دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٣ - ابومسلم خولانی
ابومسلم خولانی
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبومُسْلِمِ خولانی، عبدالله بن ثُوَب، از تابعین مشهور. او به ابن مِشكَم نیز شهرت داشته است (كلبی، ١ / ٢١٥؛ بلاذری، ٢ / ٢٧٧؛ ابن منجویه، ١ / ٣٥٧). از قبیلۀ قحطانی بنوخولان یمن بود كه بیشتر ایشان در شام ساكن شدند (سمعانی، ٥ / ٢٣٤؛ ابنخلكان، ١ / ١٤٢، ٢ / ٥١١). نام پدرش را به صورتهای ایوب و عوف نیز ضبط كردهاند (ابن حزم، ٤١٨؛ بخاری، ٣(١) / ٥٩؛ ابن منجویه، همانجا، قس: ٢ / ٤٠١) كه احتمالاً تصحیفی از صورت اصلی هستند (برای صورتهای گوناگونی از نامهای او، نك : ذهبی، ٤ / ٧- ٨؛ ابن حجر، تهذیب، ١٢ / ٢٣٥). برخی پدرش ثوب را از اصحاب به شمار آوردهاند (ابن حبان، ٥ / ١٨؛ ابن حجر، الاصابة، ١ / ٢١٣، ٧ / ١٨٦).
آگاهیهای ما دربارۀ زندگی ابومسلم بسیار اندك و در موارد فراوانی ضد و نقیض و افسانهآمیز است. خلط میان او و دیگران نیز بر ابهام دربارۀ شخصیت وی میافزاید. با آنكه نسبت خولانی خود نشانۀ روشنی از انتساب اوست، از ابومسلم نقل شده است كه «عراقی» و از مردم بصره است (نك : ابن سعد، ٧ / ٤٤٨؛ ابن عساكر، ٤٩١). در این مورد، احتمال آن میرود، وی با اُهْبان بن صیفی غفاری كه ابومسلم كنیه داشت و در بصره میزیست و او را از اصحـاب دانستهاند، خلط شده بـاشد (نك : ابونعیم، معرفة، ٢ / ٣١٢؛ ابن اثیر، ١ / ١٣٨).
گفتهاند كه ابومسلم دوران جاهلیت را درك كرد، آنگاه اسلام آورد و هنگامی كه از یمن به مدینه آمد، ابوبكر به خلافت رسیده بود (ذهبی، ٤ / ٨؛ ابن عبدالبر، ٣ / ٨٧٦؛ خولانی، ٥٩؛ ابن قیسرانی، ١ / ٢٧١). روایتی هم نشان میدهد كه او در «عامِ حنین» مسلمان شد (ابونعیم، حلیة، ٥ / ١٢٠؛ قس: ابن عساكر، ٤٨٩).
باتوجه به ملاقات ابومسلم خولانی با معاذ بن جبل (د ١٧ یا ١٨ ق، نك : ذهبی، ١ / ٤٦١) در دمشق یا حمص (نك : احمد بن حنبل، ٥ / ٢٣٦-٢٣٧؛ ابن جوزی، ٤ / ٢١٣؛ ابن عساكر، ٤٩٢)، میتوان احتمال داد كه ابومسلم در حدود این سالها در شام ساكن بوده است.
گفتهاند كه به هنگام آغاز مخالفتهای معاویه با امام علی (ع)، ابومسلم خولانی به همراه جمعی از قاریان شامی به منظور اعتراض به وقوع جنگ، نزد معاویه رفت و سپس از جانب او نامهای برای امام علی (ع) برد و نزد امام، ضمن ستایش عثمان، تقاضای معاویه مبنی بر استرداد قاتلان عثمان را تكرار كرد (نك : نصر بن مزاحم، ٨٥-٨٦؛ زبیر بن بكار، ٢٩٩-٣٠٠؛ بلاذری، همانجا؛ دینوری، ١٦٢-١٦٣) و سخنانش در انجام این مأموریت، نشان از تمایل او به جنگ دارد (نصر بن مزاحم، همانجا؛ بلاذری، ٢ / ٢٧٩؛ نیز نك : زبیر بن بكار، همانجا). با اینهمه از همراهی ابومسلم با معاویه در پیكار صفین اطلاعی در دست نیست. تنها اقدام نظامی كه به مشاركت او در آن اشاره شده، به اواخر عمر ابومسلم بازمیگردد. ابنعساكر (ص ٥٢٣) او را از یاران بُسر بن ابی اَرطاة سردار معاویه در برخی جنگها معرفی میكند.
دربارۀ مرگ وی نیز اختلاف فراوان وجود دارد: برخی زمان مرگ او را در اختلاف معاویه و پیش از درگذشت بسر بن ابی ارطاة ذكر میكنند (بخاری، ابنحبان، همانجاها). گرچه روایاتی نشان میدهند كه معاویه از مرگ ابومسلم متأسف شده بود (خولانی، ٦٣؛ ابن عساكر، ٥٢٤)، اما برخی تاریخ مرگ او را در ٦٢ یا ٦٤ ق یاد كردهاند (صفدی، ١٧ / ١٠٠؛ ابن شاكر، ٢ / ١٦٩؛ دیار بكری، ٢ / ٣٠٠) و روایتی نشان میدهد كه پس از یزید هم زنده بوده است (بلاذری، ٤(٢) / ٦٠-٦١). با وجود خلطها و افسانهها دربارۀ ابومسلم، روایات مذكور جای تردید بسیار دارند. قبری در قریۀ خولان، در نزدیكی دمشق به ابومسلم منسوب است (ابن شداد، ١٨٣؛ یاقوت، ٢ / ٤٩٩؛ ابن بطوطه، ١ / ١١٥).
گفتهاند كه ابومسلم از صحابهای چون عمر خطاب، ابوعبیده جراح، معاذ بن جبل و بلال بن رباح روایت میكرده و كسانی چون ابوقلابه و ابوادریس خولانی و عطاء بن ابی رباح از او روایت كردهاند (مسلم بن حجاج، ١٨٠؛ ابن عبدالبر، ٤ / ١٧٥٧؛ خولانی، ٥٥؛ ابن عساكر، ٤٨٣). شهرت اصلی ابومسلم، به زهد و پارسایی است، چنانكه او را یكی از «زهّاد ثمانیه» شمردهاند (ابن عبدربه، ٣ / ١٧١؛ ابن جوزی، ٤ / ٢٠٩). در پارهای مآخذ نیز، به او سخنان زاهدانه و حكمتآمیز نسبت داده شده است (نك : ابن مبارك، ٥٢٨؛ ابنعبدربه، ١ / ٢٤٧؛ خولانی، ٥٩-٦٠). ابونعیم اصفهانی (حلیة، ٢ / ١٢٢-١٣١، ٥ / ١٢٠-١٢٢) بسیاری از اینگونه سخنان وگاه كراماتی شگفتانگیز را از ابومسلم خولانی ذكر كرده و برخی از این داستانها به تألیفات سدههای بعد نیز راه یافته است (مثلاً نك : ابن عبدالبر، ٤ / ١٧٥٨؛ قشیری، ١٨٥؛ ابنعساكر، ٤٩٣-٤٩٥، ٥٠٣؛ صفدی، همانجا). در مآخذ شیعی، ابومسلم به سبب مواضعش در قبال جنگ صفین، مطعون و «فاجر» شمرده شده است (نك : كشی، ٩٧). البته نباید از نظر دور داشت، آنچه طوسی (ص ٥) در باب روی گرداندن ابومسلم از امیرالمؤمنین علی (ع) آورده است، بیتردید در نتیجۀ خلط با ابومسلم اُهبان بن صیفی است كه به او كرامتی نیز منسوب شده است (نك : ابن اُهبان بن صیفی است كه به كرامتی نیز منسوب شده است (نك : ابن سعد، ٧ / ٨٠).
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحلة، به كوشش محمد عبدالمنعم عریان، بیروت، ١٩٨٧ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعهجی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابنحبان، محمد، التقات، حیدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابن حجر، عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٧ ق؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دار صادر؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٤ م؛
ابنشداد، محمد بن علی، الاعلاق الخطیرة، به كوشش سامی دهّان، دمشق، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٦ م؛
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٣٦٧ ق / ١٩٤٨ م؛
ابن عساكر، علی بن حسین، تاریخ مدینة دمشق، به كوشش شكری فیصل، دمشق، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن قیسرانی، محمد بن طاهر، كتاب الجمع، حیدرآباد دكن، ١٣٢٣ ق؛
ابن مبارك، عبدالله، الزهد و الرقائق، به كوشش حبیب الرحمن اعظمی، هند، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
ابن منجویه، احمد بن علی، رجال صحیح مسلم، به كوشش عبدالله لیثی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، به كوشش محمد امین خانجی، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
همو، معرفة الصحابة، به كوشش محمد راضی حاج عثمان، مدینه / ریاض، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ ق؛
بخاری، اسماعیل، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٣٧٧ ق / ١٩٨٥ م؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ٢، به كوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م، ج ٤، به كوشش ماكس شلوسینگر، بیتالمقدس، ١٩٣٦ م؛
خولانی، عبدالجبار، تاریخ داریا، به كوشش سعید افغانی، دمشق، ١٩٧٥ م؛
دیار بكری، حسین، تاریخ الخمیس، بولاق، ١٢٨٣ ق؛
دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
زبیر بن بكّار، الاخبار الموفقیات، به كوشش سامی مكی العانی، بغداد، ١٩٧٢ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش دُرُتئا كراوولسكی، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
قشیری، ابوالقاسم، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٣٥٩ ق / ١٩٤٠ م؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
كلبی، هشام بن محمد، نسب معدّ و الیمن الكبیر، به كوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
مسلم بن حجاج، الكنی والاسماء، به كوشش مطاع طرابیشی، دمشق، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق؛
یاقوت، بلدان.
بخش تاریخ