دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢٢ - بایسنقر میرزا
بایسنقر میرزا
نویسنده (ها) :
محمدحسن سمسار
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بایْسُنْقُرْمیرْزا (٧٩٩-٧ جمادیاول ٨٣٧ق/ ١٣٩٧-٢٠ دسامبر ١٤٣٣م)، فرزند شاهرخ پسرتیمور امیرزادۀ نامور و همرپرور گورکانی.
جایگاه او در زندگی و پس از مرگ چنان بود که ــ با آنکه به مرتبۀ ولیعهدی شاهرخ نرسید ــ تاریخنویسان از وی با عنوانها و القابی چون پادشاه، سلطان، غیاثالدین و الدنیا، و غیاثالسلطنه یاد کرده، و او را به سبب داشتن منشهای پسندیده به شیوهای گزافهآمیز ستودهاند (فصیح، ١٤٠، ٢٧٢-٢٧٣؛ حافظ ابرو، ١/ ٥١١، ٢/ ٨٩٤؛ دولتشاه، ٢٦٤؛ خواندمیر، ٣/ ٦٢٢؛ علیشیر، ١٢٥).
زندگی سیاسی
بایسنقر میرزا در زندگی کوتاه مدت خود نقش مهمی در کار مملکتداری بر عهده داشت. او سومین پسر از ٧ پسر شاهرخ بود و هنگام به پادشاهی رسیدن تنها ٨ سال داشت (فصیح، ١٥٤؛ شرفالدین، ٤٩١ب). در ٨١٣ق/ ١٤١٠م که شاهرخ از هرات برای سرکوب شورش ماوراءالنهر بدانجا لشکر کشید، بایسنقر را در هرات به جای خود نشاند (حافظ ابرو، ١/ ٣٦١، ٣٦٤). بدینسان، او از ١٤ سالگی وارد میدان کشورداری شد. در ٨١٧ق شاهرخ او را به حکومت تمامی خراسان و بخشهای شرقی آن گزید (همو، ١/ ٥١٢؛ فصیح، ١/ ٢١٩؛ عبدالرزاق، ٢(١)/ ١٧٠). پس از طغیان امیرزاده بایقرا (٨١٨ق/ ١٤١٥م) و تصرف شیراز شد و گشترش آشوب در فارس و کاشان و قم، شاهرخ خود عازم شیراز شد و به امیرزادگان دیگر از جمله بایسنقر دستور داد با سپاهیان خود به سرکوب بایقرا روند. چون شیراز به محاصره درآمد، بایقرا ناچار به بایسنقر میرزا متوسل شد و با پایمردی او مورد بخشش شاهرخ قرار گرفت (حافظابرو، ١/ ٥٩١-٦٠٠، ٢/ ٦٠٣؛ عبدالرزاق، ٢(١)/ ١٨٢) و آشوبی که میرفت خاندان تیمور را در یک جنگ خانگی درگیر کند، فرونشست. در ٨١٩ق بایسنقر میرزا به سِمت پراهمیت «امیردیوان» منصوب شد (همو، (٢)١/ ١٨٩-١٩٠؛ حافظ ابرو، ٢/ ٦٢٨-٦٢٩؛ فصیح، ٢٢٦). برگزیدن این امیرزادۀ ٢٠ساله به منصبی که به قول حافظ ابرو باید «داد دادخواهان و انصاف مظلومان از ظالمان بدهد و بستاند» (٢/ ٦٢٩؛ عبدالرزاق، ٢(١)/ ١٨٩)، در خور توجه است.
از ٨٢٠ق/ ١٤١٧م به بعد بایسنقر میرزا به مأموریتهای متعدد جنگی از سوی شاهرخ فرستاده شد: تاخت به سوی هزاره در همان سال (فصیح، ٢٣٢)، تعقیب و دستگیری امیرزاده قید و بهادر در ٨٢١ق (همو، ٢٣٣-٢٣٤؛ عبدالرزاق، ٢(١)/ ٢١٠-٢١٢)، همراهی با پدرش شاهرخ در حمله به آذربایجان در ٨٢٣ق، و ادامۀ لشکرکشی با عبور از رود ارس و رفتن به گنجه برای سرکوب طغیان یاراحمد قرامان در ٨٢٤ق (همو، ٢(١)/ ٢٢٥-٢٢٦، ٢٣٠، ٢٣٣، ٢٣٤؛ فصیح، ٢٤٠؛ حافظابرو، ٢/ ٧٦٠-٧٦٥)، در شمار این مأموریتهای جنگی است. در ٨٣٠ق او همراه پدر و برادرش جوکیبهادر برای یاری رساندن به الغبیگ و فرونشاندن فتننۀ برای به سوی سمرقند رفت؛ اما در میانۀ راه به دستور شاهرخ از بلخ به هرات بازگشت (فصیح، ٢٦١-٢٦٢؛ عبدالرزاق، ٢(١)/ ٣١٠، ٣١٧).
بایسنقر در دومین لشکرکشی شاهرخ به آذربایجان در ٨٣٢ق/ ١٤٢٩م برای سرکوب اسکندر بن قرایوسف والی آذربایجان که قلعۀ سلطانیه، ابهر، زنجان و قزوین را گرفته بود، نقشی مهم بهعهده داشت (فصیح، ٢٦٣-٢٦٥). بایسنقر پس از بازرگشت از این سفر در ٨٣٣ق در بسطام بیمار شد و این بیماری به مدت ٤٠ روز ادامه یافت (همو، ٢٦٦).
در واپسین سالهای عمر او نشانهای از فعالیتهای سیاسی و نظامی دیده نمیشود و میتوان گمان برد که او سلامت خود را از دست داده بوده است.
زندگی هنری
بایسنقر میرزا به عنوان یک شاهزادۀ هنرمند و هنرمندپرور در تاریخ ایران شهرت بسیار دارد. دولتشاه سمرقندی مینویسد که او به «شش قلم خطنوشتی» (ص ٢٦٤) و متأخران او را نه تنها در شمار استادات طراز اول خوشنویسی قلمهای محقق و ثلث، بلکه از «ارکان اربعۀ کاخ خطوط» دانستهاند (قاضی احمد، ٢٩؛ ایرانی، ١٤٣؛ سمسار، ٢٦). اما بین شهرت او در خوشنویسی و آثار باقیمانده از او تناسبی نیست. تنها اثر رقمدار منسوب به او کتبیهای به قلم ثلث بر پیش طاق ایوان مسجد گوهرشاد مشهد با رقم «بایسنقر بن شاهرخ بن تیمور گورکانی فی ٨٢١» است (اعتمادالسلطنه، ١٤٧). بخش بزرگی از این شهرت مدیون نسبت متواتر قرآنی در اندازۀ ١٧٧×١٠١ سانتیمتر به قلم محقق جلی عالی شامل ٧ سطر در هر صفحه به اوست. این اثر عظیمترین نسخۀ خطی قرآنی است که خوشنویسان مسلمان در سدههای گذشته بر کاغذ کتابت کردهاند (گلچین، ١٢٩؛ «هنرها...»، ٣٤٠؛ سمسار، ٢٦، ٣١). بر هیچیک از اوراق موجود این قرآن عظیم رقم یا نشانی که گویای کتابت آن به دست بایسنقر میرزا باشد، دیده نمیشود و در هیچیک از مآخذ همزمان و پس از او تا سدۀ ١٣ق به این نسبت اشاره نشده است. نسبت شاعری نیز به او دادهاند و در تذکرهها ابیاتی از وی آمده است (علیشیر، ١٢٥؛ دولتشاه، همانجا؛ فصیح، ٢٧٣).
تأسیس کتابخانهای که مکتب نگارگری و کتابآرایی هرات در آن به اواج تکامل رسید، یکی از مهمترین عوامل شهرت پایدار بایسنقر میرزا است. دولتشاه سمرقندی مینویسد: گویند ٤٠ کاتب خوشنویس در این کتابخانه مشغول کتابت بودند (همانجا). پیداست که این گزارش نیز از گزافنویسی به دور نیست، زیرا پس از کوشش مصطفێ عالی در گردآوری نام آنها، شمار این خوشنویسان از ١٧ تن فراتر نرفت (٢/ ٢٨-٢٩)، و بیانی با اشرافی که بر احوال خوشنویسان داشته، تنها توانسته است نام ٢٥ تن را ثبت کند (١-٢/ ١١٧-١٨٨). آنجه مسلم است این شاهزادۀ تیموری توانست شمار بسیاری از برجستهترین هنرمندان تمام شاخههای هنری عصر خویش را از جمله نگاران، خوشنویسان، مذهبان، جلدسازان و دیگر هنرمندانی که در کار کتابآرایی استاد بند، در کتابخانۀ خود گرد آورد (خواندمیر، ٣/ ٦٢٢). ریاست کتابخانۀ او را فریدالدین جعفرتبریزی بایسنقری بر عهده داشت که بر کار دیگر هنرمندان در کتابآرایی نظارت میکرد (دولتشاه، همانجا؛ بیانی، ١-٢/ ١١٧).
بایسنقر میرزا یکی از بزرگترین حامیان هنر کتابسازی و کتابآرایی است که جهان به خود دیده است و ازاینرو، از کتاب دوستان نامور هم عصر و سدههای بعد از خود نامی برتر دارد (همو، ٤/ ٤٢؛ مارتین، I/ ٣٥). امروزه کمتر موزه یا کتابخانۀ معتبری را در جهان میتوان یافت که نسخهای از کتابهای نفیس کتابخانۀ او را در خود نداشته باشد (بیانی، همانجا). از مشهورترین این آثار باید از شاهنامۀ بایسنقری نام برد که در کتابخانۀ کاخ گلستان تهران نگاهداری میشود. این نسخه را جعفر بایسنقری در ٨٣٣ق کتبت کرده، و دارای ٢٢ نگارۀ پرکار، جلد معرق و آرایههای بسیار زیباست (سمسار، ٨٦). اظهارنظر کارشناسان نامدار هنر ایران در پیرامون این نخسۀ نفیس، گویای ارزش والای آن است. بازیلگری بر آن است که درخشش رنگها و ترکیببندی نگارهها به ویژه ترسیم نیم رخها در این نسخه شگفتآور است (ص ٨٥). بینیِن در توصیف این اثر که برای نخستینبار در نمایشگاه هنر ایران در ١٩٣١م در لندن به نمایش گذاشته شد، مینویسد: این اثرِ شکوهمند پراهمیتترین نسخۀ خطی در میان همۀ آثاری است که پیشتر از این دراروپا ناشناخته مانده بود (ص ٦٩). نسخههای خطی شناخته شدۀ مهم دیگری نیز از کتابخانۀ او برجاست.
بایسنقر نسبت به شعرا، موسیقیدانان، تاریخنگاران و دیگر صاحبان دانش علاقهمند بود و با آنان همنشینی داشت (ﻧﻜ : دولتشاه، ٢٦٤-٢٦٥؛ خواندمیر، همانجا؛ عبدالرزاق، ٢(٢-٣)/ ٦٥٤) و نسبت به فرهنگ و هنر و آدب و رسوم دیگر ملتها اشتیاق نشان میداد. فرستادن غیاثالدین نقاش به همراه ایلچیان پدرش شاهرخ به «خطا» و سفارش نوشتن سفرنامه به او (ﻧﻜ : همو، ٢(١)/ ٢٦٧) نشانۀ این علاقهمندی است.
بایسنقر میرزا در ٣٧ سالگی بر اثر افراط در شرابخورگی در باغ سفید هرات درگذشت و پیکرش را در مدرسۀ گوهرشاد هرات به خاک سپردند (فصیح، ٢٧٢؛ عبدالرزاق، ٢(٢-٣)/ ٦٥٧-٦٦٠؛ دولتشاه، ٢٦٥؛ خواندمیر، ٣/ ٦٢٣).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مطلع الشمس، تهران، ١٣٦١ش؛
ایرانی، عبدالمحمد، پیدایش خط و خطاطان، تهران، ١٣٤٥ش؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٥٨ش؛
حافظابرو، عبدالله، زبدةالتواریخ، به کوشش کمال حاج سید جوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛
خواندمیر، غیاصالدین، حبیبالسیر، به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
دولتشاه، سمرقندی، تذکرةالشعراء، به کوشش محمدرمضانی، تهران، ١٣٣٨ش؛
سمسار، محمدحسن، کاخ گلستان، به کوشش کریم امامی، تهران، ١٣٧٩ش، شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛
عالی، مصطفێ، مناقب هنروان، استانبول، ١٩٢٦م؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش محمد شفیع، لاهور، ١٣٦٥ق/ ١٩٤٦م؛
علیشیرنوایی، مجالس النفائس، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٢٣ش؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٢٣ش؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمدفرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛
قاضی احمد قمی، گلستان هنر، به کوشش احمدسهیلی خوانساری، تهران، ١٣٥٢ش؛
گلچین معانی، احمد، راهنمای گنجینۀ قرآن، مشهد، ١٣٤٧ش؛
نیز:
The Arts of Islam, hayward Gallery ٨ April-٤ July ١٩٧٦, London;
Binyon, L. et al., Persian Miniature Painting, New York, ١٩٧١;
Gray, B., Persian Painting, Geneva, ١٩٧٧;
Martin, F. R., The miniature Painting and Painters of Painters of Persia, India and Turkey From ٨th to the ١٨th Century, London, ١٩١٢.
محمدحسن سمسار