ ؛ کارال، V / ٣٨؛ دورانت، ١٣٠-١٣١؛ لوتسکي، ٣٠-٣١).
در اين ميان دولت عثماني نيز براي بيرون راندن فرانسويان از مصر به تجهيز قوا پرداخت. بابعالي، احمد پاشا را به سرعسکري سواحل (دانشمند، IV / ٧٦) و نيز سرعسکري مصر و فرمانداري سنجقهاي نابلس، قدس، سوريه و طرابلس منصوب کرد و آزادسازي مصر را به عهدۀ او گذارد (همانجا؛ کارال، V / ٣٧). ناپلئون که از سلطۀ کامل بر مصر نا اميد شده بود، با اطلاع از اقدامات دولت عثماني، براي تسلط بر مديترانۀ شرقي نيروهاي خود را به سوي سوريه گسيل داشت. اگرچه جزار به مقابله برخاست، لکن شهرهاي العريش، غزه و يافا به رغم مقاومت، يکي پس از ديگري سقوط کرد (همو، V / ٣٩-٤٠؛ دانشمند، IV / ٧٧؛ لوتسکي، ٣١؛ دورانت، ١٣١-١٣٢). ناپلئون در اين يورش نيز با صدور بيانهاي سرکوب جزار ستمگر را هدف خود خواند (جبرتي، ٢ / ٢٥٥). آنگاه در ١١ شوال ١٢١٣ق / ١٨ مارس ١٧٩٩م به پشت ديوارهاي دژ عکا، مقر فرماندهي و اقامت جزار رسيد و آن را محاصره کرد (دانشمند، کارال، همانجاها؛ براي جزئيات محاصره، نک : تکين داغ، ١-٢٠).
دفاع و مقاومت جزار پاشا و ٣ هزار نفر از سربازان نظام جديد عثماني، و همچنين همراهي ناوگان انگليسي با او، محاصرۀ ٦٤ روزۀ عکا را بينتيجه کرد و ناپلئون ناگزير به مصر عقب نشست (همانجا)؛ مبارزۀ مملوکها برضد فرانسويان و وجود طاعون نيز از علل ناکامي ناپلئون در اين لشکرکشي بود که نخستين شکست خود را در کنار ديوارهاي عکا تجربه کرد (دانشمند، IV / ٧٧-٧٨) و اعتراف نمود که: «سرنوشت شرق در آن دژ مفلوک نهفته است» (کينراس، ٤٣٩). ناپلئون علل انصراف خود از محاصرۀ عکا را در اعلاميهاي ١٥ مادهاي که در آن به زخمي شدن جزار و ستمگري او اشاره کرده بود، به آگاهي مردم مصر رساند (جبرتي، ٢ / ٢٨٧-٢٨٩).
شکست ناپلئون در عکا اعتبار جزار را نزد باب عالي افزايش داد و به رغم برخي بدگمانيها نسبت به وي، سلطان سليم سوم او را به عنوان فاتح عکا به حکمراني سوريه و ادارۀ امور مصر برگزيد (شاو، ١ / ٤٦٧). سرانجام جزار که پير و ناتوان شده بود، در اقامتگاه خود در عکا درگذشت (IA, III / ١٥٧). اگرچه برخي از مآخذ از او با عنوان فردي خونريز و سفاک نام بردهاند، ليکن برخي نيز هوشياري و اقدامات عمراني او در منطقۀ قلمروش به ويژه شهر عکا را ستودهاند. مسجد جزار پاشا در اين شهر يادگار ارزندۀ او ست («دائرة المعارف»، VII / ٥١٦-٥١٧).
مآخذ
جبرتي، عبدالرحمان، عجائب الآثار، بيروت، دارالجيل؛
جودت، احمد، تاريخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛
دورانت، ويل و آريل دورانت، تاريخ تمدن (ج ١١، عصر ناپلئون)، ترجمۀ اسماعيل دولتشاهي و علياصغر بهرامبيگي، تهران، ١٣٧٠ش؛
شاو، ا. ج. و ا. ک. شاو، تاريخ امپراتوري عثماني و ترکيۀ جديد، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
کين راس، پ. ب.، قرون عثماني، ترجمۀ پروانه ستاري، تهران، ١٣٧٣ش؛
لوتسکي، ولاديمير، تاريخ جديد کشورهاي عربي، ترجمۀ رفيع رفيعي، تهران، ١٣٧٩ش؛
نيز:
Daniṣmend, İ. H., İzahlı Osmanlı tarihi kronolojisi, Istanbul, ١٩٥٥;
Holt, P.M., «The Later Ottoman Empire in Egypt», The Cambridge History of Islam, Cambridge, ١٩٧٠, vol. I(١);
IA;
Karal, E. Z., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
Palmer, R.R., A History of the Modern World, New York, ١٩٥٦;
Sarıca, M., ١٠٠ Soruda Fıransız ihtilalı, Istanbul, ١٩٧٠;
Soboul, A., ١٧٨٩ Fıransız inkılâbı tarihi, tr. Ṣ. Hulusi, Istanbul, ١٩٦٩;
Tekindag, S., «Yeni kaynak ve vesikalarin iṣığı altında Bonapartin Akka muhasarası», Tarih dergisi, Istanbul, ١٩٦٥, vol. XX;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٣;
Uzunçarṣılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
علياکبر ديانت