دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥٢ - پلیس جنوب
پلیس جنوب
نویسنده (ها) :
رضا آذری شهرضایی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پُلیسِ جَنوب، یا تفنگداران جنوب ایران، تشكیلاتی نظامی كه انگلیسیها در خلال جنگ جهانی اول، در جنوب ایران بنیاد نهادند (ربیعالاول ١٣٣٤- ربیعالآخر ١٣٤٠ / ژانویۀ ١٩١٦- دسامبر ١٩٢١).
اقدامات آلمانیها، بهویژه تحریكات واسموس، مأمور آلمانی در میان ایلات جنوب ایران، با توجه به زمینهها و گرایشهای شدید ضدانگلیسی در این ناحیه (نك : فُن میكوش، ٢٣١-٢٣٣؛ گركه، ٣٣٧-٣٤٢)، منافع سیاسی و اقتصادی انگلستان را در نواحی جنوب ایران به خطر افكنده بود؛ چندانكه در پایان سال ١٩١٥م حتى یك انگلیسی در شهرهای اصفهان، شیراز، یزد و كرمان باقی نمانده بود (نك : اسكرین، ٢٢-٢٣). قتل كنسولیار انگلیس در شیراز و سركنسول آن كشور در اصفهان و دستگیری برخی دیگر از اتباع انگلیسی، نمونههایی از این تحریكات است (گركه، ٣٣٨-٣٤٠).
برای مقابله با چنین وضعی، مارلینگ، وزیر مختار انگلستان در ایران، در ٦ ربیعالاول ١٣٣٤ق / ١٢ ژانویۀ ١٩١٦م، به دولت خویش پیشنهاد داد تا در مناطق جنوبی ایران نیروی پلیس تشكیل گردد. این پیشنهاد پذیرفته شد و در ٢٠ ژانویۀ همان سال، سرپرسی سایكس از سوی نایبالسلطنۀ هندوستان، به فرماندهی قوای نظامی انگلستان در جنوب ایران منصوب گردید (موبرلی، ١٣٩). وی در ١١ جمادیالاول / ١٦ مارس، همراه شماری از افسران انگلیسی و هندی، وارد بندرعباس شد (سفیری، ٢٥). سپس با یاری احمدخان دریابیگی، حاكم بندرهای خلیجفارس، در مدت یك ماه، توانست ٣٠٠ نفر را استخدام كند (نك : وین، ٣٣٤-٣٣٥). حكومت هند نیز با فرستادن ٥٠٠ تفنگدار، پلیس جنوب را تقویت كرد (همو، ٣٣٨). با حركت سایكس از بندرعباس به سوی كرمان در ١٤ رجب / ١٧ مۀ همان سال، تشكیل پلیس جنوب تحقق یافت (گركه، ٤٠٢).
نخستین رویارویی در ٢٧- ٢٨ سپتامبر ١٩١٦، در سعیدآباد كرمان پیش آمد كه اهالی در حمایت از آزادی اسرای آلمانی، اتریشی و عثمانی، با پلیس جنوب درگیر شدند (سفیری، ١٢٥؛ موبرلی، ٢٠٨). سایكس سپس در ذیحجه ١٣٣٤ / اكتبر ١٩١٦، درواقع برای اعلام موجودیت، از كرمان به سوی یزد و اصفهان رفت؛ آنگاه با هماهنگی عبدالحسین میرزا فرمانفرما، والی فارس كه در اصفهان مستقر بود، در ١٥ محرم ١٣٣٥ق / ١١ نوامبر ١٩١٦م، وارد شیراز شد.
حمایت نمایندۀ رسمی دولت ایران، به این تشكیلات مشروعیت میبخشید و از سوی دیگر، فرمانفرما نیز در شیراز، در برابر صولتالدوله، رئیس ایل قشقایی و قوامالملك، رئیس ایل خمسه و نیز ژاندارمری نفوذ و اقتدار چندانی نداشت (وین، ٣٤٤- ٣٤٨؛ موبرلی، ٢٠٩-٢١١). سایكس پس از ورود به شیراز نفرات سابق ژاندارمری را به استخدام درآورد و شمار افراد پلیس جنوب، ایرانی و هندی و انگلیسی را تا اوایل سال ١٩١٨م به حدود ١٠ هزار تن رساند (سفیری، ١٣١، ١٨٥؛ نیز نك : وین، ٣٥٣؛ موبرلی، ٢١٠-٢١١). ترتیب اداره و مشق این نیرو، مطابق تشكیلات نظامی انگلستان بود و كلیۀ مخارج آن را دولت این كشور تأمین میكرد (سپهر، ١٣١).
پلیس جنوب در آغاز فعالیت در فارس، با معضل رقابتها و دستهبندیهای رؤسای ایلات و عشایر و حكومت فارس روبهرو بود كه بهویژه بر امنیت راهها تأثیر سوء داشت (سفیری، ١٣١-١٣٤). فرمانفرما برای تثبیت قدرت خود و تضعیف صولتالدوله، امتیازات بیشتری به برخی از رؤسای خردتر آن ایل اعطا كرده بود كه این موضوع موجب بروز درگیریهایی میان ایشان گردید (همانجا). شورش كازرون و عملیات دشت ارژن، در صفر ١٣٣٥ / دسامبر ١٩١٦، سایكس را متوجه ناتوانی پلیس جنوب در سركوب ایل قشقایی گردانید و درنتیجه به ناچار در ٢ شعبان ١٣٣٥ق / ٢٤ مۀ ١٩١٧م قراردادی مبنی بر همكاری در تأمین راهها و منطقه، با صولتالدوله امضا كرد (همو، ١٣٤- ١٣٨). این قرارداد به سایكس فرصت داد تا پلیس جنوب را تقویت كند (راضی، ١٩٣). افزون بر این، عملیات انتظامی گستردهای در حوزۀ شرقی فارس كه در مجموع بخشی از قلمرو ایل خمسه به ریاست قوامالملك، متحد محلی بریتانیا محسوب میشد، صورت گرفت (برای تفصیل، نك : موبرلی، ٢٦٢-٢٦٣, ٢٧٩-٢٨٠, ٣٠٣-٣٠٦).
با اینهمه، بر اثر برخی علل و عوامل ازجمله عقبنشینی نیروهای روسیه از ایران بعد از انقلاب ١٩١٧م، و ناخشنودی همگانی از عملیات پلیس جنوب، فعالیت این تشكیلات با مخالفتهایی روبهرو شد. سرانجام خودداری دولت حسن مستوفیالممالك از شناسایی این نیرو، در رجب ١٣٣٦ / آوریل ١٩١٨ (سپهر، ٤٤٧-٤٥٦؛ مطهریزاده، ١٤٨-١٥٤) و درگیری خونین پلیس جنوب با افراد ایل دره شوری قشقایی در ٢٩ رجب ١٣٣٦ق / ١١ مۀ ١٩١٨م، موجب شد تا صولتالدوله برضد پلیس جنوب اعلان جنگ كند (ركنزاده، ٣٥٠-٣٥٤). در جنگی كه میان ایل قشقایی و پلیس جنوب در شعبان همان سال درگرفت، دهها تن كشته و مجروح شدند (موبرلی، ٣١٥-٣١٧). با اینهمه، صولتالدوله كه به احتمال بسیار از ضدیت افكار عمومی با حضور انگلیسیها توان بیشتری یافته بود، شیراز را در محاصره گرفت، اما در درگیریهایی كه میان نیروهای وی و پلیس جنوب در احمدآباد پیش آمد (رمضان ١٣٣٦ / ژوئن ١٩١٨)، شكست خورد (همو، ٣٢٨-٣٣٠, ٣٣٦-٣٣٧).
فرمانفرما در رمضان ١٣٣٦، برای تضعیف صولتالدوله، برادران وی سردار احتشـام و سالار حشمـت را ــ كه رقیبان او در ایل قشقایی بودند ــ به سمتهایی در این ایل برگماشت ( فارس، ٨). سردار احتشام در فیروزآباد (مقر ایلخانی) ساكن شد، اما چون اطلاع یافت كه صولتالدوله رو به سوی مقر ایلخانی دارد، به همراه پلیس جنوب به مصاف او رفت. آنان از محرم تا ربیعالاول ١٣٣٧ / اكتبر تا دسامبر ١٩١٨، در منطقۀ فیروزآباد مشغول نبرد بودند (موبرلی، ٤٥٥-٤٥٦).
با آنكه عشایر قشقایی به صولتالدوله گرایش بیشتری داشتند، اما شیوع بیماری در سپـاه صولتالدولـه ــ كه برخلاف پلیس جنوب، فاقد امكانات بهداشتی بود ــ موجب كاهش چشمگیر افراد، و شكست او گردید (ایرجی، ١٢٤-١٢٦). سرانجام قراردادی منعقد شد كه به موجب آن، دوطرف به عدم مداخله در امور یكدیگر متعهد شدند (همو، ١٣٠-١٣٤). به موازات حل و فصل مسائل ایل قشقایی با پلیس جنوب، نیروهای انگلیسی ــ كه بخشی از اهداف ایشان كمك به پلیس جنوب بود ــ وارد بوشهر شدند، اما در نبردهای متعدد با مخالفان محلی، مانند غضنفرالسلطنۀ برازجانی، شیخ حسین چاه كوتاهی و زائر خضرخان شكست خوردند (موبرلی، ٤٠٨-٤١٠).
اندكی پس از پایان جنگ جهانی اول (صفر ١٣٣٧ / نوامبر ١٩١٨) و رفع خطر عملیات عوامل آلمانی در ایران، در فرماندهی پلیس جنوب تغییراتی رخ داد و ژنرال سایكس در ربیعالاول همان سال شیراز را ترك كرد و كلنل اورتون به جای او به فرماندهی پلیس جنوب منصوب گردید ( ایران و جنگ...، ١٧١، ١٧٥). بدین ترتیب دورۀ نوینی در تشكیلات پلیس جنوب آغاز شد. در این دوره فعالیت این نیرو با قرارداد ١٩١٩م میان ایران و انگلیس پیوند داشت. به موجب یكی از مواد آن، قرار بود با ایجاد ارتشی مدرن با كمك انگلستان، پلیس جنوب در آن ادغام شود ( اسناد محرمانه...، ١ / ٢٩٣-٢٩٤؛ نیز نك : ذوقی، ٤٣٥)، اما این قرارداد با مخالفت داخلی و اختلاف حكومت هند با دولت انگلستان بر سر آن (نك : موبرلی، ٤٧١)، و استعفای حسن وثوقالدوله از ریاست وزرا (خرداد ١٣٠٠ / ژوئن ١٩٢١)، عملی نشد.
پلیس جنوب در دورۀ دوم فعالیت خود، به عملیاتی مانند سركوب راهزنان مشهور در اصفهان و اطراف آن دست زد ( جنگ جهانی...، ١١٣) و در زمینههای عمرانی مانند راهسازی و حفظ و مرمت خطوط تلگراف نیز فعالیت داشت (راضی، ٢٤٠-٢٤٢) و حتى از ١٣٣٥ تا ١٣٣٨ق روزنامۀ فارس را برای تبلیغ اهداف خود منتشر میكرد (فراشبندی، ٤٢). با اینهمه، افكار عمومی و برخی كابینههای تشكیل شده در این مدت، در جهت مخالفت با آن بود (سفیری، ٢٨٥-٢٨٦). افزون بر این، دولت انگلستان نمیتوانست مانند گذشته، مخارج آن را برعهده گیرد ( جنگجهانی، ١٤٢)، از اینرو، با دولت سیدضیاءالدین طباطبایی به مذاكره پرداخت تا در صورت تمایل، پلیس جنوب را تحویل گیرد. بدین منظور كلنل فریزر كه به جای كلنل اورتون به فرماندهی این نیرو منصوب شده بود، به تهران فراخوانده شد و اگرچه دولت سیدضیاء با انتقال او موافقت كرد، اما با روی كار آمدن دولت قوامالسلطنه این موضوع به عهدۀ تعویق افتاد ( ایران،١-٢).
دولت انگلستان مبلغی را برای انتقال یا انحلال پلیس جنوب اختصاص داد و ژوئن ١٩٢١ را به عنوان ضربالاجل انتقال تعیین كرد و اعلام داشت كه در غیر این صورت، مبلغ مذكور برای انحلال پلیس جنوب مصرف خواهد شد؛ اما دولت قوامالسلطنه كه قصد داشت افسران سوئدی را به جای افسران انگلیسی در این نیرو به كار گیرد، نتوانست با انگلستان به توافق برسد. سرانجام دولت انگلستان تصمیم گرفت كه پلیس جنوب را در ٣ مرحله منحل كند. این مراحل از ماه ژوئیه تا دسامبر همان سال طول كشید (همان، نیز جنگ جهانی، همانجاها).
مآخذ
اسكرین، كلارمونت، جنگ جهانی در ایران، ترجمۀ غلامحسین صالحیار، تهران، سازمان چاپ و انتشارات اطلاعات؛
اسناد محرمانۀ وزارت خارجۀ بریتانیا دربارۀ قرارداد ١٩١٩م، ترجمۀ جواد شیخالاسلامی، تهران، ١٣٦٥ش؛
ایران، تهران، ١٣٤٠ق، س ٥، شم ٩٨٠؛
ایران و جنگ جهانی اول (اسناد وزارت داخله)، به كوشش كاوه بیات، تهران، ١٣٦٩ش؛
ایرجی، ناصر، ایل قشقایی در جنگ جهانی اول، تهران، ١٣٨٠ش؛
جنگ جهانی در جنوب ایران، ترجمۀ كاوه بیات، بوشهر، ١٣٧٣ش؛
ذوقی، ایرج، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرتهای بزرگ (١٩٠٠- ١٩٢٥م)، تهران، ١٣٦٨ش؛
راضی، منیره، پلیس جنوب ایران، تهران، ١٣٨١ش؛
ركنزادۀ آدمیت، محمدحسین، فارس و جنگ بینالملل، تهران، ١٣٥٧ش؛
سپهر، احمدعلی، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ١٣٣٦ش؛
سفیری، فلوریدا، پلیس جنوب ایران، ترجمۀ منصوره اتحادیه و منصوره جعفری فشاركی، تهران، ١٣٦٤ش؛
فارس، شیراز، ١٣٣٦ق، شم ٣٦؛
فراشبندی، علیمراد، تاریخچۀ حزب دمكرات فارس، تهران، ١٣٥٩ش؛
فن میكوش، د.، واسموس، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، قم، ١٣٧٧ش؛
گركه، اولریش، پیش به سوی شرق، ترجمۀ پرویز صدری، تهران، ١٣٧٧ش؛
مطهری زاده، موسی، جنبش ضداستعماری جنوب و آزادی خواهان كازرون، تهران، ١٣٧٨ش؛
وین، آنتونی، ایران در بازی بزرگ، ترجمۀ عبدالرضا مهدوی، تهران، ١٣٨٣ش؛
نیز:
Moberly, F. J., Operations in Persia ١٩١٤-١٩١٩, London, ١٩٨٧.
رضا آذری شهرضایی