دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٨٥ - احمد وفیق پاشا
احمد وفیق پاشا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْ وَفیقْ پاشا (٢٣ شوال ١٢٣٨-٢٢ شعبان ١٣٠٨ق/ ٣ ژوئیۀ ١٨٢٣-٢ آوریل ١٨٩١م)، دولتمرد، مترجم و نویسندۀ ترک که در دورۀ سلطنت عبدالحمید ثانی، ٢ بار به صدارت رسید. احمد در استانبول متولد شد. پدرش روحالدین و پدربزرگش یحیی ناجی، از مترجمان دیوان همایون بودند (ثریا، ١/ ٣٠٨، ٢/ ٤٢٠؛ اینال، V/ ٦٥١). یحیی ناجی نلقب به بلغارزاده که اصلاً رومی بود، نخستین مترجم در دربار عثمانی بهشمار میرفت (ثریا، ٤/ ٥٣١؛ تانسل، ١١٨). بابینگر بدون ذکر مأخذ، یحیی ناجی را یهودیالاصل جدیدالاسلام دانسته است (ص ٣٧٣).
احمد وفیق مقدمات علوم را نزد افراد خانوادۀ خود که همگی تحصیل کرده بودند، فرا گرفت (بانارلی، II/ ١٠٦٧)، آنگاه وارد مدرسۀ «مهندسخانۀ برّ همایون» شد، اما تحصیل را در آنجا ناتمام گذاشت و به اتفاق پدرش همراه مصطفی رشیدپاشا که به سفارت دولت عثمانی در پاریس برگزیده شده بود، به آن شهر رفت و در مدرسۀ سن لوئی به تحصیل پرداخت (اینال، همانجا؛ تانسل، ١١٨-١١٩). پس از بازگشت به استانبول با رتبۀ خواجگانی (اینال، همانجا) در ادارۀ ترجمۀ باب عالی به کار مشغول شد. احمد وفیق بهتدریج مدارج ترقی را پیمود و در سالهای ١٢٦٤-١٢٩٠ق، در مأموریتهای گونهگون داخل و خارج کشور شرکت کرد، ازجمله: منشی سفارت عثمانی در لندن، بازرس دو مملکت (افلاق و یوغدان = مولداوی و والاشی) در رومانی (ثریا، ١/ ٣٠٨؛ اینال، V/ ٦٥٢؛ تانسل، ١١٩)، سفیر در ایران (لطفی، IX/ ٥٦؛ اینال، V/ ٦٥٢-٦٥٣)، سفیر در پاریس، رئیس دیوان محاسبات و نظایر آن بود (ثریا، همانجا؛ اینال، V/ ٦٦٤-٦٦٥). در ١٢٩٠ق از آخرین مقامش که عضویت شورای دولت بود، معزول شد و تا ١٢٩٤ق که به ریاست مجلس مبعوثان منصوب گردید (ثریا، همانجا؛ اینال، V/ ٦٦٧)، مأموریتی به وی واگذار نشد.
بعد از عزل حمدی پاشا از صدارت، تصدی این مقام به وی پیشنهاد شد. او نیز پذیرفتن این مسئولیت را به قبول ٣ شرط: ١. تغییر عنوان صدارت به باش وکیل (نخستوزیر)؛ ٢. عزل فرمانده توپخانه و وزیر امور داخله؛ ٣. استقلال در تصمیمات و اقدامات در مصالح عامه، موکول کرد. چون این شرطها توسط سلطان پذیرفته شد، در اول صفر ١٢٩٥ق/ ٤ فوریۀ ١٨٧٨م با عنوان باش وکیل به نخستوزیری عثمانی گمارده شد و مسئولیت وزارت امور داخله را نیز خود برعهده گرفت (جلالالدین، ٥٤٨؛ تانسل، ١٢٢, ١٢٧؛ اینال، V/ ٦٧٠-٦٧١). به این ترتیب عنوان باش وکیل که پس از درگذشت سلطان محمود دوم در ١٢٥٥ق/ ١٨٣٩م منسوخ شده بود، بار دیگر احیا شد (اوزون چارشیلی، ١٧٩).
احمد وفیق، مسئولیت ادارۀ امپراتوری را در یکی از بحرانیترین دورانهای ان برعهده گرفت (تانسل، ١٣٤)، چه از یک سو روسها استانبول را محاصره کرده، و دولت را برای پذیرفتن شرایط صلح تحت فشار گذاشته بودند و از سوی دیگر به سبب جنگ روس و عثمانی، خزانۀ کشور تهی و ارزاق عمومی نایاب شده بود. همچنین مهاجرت حدود ٢٠٠ هزار نفر از روم ایلی به پایتخت و ایجاد ناامنی، بر مشکلات دولت افزوده بود (جلالالدین، ٥٤٩؛ اینال، V/ ٦٧١-٦٧٢).
وفیق پاشا با امضای معاهدۀ آیاستفانوس (٢٨ صفر ١٢٩٥ق/ ٣ مارس ١٨٧٨م) با روسها (جلالالدین، همانجا؛ اینال، V/ ٦٧٧) و نیز بازگردانیدن مهاجران به اناتولی و انتقال نقدینگی از ولایات به پایتخت، موفق شد تا حدودی بر بحران غلبه نماید (همو، V/ ٦٧٢)، اما مخالفان وی که در پی فرصت بودند، ناخشنودی عبدالحمید دوم از انعقاد معاهدۀ صلح با روسیه (همو، V/ ٦٨٢) را بهانه قرار دادند و او را به توطئه بر ضد سلطان و فعالیت برای به سلطنت رساندن ولیعهد، محمد رشاد، متهم ساختند. از اینرو، ٢ ماه بعد در ربیعالآخر همان سال از صدارت معزول (همو، V/ ٦٨٣؛ تانسل، ١٢٢-١٢٣)، و به عنوان والی بروسه برگزیده شد (ثریا، همانجا). ٣ سال بعد به سبب شکایت مردم از رفتار خشونتآمیزش، از استانداری بروسه نیز معزول شد (تانسل، ١٢٣؛ اینال، V/ ٦٨٩-٦٩١). با اینهمه، در ١٩ محرم ١٣٠٠ بار دیگر به نخستوزیری برگزیده شد (برای متن فرمان، نک : همو، V/ ٦٩٢)، ولی ٢ روز بعد دوباره معزول شد و تا پایان عمر در خانهاش واقع در روم ایلی صار، گوشۀ عزلت گزید (تانسل، اینال، همانجاها؛ برای سالشمار زندگی سیاسی وفیق پاشا، نک : تانسل، ١٢٤-١٢٧، جدول). او را طبق وصیتش در گورستان قایالار واقع در روم ایلی حصار، در استانبول به خاک سپردند (اینال، V/ ٧٠٠).
احمد وفیق با اینکه در مدت حیات سیاسی خود خدمات بسیاری انجام داد، اما از مخالفان آزادی جامعۀ عثمانی بود و با نهضتهای آزادیخواهانۀ آن زمان در قلمرو عثمانی به مخالفت برخاست و به همین علت به فردی مستبد معروف شد. وی همچنین شتاب در نوگرایی و تقلید از فرهنگ اروپایی را نمیپذیرفت و از فرهنگ ملی حمایت میکرد (بانارلی، II/ ١٠٦٨). احمد وفیق به زبانهای فرانسوی، عربی و فارسی تسلط کامل داشت و با زبانهای لاتین، انگلیسی و یونانی نیز آشنا بود (بروسهلی، ٣/ ١٦١؛ بانارلی، همانجا). بهرغم مخالفتش با فرهنگ غربی، وی نخستین کسی است که با ترجمۀ آثاری از مولیر، فنلون، لوساژ، ولتر و هوگو به زبان ترکی، آثار کلاسیک اروپا را در عثمانی شناساند و حتی برخی از نمایشنامههای مولیر را با فرهنگ ترک سازگار کرد و در شهر بروسه روی صحنه آورد (IA, I/ ٢٠٩؛ «دائرةالمعارف زبان...»، I/ ٧٧).
احمد وفیق در زمینۀ زبان ترکی و تاریخ، با تألیف آثار متعدد روح ملیگرایی را در عثمانی احیا کرد (بانارلی، II/ ١٠٦٩)، تا آنجا کـه ضیاگوک آلپ ــ یکـی از پایـهگذاران اندیشۀ ترکگرایی ــ او را از پیشگامان این نهضت میشناسد (همانجا). اگرچه احمد وفیق از طرفداران پاک کردن زبان ترکی از لغات بیگانه بود، اما از به کار بردن واژههای فارسی و عربی و حتی اروپایی در آثارش، خودداری نمیکرد و در شیوۀ نوشتن تحت تأثیر نثر قدیم بود. به همین سبب در ایام نهضت نوگرایی در زبان عثمانی، شیوۀ نگارش او مورد تأیید محافل ادبی نبود (همانجا؛ IA، همانجا). او در ایام حکومت خود در بروسه به اقدامات عمرانی چندی مبادرت کرد که تعمیر قلعه، توپخانه و اولو جامع از آن جمله است (تانسل، ١٣٢).
آثـار
از احمد وفیق در حدود ٢٥ اثر (همو، ١٣٤) اعم از ترجمه، تألیف و تصحیح برجا مانده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
الف ـ تألیف
١. آتاسوزلری، یا منتخبات ضروب امثال، شامل ضربالمثلهای ترکی. ٢. حکمت تاریخ، خلاصهای از درسهای وی در دارالفنون دربارۀ فلسفۀ تاریخ که ابتدا به صورت مقالاتی در روزنامۀ تصویر افکار منتشر، و سپس به صورت کتاب در قطع کوچک چاپ شد (همو، ١٣٥؛ اینال، V/ ٧٠١). ٣. فذلکۀ تاریخ عثمانی. ٤. کتاب درسی برای مدارس متوسطه (رشدیه). این کتاب نخستینبار در ١٢٨٦ق/ ١٨٦٩م در استانبول به چاپ رسید و بعداً نیز بارها چاپ شده است. ٥. تاریخ عثمانی، که احتمالاً همان فذلکه است. ٦. لهجۀ عثمانی، نخستین فرهنگ ترکی و مهمترین اثر احمد وفیق که مورد استفادۀ بیشتر فرهنگنویسان بوده است. احمد وفیق در این اثر، لغات ترکی را گردآوری کرده، و در جلد دوم لغات فارسی و عربی را که وارد زبان ترکی شده، جمعآوری نموده است. این کتاب در ٢ جلد در ١٢٩٣ق/ ١٨٧٦م در استانبول چاپ شده است (نک : اینال، V/ ٧٠٢).
ب ـ ترجمه
احمد وفیق بیشتر آثار مولیر را به زبان ترکی برگردانده است که برخی از آنها ذکر میشود: «ازدواج اجباری»، «طبیب اجباری»، «خسیس»، «مردم گریز»، تارتوف (برای تفصیل، نک : اوزگه، ٩٦١، جم ؛ IA, I/ ٢٠٩-٢١٠)؛ همچنین از ترجمههای او: تلماک، اثر فنلون؛ میکرومگا، از ولتذ؛ هرنانی، از ویکتور هوگو؛ ژیل بلاس، از لوساژ را میتوان نام برد (برای تفصیل، نک : همانجاها؛ اینال، V/ ٧٠٢-٧٠٣).
ترجمۀ مهم دیگر او، اوشال شجرۀ ترک از ابوالغازی بهادرخان است که آن را از لهجۀ جغتایی به ترکی عثمانی ترجمه کرده است (برای اطلاع بیشتر، نک : ه د، ابوالغازی، بهادرخان).
ج ـ تصحیح
محبوب القلوب اثر امیرعلیشیر نوایی با همکاری م. بلَن (کورتی، ٤٧-٦٢)؛ گلستان سعدی (بلن، ١٣٣).
همچنین نخستین سالنامۀ رسمی دولت عثمانی را وفیق پاشا انتشار داده است (تانسل، ١٣٤). ترجمۀ مقامات حریری را نیز به او نسبت دادهاند (ثریا، ١/ ٣٠٩).
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٤٢ق؛
ثریا، محمد، سجل عثمانی (تذکرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣٠٨-١٣١٥ق؛
نیز:
Babinger, F., Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre Werke, Leipzig, ١٩٢٧;
Banarlı, A., Türk edebiyâti tarihi, Istanbul, ١٩٨٧;
Belin, M., «Gulistân de Cheikh Mouslih ed-dīn Saʾdi Chirâzi» JA, Paris, ١٨٧١, vol. XVIII;
Celâleddin Pasa, Mahmud, Mirʾât-ı Hakîkat, Istanbul, ١٩٨٣;
Courteille, A. Pavet de, «Le mahboud-ul-Kouloub», JA, Paris, ١٨٧٤, vol. III;
IA;
İnal, M. K., Osmanlı devrinde son sadrıazamlar, Istanbul, ١٩٤٢;
Lüfî Efendi, Ahmed, Tarih, Istanbul, ١٩٨٤;
Özege, M. S., Eski harflerle basılmıs türkçe eserler kataloğu, Istanbul, ١٩٧١-١٩٧٩;
Tansel, F. A., «Ahmed Vefik Pasa» Belleten, ١٩٦٤, vol. XXVIII;
Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٧;
Uzunçarsılı, İ. H., Osmanlı devletinin merkez ve bahriye teskilâtı, Ankara, ١٩٨٤.
علیاکبر دیانت