دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٠٠ - جندب ازدی
جندب ازدی
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُندَبِ اَزْدی، نام و نسبت چند تن از رجال سدۀ ١ق / ٧م:
١. جندب بن زهیر
(د ٣٧ق / ٦٥٧ م)، صحابی پیامبر(ص) و امام علی(ع)، از تیرۀ بنوغامد قبیلۀ ازد (کلبی، ٢ / ٤٨٣؛ ابن عساکر، ١١ / ٣٠٣). به روایت ابومخنف، او از جملۀ رجال ازد بود که اسلام را در مکه پذیرفت و سپس در مدینه نیز به خدمت حضرت رسـول(ص) رسیـد (ابـن سعـد، ١ / ٢٧٩-٢٨٠؛ نیـز نک : ابـن عساکر، ١١ / ٣٠٤-٣١١؛ ابن حجر، الاصابة، ١ / ٢٤٨). با اینهمه، مـوضوع صحابـی بـودن او محل اختلاف است (نک : ابن عساکر، ١١ / ٣٠٣؛ ذهبی، ٣ / ١٧٧؛ ابن حجر، همانجا).
به هر حال، جندب بعدها در کوفه ساکن شد (ابن عساکر، همانجا) و از جملۀ کسانی بود که در خلافت عثمان، علیه ولیدبن عقبه، حاکم بیپروای شهر، شهادت داد (بلاذری، ٦ / ١٤٤، ١٤٥). پس از عزل ولید نیز حاکم جدید، سعید بن عاص، مخالفتهای او و دیگر یارانش چون مالک اشتر نخعی را تاب نیاورد و خلیفه با توجه به شکایت سعید، فرمان داد تا آنها را به شام تبعید کنند (همو، ٦ / ١٥١-١٥٢؛ نیز نک : نصر بن مزاحم، ١٢١). سخنان این چند تن بر ضد شخص خلیفه هم در این تصمیم بیتأثیر نبوده است (طبری، ٤ / ٣٢٦؛ نیز نک : ابن عساکر، ١١ / ٣٠٣-٣٠٥)؛ اما در خلافت امام علی(ع)، او در نبرد جمل فرمانده بخشی از سپاه آن حضرت بود و از خود رشادتهایی نشان داد (بلاذری، ٣ / ٤١، ١٠ / ٤٠؛ دینوری، ١٤٦؛ ابن عساکر، ١١ / ٣٠٦؛ نک : مفید، الجمل، ٣٢٠، ٣٦٤-٣٦٥، که نسبت «غامدی» به «عامری» تصحیف شده است). وی در صفین نیز فرماندهی بخشی از سپاه را برعهده داشت (نصر بن مزاحم، ٢٠٥) و در نبرد با سرکردۀ ازدی سپاه شـام بـه قتل رسید (همـو، ٢٦٣؛ نیز نک : کلبـی، همـانجا؛ طبری، ٥ / ٢٧؛ ابوالعرب، ١٠٦؛ ابونعیم، ١ / ٤٧٢).
٢. جندب بن کعب بن عبدالله
(د ح ٥٠ ق / ٦٧٠ م)، ابوعبدالله، صحابی پیامبر(ص) و امام علی(ع). نسب او به بنوغامد از قبیلۀ ازد میرسید (کلبی، ٢ / ٤٨٦-٤٨٧؛ نیز نک : ابن عساکر، ١١ / ٣٠٨؛ ابن حجر، همان، ١ / ٢٥٠). به روایت ابومخنف، او نیز مانند جندب ابن زهیر و شماری دیگر از رجال ازدی، در مکه اسلام آورد (ابن سعد، همانجا؛ ابن عساکر، ١١ / ٣١٠).
شهرت او بیشتر به حوادث کوفه در اواخر عهد عثمان مربوط میشود: جندب در حکومت ولید بن عقبه بر کوفه، با استناد به حدیثی از حضرت رسول(ص)، ساحری را در برابر جمع مردم به قتل رساند (بلاذری، ٦ / ١٤١؛ یعقوبی، ٢ / ١٦٥؛ ابن عساکر، ١١ / ٣٠٩-٣١٦؛ ذهبی، ٣ / ١٧٥-١٧٧). این واقعه خشم ولید را برانگیخت، چندانکه جندب و برخی از هواداران ازدی او را به زندان افکند و حتى گفتهاند که قصد جان او کرده بود؛ اما جندب به یاری زندانبان به مدینه گریخت (یعقوبی، ابن عساکر، همانجاها). به روایتی، وی تا دو سال بعد که عثمان به سفارش امام علی(ع) نامهای دربارۀ وی به ولید نوشت، در حجاز ماند (همو، ١١ / ٣١٥-٣١٦).
به روایت طبری، جندب بن کعب، مانند جندب بن زهیر از جمله کسانی بود که سعید بن عاص به فرمان خلیفه آنها را به شـام تبعید کـرد (٤ / ٣٢٦؛ نیـز نک : ابـن عساکر، ١١ / ٣٠٩؛ ذهبی، ٣ / ١٧٥). گفتهاند که او تا هنگام مرگ ــ ١٠ سال پس از خلافت معاویه ــ در جنگ با رومیان شرکت داشت (مغلطای، ٣ / ٢٤٧؛ ابن حجر، تهذیب ... ، ٢ / ١١٨-١١٩).
دربارۀ صحابی بودن جندب، میان مآخذ اختلاف هست (ابن حبان، ٣ / ٥٧؛ مزی، تهذیب ... ، ٥ / ١٤١، ١٤٣؛ مغلطای، همانجا؛ قس: ابونعیم، ١ / ٤٧١). تنها حدیثی که از او روایت شده، دربارۀ حدّ ساحر است (ابن قانع، ١ / ١٤٤؛ ابونعیم، ١ / ٤٧٢؛ مزی، تحفة ... ، ٢ / ٤٤٦). وی از امام علی(ع) و سلمان فارسی روایت میکرد و کسانی چون تمیم بن حارث ازدی و عبدالله بن شریک و حیانبن حارث از او روایت میکردند (همو، تهذیب، ٥ / ١٤٢، ١٤٨؛ نیز نک : بخاری، التاریخ ... ، ١(٢) / ٢٢٢؛ بسوی، ٢ / ٦٧٧؛ ذهبی، همانجا؛ ابنحجر، همان، ٢ / ١١٨).
کلبی در بیان نسب بنی ظبیان بن غامد (٢ / ٤٨٦)، از جندب بن عبدالله دیگری، به جز جندب بن کعب بن عبدالله، نام میبرد. در بسیاری از حوادث، از بیعت با عثمان و خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) و پس از آن، به مناسبتهای گوناگون ــ از جمله شرکت در جنگهای جمل، صفین و نهروان ــ از جندب بن عبدالله ازدی نامی به میان میآید، اما در حال حاضر تشخیص اینکه در این روایات، مقصود کدام جندب است، بسی دشوار و حتى ناممکن مینماید (مثلاً نک : جوهری، ٩١؛ بلاذری، ٣ / ٢٨٠، ٣٦٣؛ طبری، ٤ / ٢٧٩؛ ابوالفرج، ٥٥، ٥٨؛ مفید، الارشاد، ١ / ٢٤١، ٢٤٣؛ الایضاح، ٣٦٩؛ ابن ابی الحدید، ١ / ٢٦٤، ٥ / ٢٥٢، ٩ / ١١٤؛ دربارۀ زندگی این جندب تا دورۀ یزید، نک : مجلسی، ٤٥ / ١٢١). از جندب بن عبدالله ازدی، روایاتی از حوادث دورۀ امام علی(ع) و خطبهها و گفتارها و مناقب آن حضرت، غالباً از طریق فرزندش، عبدالرحمان نقل شده است (مثلاً نک : بلاذری، ٣ / ١٥٤؛ ابراهیم ثقفی، ١ / ٢٨٩-٢٩٠، ٤١٦، ٢ / ٤٩٣، ٥١٦؛ محمد بن سلیمان، ١ / ٣٥٣؛ طبری، ٤ / ٥٦٩، ٥ / ١٠، ١٤، ٤٨-٤٩، جم ؛ مفید، همان، ١ / ٢٤١، ٢٤٣، ٣١٧، الامالی، ١٤٦).
با بودن چندین جندب از یک قبیله و در زمانی نزدیک به هم، در ذکر حوادث گوناگون و در پارهای از مآخذ، میان آنها خلط شده است (مثلاً نک : ابوالعرب، ٣٤٦؛ کشی، ٦٩: انتساب قتل ساحر به جندب بن زهیر؛ راوندی، ٢ / ٧٥٥: حضور جندب بن زهیر در نهروان). در همان سدۀ نخست هجری این چند تن به «جنادبۀ ازد» مشهور بودهاند (بلاذری، ٦ / ٤١٤؛ ابن درید، ٤٩٥؛ ابن عساکر، ١١ / ٣٠٥).
٣. جندب بن عبدالله بن سفیان
(د ح ٦٥ ق / ٦٨٥ م)، صحابی پیامبر (ص). نام او گاه به پدرش عبدالله و گاه به جدش سفیان اضافه شده است (برای نمونه، نک : بخاری، صحیح، ٣ / ٢٠٤؛ ابن ابی عاصم، ٤ / ٤٧٤)، اما به هر حال، برخی از رجالشناسان تأکید کردهاند که جندب بن سفیان، همان جندب بن عبدالله است (ابن سعد، ٦ / ٣٥؛ احمد بن حنبـل، العلل ... ، ٢ / ٣٨٣، شم ٢٧٠٦؛ خطیب، تلخیص ... ، ٢ / ٧٧٧، موضح ... ، ٢ / ٢٣؛ ابن عبدالبر، ١ / ٢٥٧).
در بسیاری از مآخذ، به ویژه مآخذ حدیثی و روایی، او را از بنی بجیلۀ ازد دانستهاند و نسبتهای علقی و بجلی بدو به همین سبب است (مثلاً نک : خلیفه، ١ / ٢٥٧-٢٥٨؛ نیز نک : ابن سعد، احمد بن حنبل، همانجاها؛ سمعانی، ٤ / ٢٢٧؛ ابن ناصرالدین، ٦ / ٣٢٢؛ ابن حجر، تهذیب، ٢ / ١١٧)؛ با اینهمه، گفتنی است که کلبی در بیان انساب بنی بجیله (١ / ٣٤٣ بب ) تنها از علقمة بن عبقر (و نه علقه) یاد کرده است؛ و چنین به نظر میرسد که در مآخذ بعدی در نام این تیره از بجیله، تحریفی پیش آمده است (نک : ابن حبیب، ٩٥؛ ابوالقاسم مغربی، ١٥٩؛ قس: قلقشندی، ٣٣٣). روایتی از این جندب نشان میدهد که وی در روزگار پیامبر(ص)، نوجوان بوده است (ابن ابی عاصم، همانجا؛ احمد بن حنبل، مسند، ٥ / ٣٧٣؛ برای روایتی از او در سیرۀ نبوی(ص)، نک : طبری، ٢ / ٤١٥).
وی از جمله صحابیانی بود که نخست در کوفه ساکن شد و سپس به بصره رفت (ابن سعد، ٣ / ٥٠١-٥٠٢، ٦ / ٣٥؛ خلیفه، ١ / ٢٥٨، ٢٨٠، ٣١٢، شم ٩٦٠، نـیـز ٤٤٣، شم ١٤٧٥؛ بـخـاری، التـاریـخ، ١(٢) / ٢٢١؛ ابونعیم، ١ / ٤٧٠). در هر دو شهر، کسانی از او روایت کردهاند؛ مانند اسود بن قیس عبدی (بخاری، صحیح، ٨ / ١٧٠؛ مسلم، ٥ / ١٨١؛ خطیب، همان، ٢ / ٢٢)، انس بن سیرین (مسلم، ٢ / ١٢٥؛ خطیب، همانجا)، سلمة بن کهیل (بسوی، ٢ / ٦٣٩، ٦٤٨؛ ابن ماجه، ٢ / ١٤٠٧)، عبدالملک بن حبیب بصری (بخاری، همان، ٦ / ١١٥؛ مسلم، ٨ / ٥٧)، صفوان بن محرز (همو، ١ / ٦٨) و دیگران (برای فهرست راویان او، نک : ابن عبدالبر، همانجا؛ ذهبی، ٣ / ١٧٤؛ مزی، تهذیب، ٥ / ١٣٨ بب ؛ برای مسند او، نک : احمد بن حنبل، همان، ٢ / ٤٦٤، ٤ / ٣١٢؛ طبرانی، ٢ / ١٥٨ بب ؛ مزی، تحفة، ٢ / ٤٣٩ بب ). وی مدتی پس از فتنۀ عبدالله بن زبیر در حدود سال ٦٤ ق یا پیش از ٧٠ق درگذشت (خلیفه، ١ / ٢٥٨؛ ذهبی، ٣ / ١٧٥؛ مغلطای، ٣ / ٢٦٤؛ نیز نک : مسلم، همانجا).
در میان اصحاب پیامبر(ص) دو تن دیگر با نام جندب وجود داشتهاند: نخست، جندب بن مکیث جهنی که در بیعت رضوان (ه م) و نیز در سریهای حضور داشت (نک : واقدی، ٢ / ٥٧١، ٧٥٠، ٧٩٩، ٣ / ٩٩٠؛ ابن سعد، ٤ / ٣٤٦؛ احمد بن حنبل، همان، ٣ / ٤٦٧-٤٦٨؛ ابن قانع، ١ / ١٤٥-١٤٦؛ مزی، تهذیب، ٥ / ١٣٩-١٤٠). دیگر، جندب دوسی که در نبرد اجنادین در شام به قتل رسید (کلبی، ٢ / ٤٩٦؛ بلاذری، ٦ / ١١٥، ٢٣١؛ ابونعیم، ١ / ٤٧٥؛ ابن عساکر، ١١ / ٣١٦؛ بـرای قتل فـرزندش در سپـاه معـاویـه در صفیـن، نک : ذهبی، ٣ / ١٧٧).
مآخذ
ابراهیم ثقفی، الغارات، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٥ش؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٥-١٣٨٦ق / ١٩٦٥-١٩٦٧م؛
ابن ابی عاصم، احمد، الاحاد و المثانی، به کوشش باسم فیصل احمد جوابره، ریاض، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
ابن حبیب بغدادی، محمد، مختلف القبائل و مؤتلفها، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ق؛
ابن درید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ق / ١٩٥٨م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابن عساکر، علی، تـاریخ مدینة دمشق، بـه کـوشش علـی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٦م؛
ابن قانع، عبدالباقی، معجم الصحابة، به کوشش صلاح مصراتی، مدینه، ١٤١٨ق؛
ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
ابن ناصرالدین، محمد، توضیح المشتبه، به کوشش محمدنعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
ابوالعرب تمیمی، محمد، المحن، به کوشش یحیى وهیب جبوری، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
ابوالقاسم مغربی، حسین، الایناس بعلم الانساب، به کوشش ابراهیم ابیاری، پورت سعید، ١٤٢٠ق / ٢٠٠٠م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به کوشش محمدحسن اسماعیل و مسعد عبدالحمید سعدنی، بیروت، ١٤٢٢ق / ٢٠٠٢م؛
احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، مسند، بیروت، دارصادر؛
الایضاح، منسوب به فضل بن شاذان، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٣ش؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٤٠٢ق / ١٩٨٣م؛
همو، صحیح، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٩٧٥م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
جوهری، احمد، السقیفة و فدک، به کوشش محمدهادی امینی، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
خطیب بغدادی، احمد، تلخیص المتشابه، به کوشش سکینه شهابی، دمشق، ١٩٨٥م؛
همو، موضح اوهام الجمع و التفریق، حیدرآباد دکن، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م؛
خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، بغداد، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
راوندی، سعید، الخرائج و الجرائح، قم / بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، موصل، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
طبری، تاریخ؛
قلقشندی، احمد، نهایة الارب، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، به کوشش محمدباقر محمودی، قم، ١٤١٢ق؛
مزی، یوسف، تحفة الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرفالدین، بمبئی، ١٣٨٦ق / ١٩٦٦م؛
همو، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٤م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، بیروت، دارالفکر؛
مغلطای بن قلیج، اکمال تهذیب الکمال، به کوشش عادل بن محمد و اسامة بن ابراهیم، قاهره، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ق؛
همو، الامالی، به کوشش حسین استادولی و علیاکبر غفاری، قم، منشورات جماعة المدرسین؛
همو، الجمل، به کوشش علی میرشریفی، قم، ١٤١٣ق؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م.
علی بهرامیان