دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٨ - ابوعلی اردستانی
ابوعلی اردستانی
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَلیِ اَرْدِسْتانی، مشهور به دهدار. او از داعیان مشهور اسماعیلی در سدۀ ٥ ق و از جملۀ نخستین یاران نزدیک حسن صباح بود.
ابوعلی در زواره از توابع اردستان زاده شد و در همانجا پرورش یافت و بعدها دعوت حسن صباح را پذیرفت. او در ٤٨٥ ق / ١٠٩٢ م که حسن صباح قلعۀ الموت را جایگاه اصلی خود کرده بود، از جانب وی به عنوان داعی و رئیس مبلغان ناحیۀ قزوین و طالقان معین شد. در همین سال ملکشاه سلجوقی بیمناک از قدرت روزافزون اسماعیلیان و استقرار حسن صباح در الموت، یکی از سرکردگان سپاه خود به نام امیرارسلانتاش را که ولایت رودبار در اقطاع او بود، به دفع حسن صباح و سرکوب پیروان او گسیل داشت. در این هنگام یاران حسن و فدائیان او بیش از ٧٠ تن نبودند و او با این عده از عهدۀ مقابله با امیر ارسلانتاش برنیامد، پس کس نزد ابوعلی فرستاد و از او یاری خواست. ابوعلی ٣٠٠ تن از پیروان خود را که همگی از مردم قزوین، طالقان و کوه برّه (احتمالاً منجیل امروزی) بودند، با اسلحه و ادوات جنگی به کمک حسن فرستاد (جوینی، ٣ / ٢٠١- ٢٠٢؛ رشیدالدین، ١٠٩) و به این ترتیب حسن صباح موفق شد در آخر شعبان ٤٨٥ لشکر ارسلان تاش را به هزیمت و گریز وا دارد (جوینی، ٣ / ٢٠٢؛ حافظ ابرو، ٢٠٢). یاران حسن در پایان این ماجرا غنایم بسیار از سلاح و لباس و غذا به چنگ آوردند و آسایشی برایشان پدید آمد (ابوالقاسم کاشانی، ١٣١؛ رشیدالدین، همانجا).
در منابعی که از اسماعیلیه یاد شده، بیش از این از کارهای ابوعلی اردستانی ذکری به میان نیامده و تنها در بیان احوال حسن به هنگام مرگ، باز از او یاد شده است. به تصریح این منابع حسن در ربیعالآخر ٥١٨ بیمار شد، اما تا چندی ضعف خود را آشکار نکرد و چون ناتوانی بر او چیره شد، به ناگزیر پیکی به لُمسّر (قس: حافظ ابرو، ٢١٧، که آن را لمبسر ضبط کرده است) فرستاد و کیابزرگ امید را از آنجا به الموت فرا خواند. سپس وی را به جانشینی خود منصوب کرد و ابوعلی اردستانی را در دست راست وی نشاند و کار دعوت را به او سپرد و مقرر کرد که با مشاوره و صلاح دید یکدیگر به تدبیر امور بپردازند (جوینی، ٣ / ٢١٥؛ ابوالقاسم کاشانی، ١٥٣؛ خواندمیر، ٢٢٩). در دوران حکومت کیابزرگ امید، ابوعلی از کارگزاران و مشاوران عالیرتبۀ او بود و نشانههایی در دست است که او فرماندهی حملاتی بر ضد مخالفان اسماعیلی را برعهده داشته است (ابوالقاسم کاشانی، ١٥٧). از نوشتۀ جوینی (٣ / ٢٣٥-٢٣٦) برمیآید که ابوعلی پس از مرگ به چنان شهرتی نزد مخالفان اسماعیلیه دست یافت که او را همطراز حسن صباح و کیابزرگ امید میشمردند.
مآخذ
ابوالقاسم کاشانی، عبدالله بن علی، «تاریخ اسماعیلیه»، زبدة التواریخ، به کوشش محمدتقی دانشپژوه، تبریز، ١٣٤٣ ش؛
جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشا، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٧ م؛
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، مجمع التواریخ السلطانیه، به کوشش محمد مدرسی زنجانی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، دستورالوزراء، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ (قسمت اسماعیلیان و ... )، به کوشش محمدتقی دانشپژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران، ١٣٥٦ ش.
سیدعلی آل داود