دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٩٥ - ابن قنفذ
ابن قنفذ
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ قُنْفُذ، ابوالعباس احمد بن حسن بن علی بن خطيب قسنطينی (ح ٧٤٠-٨١٠ق / ١٣٣٩-١٤٠٧م)، فقيه، قاضی، مورخ، رياضیدان، شاعر، عارف و محدث مالكی الجزائر. برخی نام پدرش را حسين گفتهاند (باباتنبكتی، ٧٥)، ولی درست نيست. او خود نام پدرش را حسن نقل كرده است ( انس الفقير، ٤٦). وی به ابن خطيب نيز شهرت دارد. دليل اين شهرت اين بوده كه نيا و پدرش سالها در مقام خطابت جمعه در قسنطينه بودهاند (ابن قنفذ، الوفيات، ٣٤٥، انس الفقير، ٤٨). احتمال داده شده است كه اصل ابن قنفذ از بنی قنفذ، شاخهای از اشجع عدنانی باشد (نك : شاذلی، ٣٩). وی در كودكی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی و تربيت ابويعقوب يوسف ملاری، نيای مادری خود، قرار گرفت (همو، ٤٠) و پس از تعليم و تربيت اوليه در قسنطينه به سير و سياحت پرداخت. در اين سياحت، از عالمان و صوفيان بنام، علم و عرفان آموخت و تجربهها اندوخت. در ٧٥٩ق / ١١٨٣م نخستينبار از قسنطينه به مغرب اقصی رفت و از شهرهای آن حدود (نويهض، مقدمه، ٨، ١٠-١١؛ فاسی، «خ») ديدار كرد. به استناد نوشتههای خود او، وی در اين سفرها، در شهرهای مختلف از كسانی چون عبدالرحمن لجائی (نك : الوفيات، ٣٦٩)، ابوالعباس احمد قباب (همان، ٣٧٢)، ابومحمد عبدالله وانغيلی ضرير (همان، ٣٧٢-٣٧٣)، ابوعبدالله محمد بن حياتی (همان، ٣٧٥)، ابوعمران موسی عبدوسی (همان، ٣٦٩)، ابوالحسن محمد بن احمد بَطَرنی (همان، ٣٧٨) و گروهی ديگر دانش آموخت و اجازۀ روايت دريافت داشت. ابن قنفذ همچنين در اين سفرها بسياری از قبور اوليا و عارفان را زيارت كرد و همچنين بر تجربيات عرفانی خود افزود. از ميان صوفيان معاصرش احتمالاً بيش از همه ابن عاشر اندلسی بر وی اثر گذاشته است. ظاهراً نخستين باری كه ابن قنفذ با ابن عاشر ديدار داشته، در ٧٦٣ق / ١٣٦٢م بوده است (ابن قنفذ، انس الفقير، ٧، الوفيات، ٣٦٦). چنانكه از روايت خود او ( انس الفقير، ٧١) برمیآيد، وی در ٧٦٩ق مدتی نيز در دكّاله سمت قضا داشته است.
ابن قنفذ (همان، ١٠٥) در ٧٧٦ق / ١٣٧٤م، از طريق تلمسان به قسنطينه بازگشت و به امامت جمعه و قضا و افتای آنجا گمارده شد (نويهض، معجم، ٢٠). از اينكه خود میگويد در ٧٧٧ق در جامع زيتونه از ابن عَرَفه علم آموختم ( الوفيات، ٣٨٠)، چنين برمیآيد كه پس از بازگشت بار ديگر رخت سفر بسته و به تونس رفته است. وی ابن عرفه را يك سال پيش از مرگش در تونس ديده است (همانجا) و چون ابن عرفه در ٨٠٣ق / ١٤٠٠م درگذشته (همان، ٣٧٩)، معلوم میشود كه او در ٨٠٢ق نيز در تونس اقامت داشته است.
خاندان پدری ابن قنفذ در قسنطينه از اعتبار دينی، علمی، اجتماعی و سياسی مهمی برخوردار بودند و جملگی نزد فرمانروايان حفصی قسنطينه منزلت برجستهای داشتند. بهويژه پدر او بيش از ديگران دارای نفوذ كلام و اعتبار سياسی و اجتماعی بود. خاندان مادری او نيز از چنين اعتباری برخوردار بودند. نيای بزرگ او يعقوب ابن عمران بويوسفی و فرزندش ابويعقوب يوسف ملاری از عالمان و عارفان بنام بودند و در دستگاه فرمانروايان حفصی نيز نفوذ و اقتدار داشتند. خود او در برخی از آثارش مانند الفارسية و انس الفقير از اعتبار اجداد مادريش نزد اميران حفصی سخن گفته است. خاندان ابن قنفذ از ثروت فراوان نيز بهرهمند بودند و نزديكی آنان با حاكمان حفصی باعث افزايش ثروتشان شده بود (نك : نويهض، مقدمه، ٧؛ شاذلی، ٤٧). خود وی نيز نزد اميران حفصی از منزلت ممتازی برخوردار بود و با دولتمردان پيوندهای استوار داشت؛ از اين رو برخی از آثار خود را به نام آنان نوشته و گاه در اين آثار از آنان به نيكی ياد كرده است ( الفارسية، ١٩٥). با اينهمه وی به عوالم صوفيانه و عزلت و انزوا بيش از پرداختن به امور سياسی و اجتماعی گرايش داشت. بيشترين اوقات عمر او به سياحت و ديدار با عالمان و صوفيان بنام و دانشاندوزی و تأليف و تصنيف گذشته است. با اينكه با غالب علوم متداول روزگارش كم و بيش آشنا بود و در برخی از آنها ازجمله فيزيك و رياضيات مهارت كافی داشت (قربانی، ٤٢)، اما به سبب دلبستگی خاصش به عرفان و تصوف و نيز تاريخ، تأليف مهم او در اين دو زمينه است.
آثار
ابن قنفذ خود در ٨٠٧ق / ١٤٠٤م شمار آثار خود را ٢٧ ذكر كرده است (نويهض، مقدمه، ١٢-١٦). آنچه از آثار وی باقی مانده، به قرار زير است:
الف ـ چاپی
١. الفارسية فی مبادئ الدولة الحفصية. اين كتاب تاريخ دولت حفصيان است و به نام امير ابوفارس عبدالعزيز مرينی نوشته شده است (نك : الفارسية، ٩٩). بخشی از اهم حوادث اين دولت از حدود ٤٧١ق / ١٠٧٨م تا ٨٠٥ق / ١٤٠٢م در اين كتاب آمده است. در اين اثر به اوضاع اجتماعی و عمومی توجه چندانی نشده است. مهمترين بخش كتاب به شرح زندگی اميران حفصی و حوادث مهم مرتبط با آنان اختصاص دارد كه از ٦٤٧ق / ١٢٤٩م آغاز میشود. رويدادها به صورت سال به سال تدوين شده و غير از شرح احوال اميران و وابستگانشان، به برخی از حوادث كه به نظر مؤلف قابل ذكر بوده، چون وفيات دانشمندان، نيز اشارتی رفته است. اهميت عمدۀ كتاب در اين است كه بخش قابل توجه آن به حوادثی اختصاص دارد كه يا مؤلف در آنها حضور مستقيم داشته و يا روايات مربوط به آنها را به طور شفاهی از خاندان خود شنيده و در كتاب آورده است. به طور كلی كتاب الفارسية در شناخت و آگاهی از دولت و فرمانروايان حفصی افريقيه و مغرب بسيار سودمند است. اين كتاب در ١٨٤٧م در پاريس، در ١٩٣٩م به كوشش هنری پرس در الجزاير و در ١٩٦٨م با مقدمۀ مفصل و توضيحات سودمند محمد شاذلی نيفر و عبدالمجيد تركی در تونس و نيز بار ديگر در مصر چاپ شده است. نيز در سالهای ١٨٤٨-١٨٥٢م پارههايی از آن توسط شربونو مستشرق فرانسوی همراه با ترجمۀ فرانسوی آن به چاپ رسيده است؛ ٢. انس الفقير و عزّالحقير. وی اين كتاب را در ٧٨٧ق / ١٣٨٥م زمانی كه در قسنطينه بود، نوشت و موضوع آن معرفی شيخ ابومدين و شاگردان و پيروان وی است. در اين كتاب اطلاعات سودمندی راجع به مشايخ طريقت و صوفيان بنام معاصر مؤلف در سراسر افريقيه و مغرب آمده است. در واقع كتاب از يك سو بيانگر شخصيت و افكار و آراءِ صوفيانۀ ابن قنفذ است و از سوی ديگر نوعی سفرنامۀ صوفيانۀ او به شمار میآيد. با اينكه عمدتاً عرفانی است و به قصد معرفی صوفيان نوشته شده، در عين حال به اقتضای مورخ بودن مؤلف و نيز پيوندش با اميران و فرمانروايان، از نقل حوادث سياسی و اجتماعی روزگار نيز تهی نيست. اين كتاب در ١٩٦٥م به كوشش محمد فاسی و ادولف فور در رباط به چاپ رسيده است؛ ٣. الوفيات. اين كتاب ذيلی است بر اثر ديگر مؤلف با عنوان شرف الطالب فی اسنی المطالب (نويهض، مقدمه، ١٧). مؤلف در اين اثر فقط تاريخ درگذشت بسياری از شخصيتهای فقهی و علمی و احياناً سياسی اسلام را آورده است. كتاب با درگذشت پيامبر اسلام آغاز میشود و آنگاه به صحابۀ بنام اشاره میكند و بعد سال مرگ زنان پيامبر را میآورد؛ سپس قرن به قرن و در هر قرن نيز دهه به دهه به اعلام میپردازد و به همين ترتيب تا ٨٠٧ق / ١٤٠٤م ادامه میيابد. الوفيات در ١٩١١م به كوشش مولوی محمد هدايت حسين در كلكته، در ١٣٥٨ق / ١٩٣٩م به كوشش هنری پرس در الجزاير و در ذيحجۀ ١٣٩٠ق / ١٩٧١م به كوشش عادل نويهض در بيروت، چاپ شده است؛ ٤. وسيلة الاسلام بالنبی عليه الصلاة و السلام . اين كتاب كه در زندگی و سيرۀ پيامبر اسلام است، در پنج باب و هر باب در چند فصل اصلی و فصول متعدد فرعی تدوين يافته و در هر فصل مطلب مورد نظر به كوتاهی و با رعايت گزيدهگويی بيان شده است. وسيلة در ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م نخستينبار به كوشش سليمان الصيد در بيروت چاپ شده است.
ب ـ خطی
١. تحفة الوارد فی اختصاص الشرف من قبل الوالد. نسخهای از آن در دارالكتب قاهره موجود است (نك : GAL, S, II / ٣٤١)؛ ٢. شرح ارجوزة الاحكام النجومية، نسخهای از آن در مغرب (سلا) نگهداری میشود (نك : حجی، ٥٠٧)؛ ٣. شرف الطالب فی اسنی المطالب، نسخهای از آن در رباط موجود است (GAL, S، همانجا؛ نك : دارالكتب، ١ / ٢٥٤)؛ ٤. طبقات علماء قسنطينۀ، نسخهای از آن در الجزاير موجود است (نويهض، مقدمه، ١٧)؛ ٥. شرح ارجوزة القيروانی، نسخهای از آن در كتابخانۀ سليمانيۀ استانبول نگهداری میشود (محمد بن عبدالكريم، ٧٠-٧١)؛ ٦. شرح الدلالة الكلية عن الحركات الفلكية، نسخهای از آن در كتابخانۀ دانشگاه پرينستون موجود است (حتی، ٥٠٨, ٦٣٩).
ابن قنفذ گاه شعر نيز میسروده است. برخی از اشعار او را ابن قاضی مكناسی (ص ١٥٥)، بابا تنبكتی (ص ٧٦) و ابن مريم (صص ٣١٠-٣١٣) آوردهاند.
مآخذ
ابن قاضی مكناسی، احمدبن محمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٣م؛
ابن قنفذ، احمدبن حسن، انس الفقير و عز الحقير، به كوشش محمد الفاسی و ادولف فور، رباط، ١٩٦٥م؛
همو، الفارسية، به كوشش محمد شاذلی نيفر و عبدالمجيد تركی، تونس، ١٩٦٨م؛
همو، الوفيات، به كوشش عادل نويهض، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
همو، وسيلة الاسلام، به كوشش سليمان الصيد المحامی، بيروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ابن مريم، محمد، البستان، الجزائر، ١٣٢٦ق / ١٩٠٨م؛
باباتنبكتی، احمد، «نيل الابتهاج»، همراه الديباج المذهب ابن فرحون، قاهره، ١٣٥١ق؛
حجی، محمد، فهرس الخزانة العلمية الصُبَيحية، كويت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٥م؛
دارالكتب، خطی؛
شاذلی نيفر، محمد و عبدالمجيد تركی، مقدمه بر الفارسية (نك : ابن قنفذ در همين مآخذ)؛
فاسی، محمد، مقدمه بر انس الفقير (نك : ابن قنفذ در همين مآخذ)؛
قربانی، ابوالقاسم، زندگینامۀ رياضیدانان دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٥ش؛
محمد بن عبدالكريم، مخطوطات جزائرية فی مكتبات اسطنبول، ١٩٧٢م، نويهض، عادل، معجم اعلام الجزائر، بيروت، ١٩٧١م؛
همو، مقدمه بر الوفيات (نك : ابن قنفذ در همين مآخذ)؛
نيز:
GAL ,S;
Hitti, Ph.K. et al., Garrett Collection of Arabic Manuscripts, London, ١٩٣٨.
حسن یوسفی اشکوری