دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣١ - بغای کبیر
بغای کبیر
نویسنده (ها) :
حسن حسین زادۀ شانه چی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُغاي كَبير، ابوموسی(د ٢٤٨ق / ٨٦٢م)، از سرداران ترك عباسيان كه به سبب تشابه اسمی با سردار ديگري به همين نام، لقب كبير يافت. بغا احتمالاً در ١٥٨ق / ٧٧٥م به دنيا آمد (مسعودي، مروج... ، ٤ / ١٦٢). او از غلامان حسنبن سهل ذوالرياستين، وزير مأمون عباسی (حك ١٩٨- ٢١٨ق) بود كه به سبب شجاعتش مورد توجه معتصم قرار گرفت و در زمرۀ غلاماناودرآمد(همانجا؛ ابن عساكر، ١٠ / ٣٢٦؛صفدي، ١٠ / ١٧٣) و به گفتۀ مسعودي يكی از دو حاجب دربار او گرديد ( التنبيه...، ٣٠٨). وي پس از چندي، فرماندهی بخشی از سپاه مسلمانان را در نبرد با روميان در عموريه بر عهده گرفت (همو، مروج، ٤ / ٦٤). در ٢٢٠ق معتصم او را براي نبرد با بابك خرم دين به ياري افشين فرستاد، ولی شكست خورد و بازگشت (طبري، ٩ / ٢٣؛ ابوعلی مسكويه، ٤ / ١٨٩؛ ابن جوزي، ١١ / ٥٤؛ ابن اثير، ٦ / ٤٥٦).
گويا پس از دستگيري و قتل بابك، بغا براي سركوب منکـجور، حاكم شورشی و دست نشاندۀ افشين در آذربايجان رفت و او را شكست داد (طبري، ٩ / ١٠٢؛ يعقوبی، ١ / ٢٠٣؛ ابن اثير ٦ / ٥١٧)؛ آنگاه مأمور دستگيري افشين شد كه به زندقه و همكاري با بابك متهم بود (طبري، ٩ / ١١٠؛ ابن خلدون، ٣ / ٣٣٥).
پس از مرگ معتصم، بغا در زمرۀ سرداران واثق درآمد. در ٢٣٠ق به سركوب قبايل عرب كه در اطراف مدينه راهزنی میكردند، رفت و ياغيان بنی سُليم را درهم كوبيد و پس از موسم حج به سركوب قبيلۀ بنی هلال در ناحيۀ ذات عِرق شتافت كه همانند بنی سليم طغيان كرده بودند (طبري، ٩ / ١٢٩؛ ابن جوزي، ١١ / ١٥٠؛ مجمل...، ٣٥٩). وي در ٢٣٢ق روانۀدفع بنیفزاره و بنیمرّه كهبرفدك دست انداخته بودند شد و قبايل ديگر آن ناحيه را نيز مطيع ساخت (طبري، ٩ / ١٤٦- ١٤٨؛ ابناثير، ٧ / ١٩). سپس به جنگ بنی كلاب در ضَريّه و دفع شورشيان بنینمير در يمامه رفت (طبري، ٩ / ١٤٩؛ ابنجوزي، ١١ / ١٧٦؛ ابن اثير، ٧ / ٢٠، ٢٧).
به قولی بغا در عصر متوكل نايب پسر او منتصر در جند قنسرين بود و زمانی كه متوكل در ٢٤٧ق به قتل رسيد، بغا نزد منتصر بازگشت (نک : ابن عديم، ١ / ٧٣). خلافت ٦ ماهۀ منتصر، با مرگ او در ٢٤٨ق پايان يافت (طبري ٩ / ٢٤٩، ٢٥١-٢٥٤؛ ابن جوزي، ١٢ / ٣-٤) و با توافق سرداران سپاه و سران دربار، بغاي كبير به همراه بغاي صغير، وصيف واُتامش با مستعين (٢٤٨-٤٥٢ق) بيعت كردند؛ زيرا نمیخواستند يكی از پسران متوكل - كه خود او را كشته بودند - به خلافت برسد (ابوعلی مسكويه، ٤ / ٢٩٩؛ ابن جوزي، ١٢ / ٦؛ ابن اثير، ٧ / ١١٧). در اين ميان بغاي كبير كه بيش از ٩٠ سال داشت، بر اثر بيماري درگذشت (مسعودي، همان، ٤ / ١٦٢). مستعين پس از مرگ بغا تمام مناصب او را به پسرش موسی داد و ديوان بريد را نيز به او سپرد (طبري، ٩ / ٢٥٨؛ مسعودي، همانجا؛ ابن خلدون، ٣ / ٣٧٥).
مآخذ
ابناثير، الكامل؛
ابنجوزي، عبدالرحمان، المنتظم، به كوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بيروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابن خلدون، عبدالرحمان، تاريخ، به كوشش خليل شحاده و سهيل زكار، بيروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابن عديم، عمر، زبدة الحلب من تاريخ الحلب، به كوشش سامی دهان، دمشق ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
ابنعساكر، علی، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش علی شيري، بيروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
ابوعلی مسكويه، احمد، تجارب الامم، به كوشش ابوالقاسم امامی، تهران، ١٣٧٦ش؛
صفدي، خليل، الوافی بالوفيات، به كوشش ژاكلين سوبله و علی عماره، ويسبادن، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
طبري، تاريخ؛
مجمل التواريخ و القصص، به كوشش محمد تقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
مسعودي، علی، التنبيه و الاشراف، به كوشش عبدالله اسماعيل صاوي، ١٣٥٧ق / ١٩٣٨م؛
همو، مروج الذهب، به كوشش سعيد محمد لحام، بيروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٧م؛
يعقوبی، تاريخ، نجف، ١٣٥٨ق.
حسن حسين زادۀ شانهچی