دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٤ - ابراهیم خان بغایری
ابراهیم خان بغایری
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمْ خانِ بُغایری، از امیران طایفۀ بغایری خراسان كه در حوادث پس از قتل نادر (١١٦٠ ق / ١٧٤٧ م) نقشهایی بر عهده داشت و سرانجام به سبب خیانت، به دستور كریم خان زند به هلاكت رسید (١١٧٥ ق / ١٧٦٢ م). از اوایل زندگی او آگاهی دقیقی در دست نیست. در ١١٦٨ ق / ١٧٥٥ م احمد شاه ابدالی به ایران هجوم آورد و پس از تصرف چند شهر به مشهد وارد شد و به ستیز با میر علم خان خزیمه پرداخت. میر علم خان كه آن موقع در خراسان قدرتی كسب كرده و شاهرخ شاه افشار را كور كرده بود، از عهدۀ مقابله با احمدشاه برنیامد و ناگزیر به ابراهیم خان بغایری كه پدرزنش بود پناه برد. ابراهیم خان ناجوانمردی كرد و او را به كردها سپرد و آنان وی را كشتند (مفتون دنبلی، تجربة الاحرار، ٣-٤). آنگاه احمدشاه لشكری به سرداری شاه پسند خان افغان برای تسخیر سبزوار فرستاد. ابراهیم خان بغایری كه درین شهر میزیست، همراه عیسی خان كرد و علی خان قلیچی و چند تن دیگر از خوانین خراسان با افراد ایل خود از آنجا به دامغان كوچید و به محمّد حسن خان قاجار پیوست (نامی، ٥٢؛ ساروی، ١٦؛ مدرس رضوی، ٤٧١). محمدحسن خان وجود آنان را مغتنم شمرد و به ویژه ابراهیم خان نزد او قرب و اعتباری تمام یافت. ابراهیم خان و خوانین همراه او هدایایی به خان قاجار تقدیم داشتند كه از جملۀ آنها دو قطعه الماس دریای نور (به وزن ٨ مثقال) و تاجماه (به وزن ٥ یا ٦ مثقال) بود (هدایت، ٩ / ٢٥؛ سپهر، ١ / ١٩). این دو قطعه الماس پس از قتل نادر، به دست امیر علم خان خزیمه و بعد ابراهیم خان بغایری افتاده بود. ابراهیم خان و دیگر خوانین همراه او و لشكریانش كه بیش از ٠٠٠‘٤ تن بودند به گفتۀ نامی (ص ٥٢) در مازندران جای داده شدند. نیز منابع دیگر گفتهاند كه محمدحسن خان قاجار یكی از امیران برجستۀ خود یعنی محمدحسین خان (یا حسین خان) دولّوی قاجار را همراه آنان كرد تا به یاری یكدیگر به سبزوار هجوم برده، افغانها را هزیمت دهند. شاه پسندخان افغان در اثر این تهاجم درهم شكسته شد و نزد احمد شاه ابدالی گریخت (مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه، ١٢؛ ساروی، ١٦).
ابراهیم خان از این پس همواره در التزام ركاب محمدحسن خان قاجار بود و در جنگی كه میان او و آزادخان افغان در حوالی رشت درگرفت، یكی از سرداران خان قاجار بود (مدرس رضوی، همانجا). در ١١٧١ ق / ١٧٥٨ م محمدحسن خان آهنگ جنگ با كریم خان زند و تصرف شیراز كرد. ابتدا آن شهر را به محاصره درآورد، اما چون مدت محاصره به درازا كشید و از این كار بهرهای نبرد، از آنجا بازگشت و به تهران آمد. كسانی كه در اطراف او بودند بر اثر این شكست مأیوس گردیدند و هر یك به سویی رفتند. فتحعلی خان افشار و شهبازخان دنبلی رهسپار آذربایجان شدند و ابراهیم خان بغایری و همراهان او روی به دامغان آوردند (نامی، ٦٩-٧٠؛ هدایت، ٩ / ٥٤، ٥٥؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ١١٥٧- ١١٥٨). محمدحسین خان دولّوی قاجار، فرمانروای اصفهان چون از این حوادث آگاه شد، بر محمدحسن خان شورید و از آنجا به دامغان رفت و با ابراهیم خان بغایری علیه محمدحسن خان همدست گردید. محمدحسن خان آنان را تعقیب كرد و دامغان را به محاصره درآورد، اما چون خبر حركت شیخ علی خان زند را با سپاهی انبوه به مازندران شنید، آن شهر را رها كرد و به ساری رفت (نامی، ٧٠؛ سپهر، ١ / ٢٤؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ١١٥٨؛ نفیسی، ١ / ٣٥-٣٦). ابراهیم خان از فرصت استفاده كرد و همراه با محمدحسین خان دولّو به مازندران رفت و به شیخ علی خان زند پیوست. از این زمان او رسماً پیوند خود را با قاجارها گسست و جانبدار زندیه گردید (نامی، ٧١). در جنگی كه میان شیخ علی خان زند و محمدحسن خان قاجار در جمادیالاول ١١٧٢ ق / ژانویه ١٧٥٩ م در مازندران روی داد و به كشته شدن محمدحسن خان قاجار انجامید، ابراهیم خان بغایری نیز حضور داشت (مدرس رضوی، ٤٧٣؛ بامداد، ٣ / ٣٩٠). از این تاریخ تا مدتی بیش از ٢ سال، ابراهیم خان جزو همراهان و سرداران كریم خان زند به شمار میرفته است. كریم خان در ١١٧٤ ق در حالی كه ابراهیم خان را همراه داشت به عزم تسخیر آذربایجان و سركوب فتحعلی خان افشار به آن سوی رفت و در قره چمن (٧٥ كیلومتری تبریز) اردو زد. در همین سفر بود كه ابراهیم خان بغایری به پاس دوستی قدیمی كه با فتحعلی خان افشار داشت، در نهان با مطلب خان كربالی و شهبازخان دنبلی متحد گردید. آنان تصمیم گرفتند كه در هنگامۀ جنگ ناگهان كریم خان را بكشند و لشكر را به فتحعلی خان افشار تسلیم كنند. فتحعلی خان نیز قول داد كه در برابر این خدمت، فرمانروایی هر منطقه از ایران را كه ابراهیم خان راغب باشد، به او بسپارد، اما این توطئه بر اثر دستگیری قاصدان برملا گردید، در نتیجه ابراهیم خان بغایری و همدستان او را در اواخر ١١٧٥ ق به فرمان كریم خان كشتند و سر آنان را نزد فتحعلی خان افشار فرستادند. پس از این واقعه فتحعلی خان تسلیم گردید و آذربایجان در حیطۀ اقتدار كریم خان درآمد (آذربیگدلی، ٣٧٤-٣٧٥؛ میرزا محمد كلانتر، ٦٠-٦١؛ گلستانه، ٣٢٤-٣٢٧؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ١١٦٣؛ نیبور، ٢٠٤-٢٠٥؛ بامداد، ١ / ٨). هدایتی مینویسد كه ابوالحسن غفاری كاشانی در تألیف تاریخی خود، گلشن مراد، حادثۀ توطئۀ ابراهیم خان بغایری و كشته شدن او را با تفصیلی بیش از دیگر مورخان نگاشته است (١ / ١٥٨-١٦٠).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی بیک، آتشكده، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
بامداد، مهدی، تاریخ رجال ایران، تهران، ١٣٤٧-١٣٥٢ ش؛
ساروی، محمدبن محمدتقی، تاریخ محمدی، نسخۀ عكسی كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران، شم ١٤٧٩؛
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به كوشش محمدباقر بهبودی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
گلستانه، ابوالحسن بن محمدامین، مجمل التواریخ، به كوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
مدرس رضوی، محمدتقی، تعلیقات بر مجمل التواریخ گلستانه، تهران، ١٣٣٤ ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق بن نجفقلی، تجربة الاحرار و تسلیة الابرار، به كوشش حسن قاضی طباطبایی، تبریز، ١٣٤٩ ش؛
همو، مآثر سلطانیه، به كوشش غلامحسین صدری افشار، تهران ١٣٥١ ش؛
میرزا محمد كلانتر فارس، روزنامه، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٥ ش؛
نامی اصفهانی، میرزا محمد صادق، تاریخ گیتیگشا، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورۀ معاصر، تهران، ١٣١٦ ش؛
نیبور، كارستن، سفرنامه، ترجمۀ پرویز رجبی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
هدایت، رضا قلی خان، روضة الصفای ناصری، تهران، ١٣٣٩ ش؛
هدایتی،هادی، ایران در زمان كریم خان، تهران، ١٣٣٤ ش.
سید علی آلداود