دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٠١ - جندی
جندی
نویسنده (ها) :
مریم فلاحتی موحد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَنْدی، ابوعبدالله مؤید بن محمود بن صاعد، مشهور به مؤیدالدین جندی (د اواخر سدۀ ٧ق / ١٣م)، عارف و صوفی و شاعر، متخلص به مؤید. از دوران کودکی و جوانی او آگاهی دقیقی در دست نیست؛ بیشترین اطلاعات دربارۀ وی را میتوان از آثار مشهور او: شرح فصوص الحکم و نفحة الروح به دست آورد.
جندی از شاگردان و مریدان صدرالدین محمد قونوی (د٦٧٣ ق / ١٢٧٤م) بود. به استناد نفحة الروح، هنگامی که وی به سیر و سلوک عرفانی گرایش یافت، به رغم مخالفت خانواده، دوستان و استادان خویش، حقوق خانوادهاش را پرداخت، از همسرش جدا شد و به قصد سفر حج آنها را ترک گفت؛ سپس در قونیه در زمرۀ شاگردان و مریدان صدرالدین قونوی درآمد و ١٠ سال از محضر او بهره برد و پس از درگذشت او به بغداد رفت و به تربیت مریدان همت گماشت. شاید از اینرو ست که برخی از محققان او را از مشایخ سلسلۀ قونویه به شمار آوردهاند (جندی، نفحة ... ، ١٤٢-١٤٤، شرح ... ، ١٠؛ جامی، ٥٥٨؛ معصومعلیشاه، ٣٥٧، ٣٦٢؛ مایل هروی، ١١-١٢).
مؤیدالدین آثار چندی به فارسی و عربی داشته است، اما شهرت او بیشتر به سبب شرح کردن فصوص الحکم ابن عربی است. به گفتۀ خود او، وی این کتاب را بر اثر تصرف باطنی صدرالدین ــ کـه از بـرکت آن معـارف فصوص الحکم بر قلبش آشکار شد ــ و نیز بـه دستـور و املاء او نوشته است. جندی در این کتاب، که به زبان عربی است، از مقام معنوی و فضیلت باطنی شیخ خود و نیز پیر وی، یعنی ابن عربی یاد میکند و او را معصوم از خطا و دارای مقامی رفیع میشمارد (شرح، ٩-١٠، ١١٤؛ نیز نک : جامی، همانجا).
جامی شرح جندی را منبع دیگر شرحهای فصوص الحکم میداند و بر آن باور است که تحقیقات و نکات عرفانی موجود در آن، در سایر شروح دیده نمیشود (همانجا). در مقدمۀ این شرح به بسیاری از مباحث عرفانی بررسی شده در این کتاب اشاره شده است، و پیدا ست که با مطالعۀ آن میتوان دیدگاههای جندی و مشایخ او دربارۀ علوم عرفانی را دریافت. چنانکه از متن کلام جندی در این کتاب برمیآید، ظاهراً وی پیش از آن کتابی جامعتر به نام شرح کبیر دربارۀ موضوعات مهم عرفانی نوشته بود که شرح فصوص میتواند خلاصهای از آن کتاب باشد (جندی، همان، ١٨٩؛ ابراهیمی، ٤٦).
اثر دیگر برجای مانده از جندی، نفحة الروح به زبان فارسی است. وی در بخش اول این کتاب به بیان علوم سودمند و معارف مفید میپردازد (ص ٤٦-٩٤) و در بخش دوم، از اعمال جسمانی، اخلاق، عبادات و نصایح سخن به میان میآورد (ص ٩٧-١٧٠). جندی این کتاب را در سینوپ و برای بانویی اهل تصوف نوشته است (نک : ص ٣٧، ٣٩-٤٠).
مؤیدالدین همچنین در مقدمه و متن این کتاب به برخی از تألیفات خود و مضامین آنها اشاره کرده است که عبارتاند از: خلاصة الارشاد و ارشاد الخلاصة به فارسی؛ اکسیر الکمالات به فارسی؛ اذواق ختمتین به عربی؛ کتاب الاسماء، در شرح اسماء الحسنى؛ رسالۀ علوم احدی و معارف احمدی، در تقاسیم علوم به عربی؛ شرح مواقع النجوم که ظاهراً شرحی بر رسالۀ مواقع النجوم و مطالع اهلة الاسرار و النجوم ابن عربی است و آن را در بغداد نوشته است (نک : ص ٣٦، ٣٧، ٧٢، ١٣٧؛ نیز نک : جامی، ٥٥٨؛ مایل هروی، ٢١-٢٢). اثر دیگر او رسالة فی القضاء و القدر به فارسی است که نسخههای خطی آن در برخی کتابخانهها موجود است (خدیویه، ٢ / ٥١٩؛ منزوی، ٢(١) / ٨٢٨؛ فهرس ... ، ١ / ٢٦٢-٢٦٣).
از مؤیدالدین همچنین قصیدۀ لامیهای به نام الدرر الغالیات فی شرح الحروف العالیات برجای مانده است که جوابیهای بر تائیۀ ابن فارض است (حاجیخلیفه، ٢ / ١٥٤٠؛ قس: آلوارت، شم ٣٤٠٨؛ کحاله، ١٣ / ٥٤؛ مایل هروی، ١٣- ١٤). وی قصیدههایی به فارسی نیز دارد که از نمونههای خوب شعر فارسی در سدۀ ٧ق به شمار میرود (جندی، نفحة، ٣٨-٣٩، ٤١-٤٥، مایل هروی، همانجا).
تاریخ دقیق درگذشت جندی معلوم نیست، اما با توجه به وفات صدرالدین قونوی در ٦٧٣ ق و نگارش شرح فصوص در زمان حیات وی، و نیز با در نظر گرفتن این نکته که جندی در قصیدۀ لامیۀ خود به سال ٦٩١ ق / ١٢٩٢م اشاره میکند، میتوان چنین استنباط کرد که وی در آخرین دهۀ سدۀ ٧ق درگذشته است (حاجیخلیفه، همانجا؛ مایل هروی، ١٣).
مآخذ
ابراهیمیدینانی، غلامحسین، مقدمه بر شرح فصوص الحکم (نک : هم ، جندی)؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ش؛
جندی، مؤیدالدین، شرح فصوص الحکم، به کوشش جلالالدین آشتیانی و غلامحسین ابراهیمیدینانی، مشهد، ١٣٦١ش؛
همو، نفحة الروح، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٢ش؛
حاجیخلیفه، کشف؛
خدیویه، فهرست؛
فهرس المخطوطات الفارسیة، قاهره، ١٩٦٦م؛
کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
مایل هروی، نجیب، مقدمه بر نفحة الروح (نک : هم ، جندی)؛
معصومعلیشاه، محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٣١ش؛
منزوی، خطی؛
نیز:
Ahlwardt.
مریم فلاحتی موحد