دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٣ - ابوعبیدالله، معاویه بن عبیدالله
ابوعبیدالله، معاویه بن عبیدالله
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعُبِیدُالله، معاویة بن عبیدالله بن یسار اشعری (د ١٧٠ ق / ٧٨٦ م)، كاتب و وزیر مهدی خلیفۀ عباسی. وی از طبریه بود و از همین روی به طبرانی نیز شهرت داشت. به روایت خطیب بغدادی (١٣ / ١٩٧)، در ١٠٠ ق زاده شد. پدرش عبیدالله از كاتبان دیوانی در اردن به روزگار امویان بود (جهشایری، ٨٩) و سپس به دربار منصور خلیفه پیوست و پایگاهی یافت (سوردل، I / ٩٤). چنین مینماید كه ابوعبیدالله نیز توسط پدر به دربار منصور راه یافت و خلیفه او را به تربیت و مصاحبت فرزند خود مهدی برگماشت و او كاتب و نایب ولیعهد در كارها شد (طبری، ٨ / ٢٤- ٢٥؛ ابن ابار، ٧٢؛ ابن طقطقی، ٢٤٦). در ١٤٠ ق / ٧٥٧ م خلیفه پسر خود مهدی را همراه با ابوعبیدالله برای دفع شورش عبدالجبار بن عبدالرحمن، حاكم خراسان، به ری فرستاد (طبری، ٨ / ١٣٧).
به روایت طبری (همانجا)، موالی بر ضد او نزد مهدی سخن میگفتند و ابوعبیدالله به شكایت از آنان نامهها میفرستاد و خلیفه منصور نیز همواره مهدی را به پیروی از ابوعبیدالله و بیتوجهی به سخنان مخالفان وی پند میداد (قس: ابن طقطقی، ٢٤٧). ابوعبیدالله از آن پس بر كارها چیرگی یافت و مهدی به وی اقبال تمام داشت. در ١٥٠ ق چندان در كار خازم بن خزیمه كه مشغول فرو نشاندن شورش استادسیس بود، مداخله كرد كه خازم از او به مهدی شكایت برد (طبری، ٨ / ٢٩). همچنین در ١٥٤ ق كه منصور به شام رفته بود و مهدی در عراق رشتۀ كارها را در دست داشت، به نظارت بر امور مالی قلمرو خلافت گمارده شد (سوردل، همانجا). چون مهدی به خلافت نشست، ابوعبیدالله را به وزارت برگزید و او بر همۀ كارها تسلط یافت (یعقوبی، ٢ / ٤٠٠؛ ابن طقطقی، همانجا) و مقام وزارت را رونق و عظمت بخشید، دیوان را تحت قواعد و قوانین منظمی درآورد، جمعآوری محصول كشور را ترتیب داد، مالیات را كه قبلاً به مقدار ثابت و معین از غلات میگرفتند، به مقاسمه مبدل كرد و بر درخت خرما و سایر درختان خراج بست (همو، ٢٤٦-٢٤٧). اما غرور و سختگیری او سبب شد كه در كارش خلل پدید آید.
بیاعتنایی و بیاحترامی او نسبت به ربیع بن یونس، حاجب دربار منصور و فرزندش فضل، سبب شد تا كینهای در دل حاجب ایجاد شود و این سرانجام به توقیف فرزند ابوعبیدالله به اتهام كفر و زندقه و داشتن رابطه با زنان حرم و اعدام وی به دستور مهدی در ١٦١ ق / ٧٧٨ م منجر شد (طبری، ٨ / ١٣٧- ١٣٩؛ ابن طقطقی، ٢٤٩).
به رغم این توطئه، ابوعبیدالله مدتی همچنان در وزارت باقی بود، ولی منزلتش روز به روز سستی میگرفت (ابن ابار، ٧٤)، تا اینكه در ١٦٣ ق از وزارت بركنار شد و یعقوب بن داوود وزارت یافت. با اینهمه ریاست دیوان رسایل را همچنان در دست داشت (مسعودی، ٣ / ٣١٢؛ EI٢؛ ابن خلكان، ٧ / ٢). در ١٦٧ ق / ٧٨٣ م از دیوان رسایل معزول گشت و ربیع حاجب بدان شغل گماشته شد، اما ابوعبیدالله به اقتضای منزلت خویش اجازۀ ورود به نزد خلیفه مییافت (طبری، ٨ / ١٦٥؛ ابن خلكان، همانجا). مهدی كه از او به علت كشتن فرزندش شرم داشت، از ربیع خواسته بود تا او را از حضور نزد خلیفه باز دارد (ابن طقطقی، ٢٥٠). روزی یكی از افراد قبیلۀ اشعری را به دستور مهدی تازیانه میزدند، ابوعبیدالله از او طرفداری كرد، مهدی به خشم آمد و دستور داد تا او را بیرون كنند. ابوعبیدالله از آن پس در خانه عزلت گزید (طبری، ٨ / ١٣٩-١٤٠)، تا سرانجام در بغداد درگذشت و در مقبرۀ قریش به خاك سپرده شد (خطیب، همانجا).
كتابی دربارۀ اخراج به ابوعبیدالله نسبت دادهاند كه در آن احكام شرعی خراج و نكات و قواعد آن را توضیح داده است. ظاهراً وی اولین كسی است كه در مورد خراج كتابی نوشته و دیگران از او پیروی كردهاند. این كتاب كه تاكنون نسخهای از آن به دست نیامده، محتملاً از نظر ترتیب با كتاب ابویوسف و یحیی بن آدم اختلافی ندارد (ابن طقطقی، ٢٤٧؛ GAS, I / ٥١٩;
GAL, S, I / ٢٤٧).
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، اعتاب الكتاب، به كوشش صالح اشتر، دمشق، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن طقطقی، محمد بن علی، الفخری، به كوشش درنبورگ، پاریس، ١٩٨٤ م؛
جهشیاری، محمد بن عبدوس، كتاب الوزراء و الكتاب، قاهره، ١٣٥٧ ق؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
طبری، تاریخ؛
مسعودی، علی بن حسین، مروجالذهب، بیروت، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٥ م؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، دار صادر؛
نیز:
EI٢;
GAL, S;
GAS;
Sourdel, Dominique, Le Viziral abvaside, Damas, ١٩٥٩.
ابوالحسن دیانت