دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠٤ - حر بن یزید ریاحی
حر بن یزید ریاحی
نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی - علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُرِّ بْنِ یَزیدِ ریاحی (مق ١٠ محرم ٦١ ق / ١٠ اکتبر ٦٨٠ م)، از سران سپاه کوفه که در روز عاشورا به امام حسین بن علی(ع) پیوست.
نسب حر به بنی ریاح بن یربوع، شاخهای از قبیلۀ بنیتمیم میرسید (نک : کلبی، ٢١٣، ٢١٦؛ بلاذری، ١٢ / ١٥٩) و نسبهای ریاحی و یربوعی و تمیمی او بدین سبب است. پدران و نیاکان حر به دلاوری و جنگاوری شهره بودند (همو، ١٢ / ١٥٦- ١٥٩؛ نیز نک : سماوی، ١١٥-١١٦)، اما دربارۀ شخص او تا پیش از حوادث منتهی به واقعۀ کربلا، اطلاعی در دست نیست؛ تنها از روایتی چنین برمیآید که او در کوفه به دلاوری شهرت داشته است (نک : طبری، ٥ / ٤٢٧).
بههرحال، وقتی عبیدالله بن زیاد ــ حاکم عراق ــ از عزیمت امام حسین بن علی (ع) بهسوی کوفه خبر یافت، حصین بن تمیم تمیمی ــ رئیس شرطه ــ را به نواحی قادسیه فرستاد و حر بن یزید را نیز با سپاهی انبوه با او همراه کرد تا در مرحلۀ نخست راه امام حسین (ع) بهسوی کوفه سد شود (بلاذری، ٣ / ٣٧٧- ٣٧٨؛ نیز نک : طبری، ٥ / ٤٠١؛ ابوالفرج، ١١٠). حر در حوالی قادسیه به کاروان امام حسین (ع) رسید و نخست نه تنها مخالفتی با امام نشان نداد، بلکه با لشکریانش نماز را به امامت آن حضرت بهجای آورد (طبری، ٥ / ٤٠١-٤٠٢؛ نیز نک : بلاذری، ٣ / ٣٨٠؛ دینوری، ٢٤٩). درواقع، حر چنانکه خود در گفتوگویی با امام حسین (ع) تصریح کرد، مأمور بود آن حضرت را تحتنظر گیرد و به کوفه و نزد ابنزیاد ببرد (طبری، همانجا؛ مفید، ٢ / ٨٠). البته حر ــ چنانکه از گفتههای او پیدا ست ــ با مقام و منزلت ممتاز امام آشنا بود و آشکارا از درگیری پرهیز میکرد (طبری، ٥ / ٤٠٢-٤٠٣؛ نیز نک : بلاذری، ٣ / ٣٨٠-٣٨١؛ دینوری، ٢٥٠؛ ابوالفرج، ١١١).
حر و سپاه کوفه تا نزدیک نینوا با کاروان امام راه سپردند. در اینجا حر نامهای از ابنزیاد دریافت کرد که به او فرمان میداد، امام حسین بن علی (ع) را در جایی بیآب و آبادی نگاه دارد (طبری، ٥ / ٤٠٤- ٤٠٨؛ مفید، ٢ / ٨٣). پس از آنکه ابنسعد به فرمان ابن زیاد با امام قصد نبرد کرد، حر بن یزید را فرماندهی دستۀ تمیم و همْدان داد (طبری، ٥ / ٤٢٢). اما حر که گویا گمان نمیکرد کار به نبرد کشیده شود، اندکی پیش از آغاز جنگ، نخست در گفتوگویی با ابنسعد، از قصد نهایی او و ابنزیاد اطمینان حاصل کرد (همو، ٥ / ٤٢٧).
از واپسین گفتوگوی حر با یکی از سپاهیان کوفه چنین بهنظر میرسدکه گویا پیشتر، نشانههایی از تمایل به کنارهگیری از جنگ نشان داده بود. حتى یکی از سپاهیان با یادآوری اشتهار حر به دلاوری، کوشید حس جنگجویی او را برانگیزد، اما حر گفت که چیزی جز بهشت را برنمیگزیند و اسب خویش را بهسوی اردوگاه امام راند (همانجـا؛ نیز نک : بلاذری، ٣ / ٣٨٣-٣٨٤). حر در برابر امام، توبه کرد و آن حضرت نیز به او فرمود: تو آزادهای چنانکه مادرت تو را حر نامید (طبری، ٥ / ٤٢٨؛ نیز نک : بلاذری، ٣ / ٣٩٧، ١٢ / ١٥٩؛ دینوری، ٢٥٦). آنگاه حر اجازۀ نبرد خواست، اما پیشازآن، در خطبهای، کوفیان را سخت سرزنش کرد که با نوادۀ پیامبر (ص) در جنگ شده و آب بر او بستهاند (طبری، ٥ / ٤٢٧- ٤٢٨). حر در جنگ دلاوری بسیار نشان داد (هـمو، ٥ / ٤٣٤- ٤٣٥؛ نیز نک : بلاذری، ٣ / ٤٠٠) و سرانجـام درحالیکه همراه یکی از اصحاب امام حسین (ع)، زهیر بن قین، نبرد میکرد و رجز میخواند، احتمالاً اندکی پیش از ظهر عاشورا، به خاک افتاد (طبری، ٥ / ٤٤٠-٤٤١؛ نیز نک : کلبی، ٢١٦؛ بلاذری، ٣ / ٤٠٣).
گرچه حر نخست از سران سپاه کوفه بود و چنانکه ملاحظه شد، راه را بر امام حسین (ع) بست و کسانی هم به نکوهش از او برخاستند (برای تفصیل ماجرا و پاسخ به انتقـادها، نک : جزایری، ٣ / ٢٦٣- ٢٦٥)، ولی در یکی از زیارتنامهها خطاب به او سلام شده (ابن طاووس، ٣ / ٣٤٤؛ شهید اول، ١٥١)، و شیخ طوسی نام او را درشمار اصحاب امام حسین (ع) آورده است (ص١٠٠). همچنین مزار او که در فاصلۀ اندکی از شهر کربلا واقع شده ــ چه، گفتهاند گروهی از بنیتمیم پیکر او را دورتر از دیگر اصحاب امام حسین (ع) دفـن کـردند (نک : امین، ٤ / ٦١٤؛ کلیدار، ١٢؛ طعمه، ١١٤- ١١٥؛ نیز نک : حمدالله، نزهة ... ، ٣٣) ــ از مزارات کربلا ست (مثلاً نک : ادیبالملک، ٢١٢-٢١٣؛ عضدالملک، ١٦٥؛ ناصرالـدین شاه، ١١٧؛ بـرای کرامت منسوب به پیـکر حر، نک : جـزایری، ٣ / ٢٦٥-٢٦٦؛ قمی، ٢ / ١٤٦-١٤٧).
در طول تاریخ، دستکم دو خاندان به حر منسوب بودهاند: مستوفیان قزوین که حمدالله مستوفی تاریخنگار مشهور از ایشان است (نک : حمدالله، تاریخ ... ، ٨١١)، و آل حر در منطقۀ جبل عامل لبنان که یکی از مشهورترین ایشان، شیخ حر عاملی، صاحب کتاب مشهور وسائل الشیعه است (نک : حسینی، ١ / ٨-١٠).
مآخذ
ابن طاووس، علی، اقبال الاعمال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٦ق؛
ابوالفرج اصفهانی، علی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
ادیبالملک، عبدالعلی، سفرنامۀ عتبات، به کوشش مسعود گلزاری، تهران، ١٣٦٤ش؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
جزایری، نعمت الله، الانوار النعمانیة، تبریز، ١٣٧٩ق؛
حسینی، احمد، مقدمه بر امل الآملِ حر عاملی، بغداد، ١٣٨٥ق؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٩ش؛
همو، نزهة القلوب، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ش؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
سماوی، محمد، ابصار العین، قم، ١٤١٤ق / ١٣٧٢ش؛
شهید اول، محمد، المزار، قم، ١٤١٠ق؛
طبری، تاریخ؛
طعمه، سلمان هادی، تراث کربلاء، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
طوسی، محمد، رجال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٥ق؛
عضدالملک، علیرضا، سفرنامۀ عتبات، به کوشش حسن مرسلوند، تهران، ١٣٧٠ش؛
قمی، عباس، سفینة البحار، تهران، ١٤١٤ق؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٩٨٦م؛
کلیدار، عبدالحسین، بغیة النبلاء فی تاریخ کربلاء، به کوشش عادل کلیدار، بغداد، مطبعة الارشاد؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٠ق؛
ناصرالدین شاه، سفرنامۀ عتبات (شهریار جادهها)، به کوشش محمد عباسی و پرویز بدیعی، تهران، ١٣٧٢ش
علی بهرامیان
تعزیۀ شهادت حر
تعزیهنامۀ حر بنا بر نظری از زیباترین تراژدیهای زندگی است. زمینی بودن حر و وابستگی او به خاک، چهرۀ وی را در میان شهیدان برجسته، و شهادتش را مردمیتر کرده است. (صیاد، بش ). برخی سخن امام حسین (ع) را که بهروشنی از مرگِ باعزت و زندگی با نکبت و سرافکندگی را تصویر میکند، انگیزهای بزرگ در دگرگونی حالات حر و شعلهور شدن آتش حقیقتجویی او دانستهاند (مهاجرانی، ٢٠٥).
تعزیۀ حر قبلاً در جُنگها و مجموعههای کهن، مانند جُنگ متعلق به خودزکو، که از قدیمترین مجموعههای تعزیه است، یا مجموعۀ لیتن و مجموعۀ آستان قدس رضوی دارای ٣ یا ٤ مجلس مستقل بوده است. بعداً در تحول و تکامل تعزیهها هر ٣ یا ٤ مجلس، با حذف حواشی و گفت وگوهای مکرر، در یک مجلس بهنام «شهادت حر» تنظیم شد (شهیدی، ٢٦٦؛
برای نمونه و سنجش نسخههای گونـاگون، نک : فیاض، ٥٩-٩٣؛
مجالس ... ، ١ / ٤٥١-٤٧١؛
همایونی، ٦٧٣-٧١٤).
از تعزیۀ حر نسخههای بسیاری دردست است، لیکن دونسخه از میان آنها، هم به لحاظ قدمت تاریخی و هم به لحاظ انسجام اشعار معروفاند. یکی از نسخهها معروف به نسخۀ کاشانیها و منسوب به میرعزا (سیدمصطفى کاشانی متخلص به میرعزا) و دیگری منسوب به تکیۀ دولت تهران است (شهیدی، ٥٨٣؛
برای نسخۀ تعزیۀ میـرعـزا، نک : مآخذ، کاشانی). اشعار نسخۀ تکیۀ دولت حاوی عناوین و اصطلاحات فخیم درباری است و با شعر، موقعیت و منصب تختنشینانی مانند ابنزیاد و یزید را بهخوبی وصف میکند. مثلاً در جایی ابنزیاد را «سالار مهین» و «اشرف اعیان» و فرمان او را فرمانی از «رفعت کیوان» برمیشمرد: فرمان همایون شده از رفعت کیوان / سالار مهین ابنزیاد اشرف اعیان.
به نظر شهیدی، سرایندۀ این نسخه با اینکه از کلمات و اصطلاحات فاخر درباری برای توصیف ابنزیاد بهره برده است، لیکن بهطور پوشیده به حاضران در مجلس که از هر طبقه و صنف و گروه شرکت میکردند، میفهماند که ابنزیاد هم از قشر اعیان و اشراف بود، همان اعیان و اشرافی که در تکیۀ دولت نیز حضور دارند (ص ٢٦٦، ٦٠٦، حاشیۀ ٢٨).
اجرای تعزیه
خواندن تعزیه در دهۀ اول یا ١٣ روز اول محرم بنابر قاعدۀ معمول، ترتیبی مطابق با رویدادهای زمانیِ حوادث در واقعۀ کربلا داشته است. اما در برخی مناطق این ترتیب را جز در تعزیهخوانیهای روزهای ٨ و ٩ و ١٠ محرم چندان رعایت نمیکردند.
مثلاً خواندن تعزیۀ شهادت حر در دهۀ محرم روز معین و ثابتی نداشت و بنابر حوزههای جغرافیایی ـ فرهنگی مختلف ایران با هم فرق میکرده است. مثلاً در بیرجند و برخی روستاهای آن، تعزیۀ حر را در شب عاشورا و روز عاشورا (برآبادی، ٥٨)، در شاهرود در روز دوم (شریعتزاده، ٢ / ٣١٠)، در بوشهر در روزهای چهارم (عرفان، ٨٤) و پنجم (شریفیان، ٢٠٩)، در کازرون در شب پنجم (مظلومزاده، ١٣٢)، در شیراز در روز ششم (همایونی، ٤٢٥)، و در سمنان روز چهارم (احمدپناهی، ٢٧٥) میخواندند و در اردکان تعزیهخوانی را از شب پنجم محرم شروع میکردند و در همان شب اول تعزیۀ حر را میخواندند (طباطبایی، ٤٣٠).
گزینش شبیه حر
در آمدن به نقش شخصیتهایی مانند امام حسین، حضرت ابوالفضل و حضرت علیاکبر(ع)، و حر آسان نبود. حرخوانان باید جوان و دارای ویژگیهایی، ازجمله قد و بالای بلند، اندام متناسب، چهره و منش پهلوانانه و صدایی جذاب باشند. از همه مهمتر برای اینکه کسی بتواند نقش حر را بهخوبی مجسم کند، میبایستی در میان مردم و اهل محل به پاکی و تقوا و نیکنامی و جوانمردی کموبیش شهره باشد.
در قدیم، نقش عباس و حر را در تعزیهها معمولاً یک شخص ایفا میکرد. مثلاً سیداحمدخان و حاج بارکالله، که هر دو صدای دلنشین داشتند و از تعزیهخوانان مشهور دورۀ قاجار بودند، هردو در تعزیههای تهران و تکیه دولت حرخوان و عباسخوان بودند. سیداحمدخان ساوهای ملقب به «سارنگ» صدایِ پرکشش و گیرایی داشت و در خواندن دستگاهها و خواندن دقیق گوشهها و نغمهها ورزیده و مسلط بود. حاج بارکالله صدایِ پرطنین و بلندی داشت و گوشههای حماسی و با شکوه مقامهایی مانند ماهور، راست پنجگاه و چهارگاه را خوب میخواند. هردو تعزیهخوان آواز نیز میخواندند. سیداحمدخان سارنگ نخستین خوانندۀ ایرانی است که صفحههای آواز او به یادگار مانده است (خالقی، ١ / ٣٤٩-٣٥٠؛
نیز نک : شهیدی، ٦٩٠، ٦٩٤-٦٩٥).
شبیه حر معمولاً سوار بر اسبی به رنگ کَهَر، که رنگ واقعی اسب حر بوده است، در تعزیه آشکار میشد (شهری، ٢ / ٣٨٤) و در صحنههای گوناگون اشعار را در مایههای خاص میخواند. مثلاً بههنگام سوارشدن بر اسب و حرکت بهسوی کربلا، خطاب به خود و تماشاگران، اشعاری با این مطلع را «ای آسمان، سیاه مکن روزگار حر! / خواهیکنی ز صفحه تو محو اعتبار حر؟» در مایۀ عراق میخواند؛
یا زمانی که حضرت عباس (ع) سر راه بر حر میگیرد، حر پرخاشگرانه خطاب به عباس(ع) در مایۀ نهیب چنین میخواند: تو کیستی که سرِره به من گرفتی تنگ؟ / تو را نَسَب به که باشد ایا فلک اورنگ؟ همچنین به هنگام رویارویی حضرت عباس (ع) و حّر و مفاخره و رجزخوانی برای یکدیگر، هریک اشعاری در حُدی (حُداء) یا پهلوی یا رجز میخوانند. مطلع رجزخوانیهای آن دو چنین است:
عباس: مرا نام عباسِ شیراوژن است / سرِ سرکِشان در کمند من است.
حر: منم حر، جوان ریاحینژاد / هماوردِ من کس زمادر نزاد! (شهیدی، ٤٤٨- ٤٤٩).
نقش تعزیۀ حر در جامعه
شخصیتپردازی از حر و نمایش حماسۀ دلیرمردی و رادمنشی او در تعزیه بازتابی اجتماعی در جامعۀ ایران داشته، و بهصورتهای گوناگون در عرصههای فرهنگی و هنری تجلی کرده است. تصویرگران عامه در پردازش صحنههایی از قتلگاه کربلا و مصائب سیدالشهدا (ع) نقش حر را نیز در کنار شهیدان دیگر بهتصویر کشیدهاند.
مردم در عزاداریهای محرم و عاشورا، نوحههایی نیز در رثای حر شهید ساختهاند و در سوگواریهای خود میخوانند. مثلاً «نوحههای توراهی و دَمگیریِ» کازرونیها در شب پنجم محرم، شب مخصوص خواندن تعزیۀ حر، نمونۀ معروفی از این نوحهها ست (برای متن کـامل نوحه، نک : مظلومزاده، ١٤٣؛
نیز برای نوحههای دیگر مانند «حر آزاده» و «پناه»، نک : نماز شام ... ، ١٢٤-١٢٥).
شخصیت و رفتار و اخلاق حر بر قشر پهلوانان و لوطیان شهرها، بهویژه تهران تأثیرگذار بوده، و الگوی رفتاری و ویژگیهای اخلاقی آنها شده است. این گروه به حضرت عباس (ع) و حر، بهسبب داشتن نشانههای والای پهلوانی و صفات جوانمردی و ایثارگری، ارادت و اخلاص بسیار میورزند. آنان بههنگام پیمان بستن، به حضرت عباس (ع) و به کمربند حر سوگند میخورند. قسم نخوردن به خود حر ظاهراً بهسبب آن است که وی به خاندان رسالت تعلق نداشته است، و قسم خوردن به کمربند حر نیز بهسبب آن است که این کمربند نماد مقدسی است از اینکه حر کمربستۀ امام حسین (ع) بوده است (شهیدی، ٦٥٠-٦٥١؛
برای ویژگیهای رفتاری و اخلاقی لوطیان پهلوان، نک : بلوکباشی، «پدیدهای ... »، ١٠٤- ١٠٥).
برخی از هنرمندان تئاتر و سینما کوشیدهاند تا از شخصیت حر و داستان شهادت او در تعزیه بهره بگیرند و تعزیه، این نمونۀ برجسته و ممتاز هنر ادبی و نمایشی مذهبی را به صحنۀ تئاتر و سینما ببرند (صیاد، بش ).
ناصر تقوایی براساس متن «تعزیۀ حر دلاور»، نسخۀ سرودۀ میرعزای کاشانی در اوایل حکومت قاجار، مستند «تمرین آخر، تعزیۀ حر دلاور» را برای ثبت در آرشیو حفظ آثار فرهنگ شفاهی و هنرهای آیینی ـ نمایشی ملل در یونسکو ساخت و با آن فیلم مستند در بخش خارج «جشنوارۀ فجر» ١٣٨٤ش حضور یافت («تعزیه ... »، بش ).
تعزیۀ شهادت حر به اروپا نیز رفت و در فرانسه در چهل و چهارمین فستیوال بینالمللی آوینیون، که از ٩ ژوئیه تا ١٢ اوت ١٩٩١م در پاریس تشکیل شده بود، اجرا شد. در آن سال گروهی از تعزیهخوانان ورزیدۀ قدیمی ایران به سرپرستی هاشم فیاض، تعزیهخوان و تعزیهگردان معروف، ٣ تعزیه، ازجمله تعزیۀ حر را در حیاط کلیسای سلستن در روزهای ٧ تا ١٢ محرم ١٤١٢ق / ٣٠ تیر تا ٣ مرداد ١٣٧٠ش) اجرا کردند. تعزیۀ حر در شبهای ٨ و ٩ محرم خوانده شد (بلوکباشی، تعزیهخوانی ... ، ٨٤). اجرای این تعزیهها به تعزیهگردانی هاشم فیاض واکنش تحسینآمیز و همگان، بهویژه هنرمندان، کارگردانان و نقدنویسان بزرگ تئاتر جهان را برانگیخت (همانجا؛
برای تفصیل گزارش اجرای تعزیهها، نک : ستاری، ١٣-٣٢؛
تقیان، ٣٤-٥٥).
مآخذ
احمد پناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، ١٣٧٤ ش؛
برآبادی، احمد و دیگران، مردمنگاری مراسم عزاداری ماه محرم در شهرستان بیرجند، تهران، ١٣٨٠ ش؛
بلوکباشی، علی، «پدیدهای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامۀ فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٣ ش، س ٣، شم ٨ و ٩؛
همو، تعزیهخوانی حدیث قدسی مصائب در نمایش آئینی، تهران، ١٣٨٣ ش؛
«تعزیۀ حر دلاور تقوایی در جشنوارۀ فیلم فجر»، مهر نیوز (مل )؛
تقیان، لاله، «تعزیۀ ایرانی، نمایش یا آیین»، فصلنامۀ تئاتر، تهران، ١٣٧٠ ش، شم ١٤؛
خالقی، روحالله، سرگذشت موسیقی ایران، تهران، ١٣٥٣ ش؛
ستاری، جلال، «ایران در خانۀ ژان ویلار»، فصلنامۀ تئاتر، تهران، ١٣٧٠ ش، شم ١٤؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
شریفیان، محسن، اهل ماتم، آواها و آیین سوگواری در بوشهر، تهران، ١٣٨٣ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٧١ ش؛
شهیدی، عنایتالله و علی بلوکباشی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
صیـاد، پرویز، مقدمه بر تعـزیۀ حر (نک : هم ، کاشانی)؛
طباطبایی اردکانی، محمود، فرهنگ عامۀ اردکان، تهران، ١٣٨١ ش؛
عرفان، حیدر، تعزیه در استان بوشهر، شیراز، ١٣٧٩ ش؛
فیاض، هاشم، «مجلس تعزیۀ حـر»، فصلنامۀ تئـاتر، تهـران، ١٣٧٠ ش، شم ١٤؛
کاشانی، مصطفى، متـن تعـزیۀ حر، بـه کـوشش پرویـزصیاد، تهران، ١٣٥٠ ش؛
مجالس تعزیه، به کوشش حسن صالحیراد، تهران، ١٣٨٠ ش؛
مظلومزاده، محمدمهدی، سیر تاریخی تعزیه در کازرون، تهران، ١٣٨٢ ش؛
مهاجرانی، عطاءالله، انقلاب عاشورا، تهران، ١٣٧٤ ش؛
نماز شام غریبان (مجموعۀ شعر و نوحۀ عاشورایی)، به کوشش جعفر رسولزاده، قم، ١٣٧٧ ش همایونی، صادق، تعزیه در ایران، شیراز، ١٣٨٠ ش؛
نیز:
Mehrnews, www.Mehrnews.com / fa / News Detail.aspx?News ID= ١٤٧٥٠١.
علی بلوکباشی