دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٨١ - ابن فرضی
ابن فرضی
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ فَرَضی، ابوالوليد (يا ابومحمد) عبدالله بن محمد بن يوسف ابن نصر ازدی (٣٥١-٤٠٣ق / ٩٦٢-١٠١٢م)، مورخ، اديب، محدث و قاضی مالكی مذهب اندلس. نيای وی يوسف بن نصر از مردم استجه بود كه سپس در قرطبه مسكن گزيد و پسرش محمد (د جمادیالآخر ٣٦٥ / فوريۀ ٩٧٦)، پدر ابن فرضی، در همانجا به تحصيل علم پرداخت و در حساب و فرائض چندان مهارت يافت كه او را بدان علم منسوب كردند و فرضی ناميدند (ابن ابار، ١ / ٣٦٨، ٣٦٩). ابن فرضی در قرطبه متولد شد و دوران رشد و جوانی خود را همانجا سپری كرد و نزد عالمانی چون محمد بن يحيی معروف به ابن خرّاز، محمد بن ابی دُلَيم، ابوزكريا يحيی بن مالك بن عائذ، ابوايوب سليمان بن ايوب و ابوعبدالله محمد بن احمد، معروف به ابن فخّار دانش آموخت (ابن فرضی، ١ / ٢٢٢، ٢ / ٨٢، ٨٦، ٩١، ٩٥، ١٩١، ١٩٢). در ٣٨٢ق / ٩٩٢م به قصد حج از اندلس خارج شد. در مكه نيز به تحصيل نزد استادان آنجا پرداخت و از ابويعقوب يوسف بن احمد بن يوسف بن دخيل صيدلانی و ابوالحسن علی بن عبدالله بن جَهضم حديث شنيد. آنگاه به مصر رفت و در آنجا نزد كسانی مانند ابومحمد ابن الضرار (الضراب؟: ابن بشكوال، ٢٤٦) و ابوبكر احمد بن محمد بن اسماعيل مهندس (بنّا: همانجا) شاگردی كرد و در راه بازگشت به اندلس، يك چند در قيروان ماند و از ابومحمد ابن ابی زيد فقيه، ابوجعفر احمد بن دَحمون و ابوالحسن علی بن محمد بن خلف، معروف به قابسی بهره گرفت (حميدی، ١ / ٣٩٦-٣٩٧؛ ابن بشكوال، همانجا) و سرانجام به اندلس بازگشت. به نظر میرسد كه ابن فرضی پس از بازگشت نيز دست از تحصيل برنداشت و برخی ديگر از استادان و مشايخ او در اندلس كه نام آنان باقی مانده است (حميدی، ١ / ٣٢٨، ٢ / ٥٢٨؛ ابن بشكوال، همانجا)، احتمالاً مربوط به دورۀ دوم زندگی علمی او در اندلس بودهاند. وی در اين دوره همچنين به تدريس و املای حديث و تأليف پرداخت و كسانی چون پسرش ابوبكر مصعب، ابوعمر يوسف بن عبدالله بن عبدالبر (حميدی، ١ / ٣٩٧، ٢ / ٥٨٦)، ابن حزم كه از او با عنوان «شيخنا» ياد كرده (ص ٢٢٠) و محمد بن احمد بن مهلب (ابن ابار، ١ / ٣٩٠) از جمله شاگردان او به شمار میروند. تنها شغل دولتی ابن فرضی، تصدی منصب قضای بلنسيه بود كه از سوی محمد المهدی بن هشام يازدهمين خليفۀ اموی اندلسی (حك ٣٩٩-٤٠٠ق / ١٠٠٩-١٠١٠م) بدان منصوب شد (مقری، ٢ / ١٣٠؛ ابن بشكوال، همانجا)، ولی به نظر میرسد كه پس از درگذشت محمدالمهدی به قرطبه بازگشته باشد. زيرا در ١٤٠٣ق / ١٠١٢م به هنگام شورش بربرهای اندلس در آن شهر بوده است (قس: ابن سعيد، ١ / ١٠٤، كه گويد: به هنگام شورش بربرها قاضی استجه بود) و در خانهاش به دست شورشيان كشته شد (ابن بشكوال، ٢٤٧؛ قس: حميدی ١ / ٣٩٧). پيكر ابن فرضی در خانهاش كه به دست شورشيان ويران شده بود (پالنثيا، ٢٧١) سه روز بر جای بود تا فاسد شد و بیغسل و كفن او را به خاك سپردند (ابن بشكوال، همانجا). به روايت غالب منابع، ابن فرضی به هنگام حج دست در پردۀ خانۀ كعبه زده و طلب شهادت كرده بود.
ابن فرضی يكی از عالمان مشهور اندلس در دورۀ شكوفايی علمی اين سرزمين به شمار میرود. چنانكه به گفتۀ ابن بشكوال (ص ٢٤٨)، در گستردگی روايت، رجالشناسی، آشنايی به دانشهای گوناگون و مهارت در ادب در قرطبه مانند نداشت. وی در اندلس نخستين كس بود كه كتابی دربارۀ رجال و دانشمندان سرزمين خود نگاشت (پالنثيا، ١٢) و آثار او گويای احاطهاش به تاريخ سياسی و علمی اندلس است. ابن فرضی به گردآوری كتاب شوق بسيار داشت و كتابخانۀ معتبری پديد آورده بود (همو، ٢٧١). شعر نيز میسرود (برای برخی از اشعار او نك : ابن بشكوال، ٢٤٧). ولی برخی او را شاعری كم شعر (ابن بسام، ١(٢) / ١٣٠) و بعضی برعكس كثير الشعر خواندهاند (ابن خلكان، ٣ / ١٠٦) و حتی ديوان شعری به وی نسبت دادهاند (بغدادی، هديه، ١ / ٤٤٩).
آثـار
١. تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس. ابن فرضی چنانكه خود گويد، در آغاز قصد داشته كه كتابی كلان دربارۀ علمای همۀ شهرهای اسلامی بنگارد، ولی موانعی پديد آمد كه او را از اين كار بازداشت و به همين مختصر بسنده كرد (١ / ٨- ٩). وی همچنين در صدر كتاب، مختصری به تاريخ سياسی اندلس از هنگام ورود عبدالرحمن الداخل اموی در ١٣٨ق تا المؤيد بالله هشام بن حكم پرداخته است (١ / ١١- ١٥). ابن حيان در كتاب المقتبس همواره به كتاب طبقات الدولة و الادب ابن فرضی استناد جسته (مثلاً: ص ٣٣) كه با مقايسه معلوم میشود، مراد وی همين كتاب تاريخ العلماء بوده است؛ به نظر میرسد كه عناوين الاعلام باعلام الاندلس من العلماء المتفننين و القراء و المحدثين المتّقنين (بغدادی، ايضاح، ١ / ١٠٢) و الموصول فی تاريخ علماء اندلس (GAL, S, I / ٥٧٨) و الاحتفال فی تراجم الرجال (سخاوی، ٢٥١) و يا تاريخ الاندلس و رجالها، همان كتاب ياد شده باشد كه به نامهای مختلف شهرت يافته بوده است. كتاب تاريخ العلماء ابن فرضی را شخصی به نام ابوعلی حسين بن محمد بن احمد غسانی تلخيص كرد (ابن خير، ٢٢٠) و ابوبكر محمد بن احمد بن محمد بن مهلب، شاگرد ابن فرضی ذيلی بر آن نوشت به نام تعليق علی تاريخ ابن الفرضی (پالنثيا، ٢٧١-٢٧٢). ولی مشهورترين ذيل آن كتاب الصلۀ ابن بشكوال است كه به درخواست يارانش به تكميل كتاب ابن فرضی پرداخت (ابن خير، ٢١٨). كتاب تاريخ العلماء نخستين بار در مادريد توسط كودرا در ١٨٩١ و ١٨٩٢م در دو مجلد به چاپ رسيد (پالنثيا، همانجا). سپس در ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م به ويرايش عزت عطار حسينی در قاهره منتشر شد؛ ٢. مشتبه النسبة (ابن خلكان، ٣ / ١٠٥)، كه میبايست همان كتاب المتشابه فی اسماء الرواة و كناهم و انسابهم باشد (ابن خير، همانجا)؛ ٣. اخبار شعراء الاندلس (ابن بشكوال، ٢٤٦) يا طبقات شعراء الاندلس (بغدادی، هديه، ١ / ٤٤٩)، كه رسالۀ درر الغرر فی شعراء الاندلس رشيدالدين وطواط در واقع ذيل و تكملهای است بر همين اثر ابن فرضی (پالنثيا، همانجا)؛ ٤. رياض النفوس النقيّة فی علماء و مشايخ افريقية (بغدادی، ايضاح، ١ / ٦٠٣)؛ ٥. رياض الانس فی تاريخ علماء الاندلس (همو، هدیة، همانجا)؛ ٦. منتخب كتاب الالقاب، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ ظاهريه در مجموعۀ شمارۀ ١٠٢٥ مضبوط است (ظاهريه، مجاميع، ١ / ٢١٧).
يكی از پسران ابن فرضی به نام ابوبكر مصعب، همچون پدر به تحصيل علم پرداخت و به ادب و شعر و حديث شهره شد. وی يكی از كسانی بود كه از پدرش روايت كرد. او مدتی به حكومت الجزيره منصوب شد و به همين سبب لقب الحاكم يافت (حميدی، ٢ / ٥٦٣ -٥٦٤).
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش سيد عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م؛
ابن بسام، علی، الذخيرة، قاهره، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
ابن بشكوال، خلف بن عبدالملک، الصلة، به كوشش سيد عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن حيان قرطبی، حيان بن خلف، المقتبس، به كوشش محمود علی مكی، بيروت، ١٣٩٣ق / ١٩٧٣م؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن خير، محمد، فهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛
ابن سعيد، علی بن موسی، المغرب، به كوشش شوقی ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛
ابن فرضی، عبدالله بن محمد، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش سيد عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛
بغدادی، ايضاح؛
همو، هديه؛
پالنثيا، آنخل گونثالث، تاريخ الفكر الاندلسی، ترجمۀ حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛
حميدی، محمدبن ابی نصر، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهيم ابياری، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
ظاهريه، خطی؛
مقری، احمدبن محمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
نيز:
GAL, S.
صادق سجادی