دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٩ - ابن نطاح
ابن نطاح
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ نَطّاح، ابوعبداللـه محمد بن صالح بن مهران نطاحی بصری (د ٢٥٢ ق / ٨٦٦ م)، محدث، نسبشناس و مورخ. برخی کنیۀ او را ابوجعفر (خطیب، ٥ / ٣٥٧) و ابوحصون هاشمی و ابوالتیّاح (ابن حجر، ٦ / ٦٩٣) نیز گفتهاند. شهرت وی به ابننطاح به دلیل انتساب او به نیایش نطّاح است (سمعانی، ١٣ / ١٣٥). او از موالی بنی هاشم بود (خطیب، همانجا) و ازاینرو به هاشمی نیز شهرت داشت.
وی در بصره زاده شد و احتمالاً در همانجا رشد و پرورش یافت و آنگاه به بغداد سفر کرد (سمعانی، همانجا). مهمترین مشایخ روایی او عبارتند از: ابوالحسن علی بن محمد مدائنی، حسن بن میمون نصری، ابوعبیده معمر بن مثنّی و محمد بن عمر واقدی (ابنعبد ربه، ١ / ٢٧٨؛ ابنندیم، ١٢٠؛ خطیب، همانجا؛ مزی، ٣٢٠؛ روزنتال، ١٢٨). ابننطاح محدث معتبری بود و از بسیاری از راویان سدۀ ٢ ق / ٨ م چون ابوعاصم، محمد بن عبداللـه (ابنحبان، ٩ / ١٢٥) و از معتمر بن سلیمان و معاصرانش (ابنمستوفی، ٢ / ٥٤٧) و دیگران حدیث نقل کرده است. ابنحبان از طریق عمرو بن محمد همدانی از او روایت کرده و او را از ثقات دانسته است (همانجا). در عین حال بیشترین شهرت و اعتبار او در تاریخنگاری است.
آثار یافت نشدۀ ابننطاح از این قرارند: افخاذالعرب؛ انساب ازد عمان؛ البیوتات؛ الرد علی ابی عبیدة فی کتاب الدیباج؛ الدولة العباسیة و مقتل زید بن علی (ع) (ابنندیم، همانجا). ابوالفرج در الاغانی بخشهایی از آثار او را آورده است (سزگین، ١ / (٢) / ١٤٦). مهمترین اثر وی، الدولة العباسیة است که دربارۀ دولت عباسیان نگاشته است. خطیب بغدادی این اثر را نخستین تألیف در تاریخ عباسیان میشمارد (٥ / ٣٥٨)، در حالی که ابنندیم (ص ١١٥) در بیان احوال مدائنی، استاد ابننطاح، آورده است که وی دربارۀ خلافت سفّاح، منصور، مهدی، هادی، هارون و امین کتابی پرداخته است. روزنتال (همانجا) نیز احتمال میدهد که کتاب ابننطاح پیراستۀ کتاب استادش حسن بن میمون و یا ذیلی بر آن باشد.
به هر حال کتاب ابننطاح یکی از چند کتاب نخستین و مهم در تاریخ خافای عباسی بوده و نوشتههای او به علت شهرت وی به امانت در نقل، اعتبار بیشتری داشته است.
چیزی که شگفت مینماید این است که این اثر چندان مورد توجه و یا مورد بهرهبرداری مورخان معاصر ابننطاح و تاریخنگاران بعدی قرار نگرفته است. فقط طبری گاه (مثلاً ٧ / ٦١٧- ٦١٨) از روایات او سودجسته و مسعودی (١ / ٢٢) نیز از اثر وی یاد کرده است. تاریخنگاران متأخر نیز غالباً، شاید به دلیل دسترسی نداشتن به تدلیفات او به یاد و آثارش بسنده کردهاند. با اینهمه کسان دیگری چون احمد بن علی خزاز، بشر بن موسی اسدی، احمد بن قاسم بن مساور جوهری، هیثم ابنخلف دوری، به آثار او استناد جستهاند (خطیب، ٥ / ٣٥٧- ٣٥٨؛ ابنحجر، ٦ / ٦٩٣؛ ذهبی، ٢ / ٥٩٢؛ مزی، همانجا؛ در مورد انتساب کتاب اخبارالعباس به وی، نک : EI٢).
مآخذ
ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابنمستوفی، مبارک بن احمد، تاریخ اربل، به کوشش سامی بن سید خماس صقار، بغداد، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، المغنی فی الضعفاء، به کوشش نورالدین عتر، دمشق، ١٣٩١ ق / ١٩٧١ م؛
روزنتال، فرانتس، التاریخ عندالمسلمین، ترجمۀ صالح العلی، به کوشش محمد توفیق حسین، بغداد، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ترجمۀ محمود فهمی حجازی، ریاض، ١٤٠٣ ق؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دکن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
طبری، تاریخ؛
مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
مسعودی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق؛
نیز:
EI٢.
حسن یوسفی اشکوری