دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٥٩ - احمدپاشا کوچوک
احمدپاشا کوچوک
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْپاشا کوچوک (مق ١٠٤٦ق/ ١٦٣٦م)، از امرا و نظامیان آلبانیاییتبار عثمانی در زمان سلطان مراد چهارم (حک ١٠٣٣-١٠٤٩ق/ ١٦٢٣-١٦٤٠م). به سبب کوته اندامی به کوچوک (کوچک) معروف شد. از زادگاه، تاریخ تولد و آغاز زندگی او آگاهی در دست نیست. به عنوان سرباز در جنگ خوتین (شهری کوچک در کنار رود دنیستر) شرکت داشت. پس از آن مشاغلی چون فرمانداری ماردین، و بیگلربیگی و حکومت سیواس و دمشق یافت و برخی شورشها را در این مناطق سرکوب کرد (نعیما، ٣/ ٢٩٠-٢٩١؛ محبی، ١/ ٣٨٥).
مهمترین مأموریت او در حکومت مجددش بر دمشق در ١٠٤٢ق، سرکوب فخرالدین معین بود که از سالها پیش در سوریه و لبنان سر به شورش برداشته و مدعی استقلال بود (نعیما، همانجا؛ اوزون چارشیلی، ١٩٠ / (I)III؛ احدب، ١٠٣؛ شدیاق، ١/ ٢٨٩). برخی منابع بدون ذکر مأخذی، او را از نزدیکان فخرالدین معن و برکشیدۀ او دانستهاند که ادارۀ اموالش را در وادی التیم برعهده داشت و چون آمالش تحقق نیافت، به عثمانیان پیوست (همانجاها، EI٢, S)، اما مآخذ کهن به این نکته اشاره نکردهاند؛ احتمال میرود که احمدپاشا در نخستین دورۀ حکومت خود در شام با امیر فخرالدین رابطه داشته است.
احمدپاشا بعد از ورود به دمشق، فرمان پادشاه مبنی بر سرکوب امیر فخرالدین همراه امرای اطراف شام، طرابلس، غزه و نابلس را به امرای نظامی آنجا ابلاغ کرد (محبی، ١/ ٣٨٦). پس از آن در ١٢ صفر ١٠٤٣ به جنگ فخرالدین پرداخت. نخست علی بن معن فرزند فخرالدین را که به کمک پدرش آمده بود، از پای درآورد. آنگاه قلعۀ جزین را که فخرالدین به آنجا پناه برده بود، محاصره کرد و او را به تسلیم وا داشت (همو، ١/ ٣٨٦-٣٨٧). فخرالدین را همراه ٣ پسرش به استانبول فرستادند و در آنجا به دستور سلطان کشته شد (همو، ١/ ٣٨٦؛ شدیاق، ١/ ٢٩٣-٢٩٤).
احمدپاشا در جریان این لشکرکشی به لبنان، چنان خشونت و بیرحمی از خود نشان داد که ترس ناشی از آن در اذهان مردم منجر به ساختن «افسانۀ کوچوک» و «سال کوچوک» گردید و سالها در خاطرۀ مردم آن دیار باقی ماند؛ چنانکه حدود دو قرن بعد که باب عالی بر ضد دروزیها دست به لشکرکشی زد، دوران احمدپاشا را به آنان یادآوری کرد. همچنین احمدپاشا در نظر مردم لبنان به عنوان خائن به ولینعمت خود فخرالدین معن شناخته شده است (EI٢, S).
پس از سرکوب آشوبهای لبنان، احمدپاشا از سوی سلطان مراد چهارم مأمور جلوگیری از حملات نیروهای ایران به نواحی مرزی شد. این مأموریت با فرستادن شمشیر مرصع و خلعت و توغ رسمیت یافت (نعیما، ٣/ ٢٩٢-٢٩٣). احمد بعد از دریافت این فرمان به سوی شهرزور و موصل حرکت کرد، اما به سبب بیماری کاری از پیش نبرد و از ایرانیان شکست خورد و اسیر و کشته شد. او را سپس در دمشق به خاک سپردند (همو، ٣/ ٢٩٣-٢٩٥؛ محبی، ١/ ٣٨٨).
مآخذ
احدب، عزیز، فخرالدین الکبیر، بیروت، ١٩٧٣م؛
شدیاق، طنوس، اخبارالاعیان فی جبل لبنان، به کوشش فؤاد افرام بستانی، بیروت، ١٩٧٠م؛
محبی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛
نعیما، مصطفى، تاریخ، استانبول، ١٢٨١ق؛
نیز:
EI٢;
S;
Uzunçarṣılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
علیاکبر دیانت