دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٠ - آل ماکولا
آل ماکولا
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آلِ ماکولا، از خاندانهای مشهور شافعی مذهب بغداد (سدۀ ٥ ق / ١١ م) که وزیران و قاضیان و دانشمندانی از آن برخاستهاند. این خاندان اصلاً از اعراب بنی عِجْل بودند که به ایران آمدند. ادریس بن معقل و عیسی، نیای آل ماکولا، از کارگزاران بنیامیه در اطراف اصفهان بودند که بهسبب خودداری از ارسال خراج به زندان افتادند، ولی از آنجا گریختند (ابن خلکان، ٣ / ١٤٦)و عیسی به راهزنی در همان نواحی پرداخت. وی سپس دست از آن کار کشید و با همۀ افراد خانوادهاش به محلی که بعداً کرج نامیده شد، کوچ کرد. پسر وی ابودُلَف، کرج را که پدرش بنیاد گذارده بود آباد ساخت و به حکومت نشست (سمعانی، ١١ / ٦٦). چون برخی از نیاکان این خاندان، احتمالاً ابودلف و فرزندانش، در جرفادقان (گلپایگان) متولد شدهاند، بسیاری از مورخان آنان را جرفادقانی (ذهبی، تذکره، ٤ / ١٢٠١؛ یاقوت، ١٥ / ١٠٢؛ ابن خلکان، ٣ / ٣٠٥)، و بعضی به استناد همین نسبت، آنان را ایرانی دانستهاند (ایرانیکا، I / ٧٦١). اینکه چرا این خاندان نام «ماکولا» گرفته است، معلوم نیست. مورخان در این باره سخنی به میان نیاوردهاند و ابن خلکان آشکارا از این نسبت اظهار بیاطلاعی کرده است. اما این نکته بسی قابل توجه است که هم اکنون روستایی به نام ماکوله در گلپایگان هست که شاید خاندان مورد بحث به آنجا منسوب شده باشد، خاصه آنکه انتساب آنان به جرفادقان یا گلپایگان از سوی مورخان، میتواند مؤید این معنی باشد. افراد مشهور آل ماکولا از این قرارند:
١. ابوسعد (ابوسعید) عبدالواحدبن احمدبن جعفر بن ماکولا (د ٤١٧ ق / ١٠٢٦ م). وی وزیر جلالالدّولۀ دیلمی و نخستین کس بود که القاب بسیار چون شرفالملک، علمالدّین، سعدالدوله و امینالملّه یافت (ابن جوزی، ٨ / ٢١). نخستین بار در وقایع سال ٣٩٤ ق / ١٠٠٤ م از عبدالواحدبن ماکولا یاد شده است. وی در این سال لشکر سِتان را در اُبُلّه در پیکار با سپاه ابوالعباس بن واصل سردار شورشی مهذبالدّوله همراهی کرد (ابن اثیر، ٩ / ١٨٠)، ولی دانسته نیست وی در آن وقت چه مقامی داشته است، اما چون در ٤٠١ ق / ١٠١٠ م به عزل وی از وزارت به دستور جلالالدولۀ دیلمی اشاره شده (همو، ٩ / ٣١٢) پیداست که وی در این سال وزیر امیر دیلمی بوده است. اما به نظر میرسد که چندی بعد بار دیگر وزارت یافته باشد، چه وقتی مشرفالدولۀ دیلمی درگذشت (٤١٦ ق / ١٠٢٥ م)، جلالالدّوله با وزیر خود ابوسعدبن ماکولا رو به بغداد نهاد (ابن خلدون، ٣ / ٤٤٥) و چون شکست خورد و به بصره بازگشت، ابن ماکولا را دربند کرد (٤١٧ ق / ١٠٢٦ م) و پسر عموی وی ابوعلی حسن را وزارت داد (ابن اثیر، ٩ / ٣٤٩؛ قس: ابن تغری بردی، ٤ / ٢٦٤). ابوسعد در زندان درگذشت. از او اشعاری هم نقل شده است (ابن اثیر، ٩ / ٣١٢).
٢. یمینالدّوله ابوعلی حسن بن علی بن جعفر بن ماکولا (مق ٤٢٣ ق؟ / ١٠٣٢ م؟). وی در ٤١٧ ق / ١٠٢٦ م از سوی جلالالدولۀ دیلمی به جای پسرعمویش ابوسعد وزارت یافت، ولی ٢ سال بعد شاید به واسطۀ شورش ترکان بغداد بر جلالالدّوله و مطالبۀ مواجب از ابن ماکولا (ابن خلدون، ٣ / ٤٤٦) و غارت خانۀ او، از آن مسند عزل شد (ابن اثیر، ٩ / ٣٧٠)، ولی خانهنشینی او چندان طول نکشید، زیرا در ٤٢١ ق / ١٠٣٠ م از او بهعنوان وزیر جلالالدّوله یاد شده است. در این سال وی از سوی امیر دیلمی به بطایح رفت و پس از تصرف آن دیار با ناوگانی روانۀ تسخیر بصره شد، اما در اثر اشتباهی شکست خورد و به اسارت ابومنصور بختیار درآمد. بختیار پس از رعایت احترام بسیار، ابن ماکولا را به درخواست خود وی به نزد ابوکالیجار امیر فارس و برادرزادۀ جلالالدّوله فرستاد (ابن خلدون، ٣ / ٤٤٧) و او اندکی بعد آزاد شد، ولی پس از چندی غلام وی به نام عدنان از بیم کیفر گناهی که از او سرزده بود، مخدوم خویش را در اهواز کشت (ابن تغری بردی، ٤ / ٢٧٤). در تاریخ قتل وی اختلاف است. ابن اثیر (٩ / ٤٠٦، ٤٠٧) قتل او را در وقایع سال ٤٢١ ق / ١٠٣٠ م یاد کرده و بر آن است که ابن ماکولا یک ماه پس از آزادی کشته شد، اما ابن تغری بردی (٤ / ٢٧٤) قتل او را در ٤٢٢ ق / ١٠٣١ م و ابن جوزی (٨ / ٦١) در ذیحجۀ ٤٢٣ ق / نوامبر ١٠٣٢ م دانسته است. ابن جوزی گفته است که ابوعلی ٥٦ سال عمر کرد، پس میبایست در ٣٦٧ ق / ٩٧٧ م متولد شده باشد. ابن کثیر (١٢ / ٦٧) او را با ابوعبدالله حسین قاضی القضاة بغداد اشتباه کرده است. نیز گفتهاند که ابن ماکولا در روزگار وزارت خویش رسوم جابرانه و مالیاتهای بیسابقه وضع کرد (ابن اثیر، ٩ / ٤٠٧).
٣. ابوالقاسم هبةالله بن علی بن جعفربن ماکولا (٣٦٥-٤٠٣ ق / ٩٧٥- ١٠٣٨ م). نخستین بار در وقایع ٤٢٣ ق / ١٠٣٢ م از او یادشده است. در این سال جلالالدّوله پس از آنکه در بغداد به حکومت نشست، ابوالقاسم بن ماکولا را به وزارت برگزید، ولی چندی بعد او را عزل کرد و عمیدالدّوله ابوسعدبن عبدالرحیم را وزارت داد (ابن اثیر، ٩ / ٤٢٣). ابن ماکولا چند بار وزارت یافت و سپس عزل شد (ابن خلدون، ٣ / ٤٤٨؛ ابن اثیر، ٩ / ٤٣٧). در ٤٢٦ ق / ١٠٣٥ م پس از آنکه آخرین بار بر مسند وزارت نشست، نظامیان بغداد به مطالبۀ حقوق معوقۀ خود برخاستند و بر وی شوریدند. جلالالدّوله به ناچار او را پس از ٢ ماه و ٨ روز از وزارت برکنار کرد. به گفتۀ ابن اثیر (٩ / ٤٦٦) جلالالدّوله چندی بعد، ظاهراً بهسبب صلح با ابوکالیجار و اتحاد با امیران عقیلی و مزیدی (ابن کثیر، ١٢ / ٤٠)، ابن ماکولا را به قِرواش بن مقلد امیر عقیلیِ موصل تسلیم کرد. او ٢ سال و ٥ ماه پایان عمر را در زندان قرواش در هیت ماند و همانجا درگذشت و به قولی خفهاش کردند (ابن جوزی، ٨ / ١٠٣). همچنین گفتهاند که به مأموریتی نزد حاکم عقیلی روانه شد و او ابن ماکولا را به زندان افکند (ایرانیکا، همانجا). نیز گفتهاند که ابوالقاسم بن ماکولا یک چند وزارت القائم بامرالله خلیفۀ عباسی را داشت (ابن خلکان، ٣ / ٣٠٥؛ ابن عماد، ٣ / ٣٨١)، اما این معنی بعید مینماید، زیرا پس از چیرگی آل بویه بر بغداد، منصف وزارت خلیفه از بین رفت و امرای آل بویه خود وزیر میداشتند.
٤. ابوعبدالله حسین بن علی بن جعفربن ماکولا (٣٦٨-٤٤٧ ق / ٩٧٨-١٠٥٥ م). از زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست. قبل از ٤١٧ ق / ١٠٢٦ م در ایام وزارت پسر عمو و برادرش، از سوی ابوالحسن بن ابیالشوارب قاضی القضاة بغداد، منصب قضای بصره یافت (ابن جوزی، ٨ / ١٦٧) و تا ٣ سال پس از مرگ ابوالحسن برآن مسند ماند. سپس از سوی خلیفه القادر بالله به قاضی القضاتی بغداد رسید (٣٢٠ ق / ٩٣٢ م) و تا پایان عمر، در روزگار القائم بالله، همان مقام را بر عهده داشت (بغدادی، ٨ / ٨٠). تمام کسانی که گوشهای از زندگی ابوعبدالله بن ماکولا را نقل کردهاند، وی را قاضیی پاکدامن و دیندار (ذهبی، العبر، ٢ / ٢٩٠؛ بغدادی، ٨ / ٨٠) و ادیب و شاعر (ابن جوزی، ٨ / ١٦٧؛ ابن تغری بردی، ٥ / ٥٨) دانستهاند. ابن عماد (٣ / ٢٧٥) و به پیروی از او، کحاله (٤ / ٢٨) ابوعبدالله را با ابونصر علی برادرزادۀ وی اشتباه کرده و کتاب الاکمال را به ابوعبدالله نسبت دادهاند.
٥. امیر سعدالملک ابونصر علی بن هبة الله بن علی بن جعفربن ماکولا (٤٢١-٤٧٥ ق؟ / ١٠٣٠-١٠٨٢ م؟)، نَسّابه، محدّث، رجالشناس، ادیب و شاعر مشهور. وی پسر ابوالقاسم هبةالله وزیرجلالالدوله و برادرزادۀ ابوعبدالله حسین قاضیالقضاة بغداد بود و در عکبرا زاده شد (ابن خلکان، ٣ / ٣٠٦) و از دانشمندانی چون ابن بشران و عبیدالله بن عمربن شاهین و ابوطیب طبری و احمدبن محمد عقیقی و دیگران سماع حدیث کرد. سپس در طلب دانش به بغداد و دمشق و مصر و جزیره و خراسان و جبال سفر کرد و در همۀ این جایها از محضر حافظان و محدثان بهره برگرفت (ذهبی، تذکره، ٤ / ١٢٠١، ١٢٠٢؛ ابن جوزی، ٩ / ٥) و از جملۀ حافظان حدیث و نسبشناسان نامور شد. مورخان از حافظۀ شگفت ابن ماکولا در حدیث و انساب یاد کرده و او را خطیب دوم (یاقوت، ١٥ / ١٠٢، ١٠٣) و حتی برتر از خطیب (ابن تغری بردی، ٥ / ١١٥) شمردهاند. محدّثانی چون ابوبکر خطیب و نصر مقدسی و ابومحمد حسن بن احمد سمرقندی و محمدبن عبدالواحد بن دقاق از او روایت حدیث کردهاند (ذهبی، تذکره، ٤ / ١٢٠٢). وی پارهای از روزگار خود را در مأموریتهای اداری گذراند. چنانکه گفتهاند از سوی خلیفه مقتدی به بخارا رفت تا از طَمغان خان بیعت ستاند (همو، ٤ / ١٢٠٤). نیز گفتهاند ازجمله کسانی بود که نسبنامهای برای آل بویه (ابن اثیر، ٨ / ٢٦٥) برساخت و نسب آنها را به بهرام گور رساند. با اینهمه به نظر میرسد که در واپسین روزگار آل بویه، وی در دربار خلیفه که در پی بیرون آمدن از زیر نفوذ آل بویه بود، گرایش یافت. او همچنین با ابراهیم بن اسحاق حبّال (ذهبی، تذکره، ٣ / ٣٨٢) که سراج قادری بیشتر داستانهای خود را از او الهام گرفته (GAL, S, I / ٥٩٤)، دوستی داشت. ابونصر علیبن ماکولا سرانجام به دست غلامان ترک خویش کشته شد و اموالش به یغما رفت. در تاریخ و محل قتل او اختلاف بسیار است. برخی قتل وی را در ٤٧٥ ق / ١٠٨٢ م در کرمان (ابنجوزی، ٩ / ٥؛ ابن کثیر، ١٢ / ١٢٣) و پارهای پس از ٤٧٠ ق / ١٠٧٧ م در گرگان (ذهبی، تذکره، ٤ / ١٢٠٥؛ ابن خلکان، ٣ / ٣٠٦) دانستهاند و بعضی در خراسان (ابن عماد، ٣ / ٣٨٢) یا خوزستان (یاقوت، ١٥ / ١٠٤) در ٤٨٧ ق / ١٠٩٤ م (یافعی، ٣ / ١٤٣؛ ذهبی، العبر، ٣ / ٣١٨) گفتهاند. ابن اثیر تاریخ قتل ابونصر را در یک جا ٤٧٥ ق / ١٠٨٢ م (١٠ / ١٢٨) و در جای دیگر (١٠ / ٢٢٧) ٤٨٦ ق / ١٠٩٣ م ذکر کرده است. در باب اینکه وی چگونه لقب «امیر» سعدالملک یافته است، آگاهی در دست نیست و به قول ابن خلکان تردید است که آیا خود وی امارتی داشته، یا چون از فرزندان امیر ابودلف عجلی بوده به امیر نامبردار شده است (٣ / ٣٠٦). از ابونصر آثاری در رجال و تاریخ یاد کردهاند: ١. الاکمال فی المختلف و المؤتلف من اسماء الرجال (پایان تألیف: ٤٦٧ ق / ١٠٢٦ م) که در حقیقت تکمیل شدۀ کتاب المختلف و المؤتلف دار قطنی و مشتبه النسبة حافظ عبدالغنی ازدی و المؤتنف تکملة المؤتلف و المختلف خطیب بغدادی است (ابن جوزی، همانجا؛ ابن خلکان، ٣ / ٣٠٥). نسخههای خطی متعددی از این کتاب در مصر و برلین و بریتانیا هست (GAL, S, I / ٦٠٢؛ زیدان، ٣ / ٧٣). این کتاب در ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م به تصحیح و مقدمۀ مُمَتّع شیخ عبدالرحمن بن یحیی یمانی در دکن به چاپ رسیده است. این کتاب مورد استفادۀ نووی یکی از بزرگترین مراجع شافعی، در تألیف کتاب تذکره بوده است (GAL, S, I / ٦٨٠). نام کامل این کتاب را الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الاسماء و الکنی و الالقاب گفتهاند (زیدان، ٣ / ٧٢)؛ ٢. تهذیب مستمر الاوهام علی ذوی التمنی و الاحلام (تألیف شده در ٤٧٢ ق / ١٠٧٩ م) در باب اشتباهات و افتادگیهای کتاب المؤتنف خطیب بغدادی که ابن ماکولا آن را پس از مرگ خطیب منتشر ساخت (ذهبی، تذکره، ٤ / ١٢٠٤). شیخ عبدالرحمن یمانی، مصحح الاکمال، به نسخهای ناقص از آن در موسسۀ نسخههای خطی دکن به شمارۀ ١٩٠ برخورده است (الاکمال، مقدمه، ٣٧)؛ ٣. دوکتاب مفاخرة القلم و السیف و الدینار (حاجی خلیفه، ٢ / ١٧٥٨) و الوزراء (کتبی، ٣ / ١١١) که اکنون برجای نیست.
یاقوت از ابن ماکولا دو کتاب رجال به نامهای المختلف و المؤتلف (١٥ / ١٠٣) و الاکمال فی المؤتلف و المختلف (١٥ / ١١١) یاد کرده است. ولی به نظر میرسد که این هر دو یک کتاب باشد. نام این کتاب را تهذیب مستمر الاوهام علی ذوی المعرفة و اولی الافهام هم گفتهاند (فؤاد سید، ٢ / ١٠١). اشعاری نیز از ابنماکولا نقل شده است (یاقوت، ١٥ / ١٠٤، ١٠٥).
مآخذ
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ١٤٠٢ ق؛
ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهرة، مصر وزارة الثقافة و الارشاد القومی؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٧ ق؛
ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٧ م؛
ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
ابنکثیر، اسماعیلبن عمر، البدایة و النهایة، مصر، ١٩٣٢ م؛
حاجی خلیفه، کشف الظنون، استانبول،١٣٦٠ ق؛
خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العربیة؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تذکرة الحفّاظ، مکه، ١٣٧٤ ق؛
همو، العبر، بیروت، ١٤٠٥ ق، ٣ / ٣١٧؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٧ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ ق، ٩ / ٢٤٠؛
فؤاد سید، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٧ م؛
کتبی، محمدبن شاکر، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس بیروت، ١٩٧٣ م؛
کحالة، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧ م؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، بیروت، ١٣٩٠ ق؛
یاقوت، معجمالادباء، بیروت، ١٤٠٠ ق؛
یمانی، شیخ عبدالرحمن، مقدمه بر الاکمال ابن ماکولا، حیدرآباد دکن، ١٣٨١ ق، ص ٣٨؛
نیز:
GAL, S: Iranica.
صادق سجادی