دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤١ - ابوعلی دامغانی
ابوعلی دامغانی
نویسنده (ها) :
منصور صفت گل
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَلیِ دامغانی، محمد بن عیسی (د ٣٨٢ ق / ٩٩٢ م)، وزیر و دیوانسالار دورۀ سامانی. از آغاز زندگانی ابوعلی آگاهی چندانی در دست نیست. ابوالقاسم الیمانی شاعر معاصر او، کنیه و نام و نام پدر و شهری را که وی بدان منسوب است، در یک بیت شعر آورده است (ثعالبی، یتیمة، ٤ / ١٤٤). صفدی (٤ / ٣٠٤) به نقل از ثعالبی او را اهل بخارا دانسته است، اما عبارت ثعالبی (همان، ٤ / ١٠١، ١٤٣) تنها ناظر به دورۀ اقامت و وزارت وی در آن شهر است. ابوعلی از جوانی در دستگاه ابومنصور محمد بن عبدالرزاق (د ٣٥٠ ق / ٩٦١ م) سپهسالار سامانیان در خرسان پیشۀ دبیری داشت (همان، ٤ / ١٤٣)، سپس به بخارا رفت و در دربار سامانیان به ریاست دیوان رسایل منصوب شد. وی گویا سالیان درز در آن شغل بود، تا به روزگار فرمانروایی نوح بن منصور سامانی به وزارت رسی (مقدسی، ٢ / ٤٩٤).
ابوعلی چندینبار وزارت یافت (ثعالبی، همانجا). برخی از منابع، نخستین سال وزارت او را ٣٧٧ ق / ٩٨٧ م (عتبی، ٨٤) و برخی دیگر ٣٧٨ ق (گردیزی، ٣٦٧) آوردهاند (قس: قزوینی، ٧ / ٢٦٦).
ابوعلی دامغانی زمانی وزار یافت که دولت سامانی واپسین سالهای اقتدار خود را میگذراند. در ولایات مدعیان قدرت سر برآورده بودند؛ درآمد دولت کاهش یافته بود و وزیران اقتداری نداشتند (عتبی، ٨٤-٨٥). با اینهمه ابوعلی کوشید کارها را به سامان آورد، اما به سبب جنگهای داخلی و کشمکش بر سر قدرت در بخارا، کاری از پیش نبرد و پس از مدت کوتاهی برکنار شد (همو، ٨٤؛ خواندمیر، ١١٣) و ابونصر زید وزارت یافت. او هرچند مانند وزیر پیشین شایستگیهایی داشت، اما دوران وزارتش چندان نپایید و ابوعلی دیگربار در ٣٨٠ ق به وزارت رسید (عتبی، ٨٥؛ گردیزی، همانجا). در این زمان بغراخان فرمانروای ایلک خانیان (ﻫ م)، بخارا را تصرف کرد و نوح بن منصور به ناچار گریخت.
بغراخان در بازگشت، ابوعلی دامغانی را با خود به سمرقند برد، وی همانجا بود تا اندکی بعد درگذشت (همانجا).
گفتهاند که ابوعلی دامغانی، ٥٠ سال در دربار سامانیان پیوسته به خدمت مشغول بود. این دیرپایی او در مشاغل دیوانی و وزارت، با آنکه مایۀ شعر طنزآلودی در حق او شد، وی را در کارها چندان چیرهدستی بخشیده بود که در خوشنویسی، بلاغت، کتابت و وزارت بدو مثل میزدند (ثعالبی، همانجا). او خود شعر میسرود، ولی آن را آشکار نمیکرد و نیز دوستدار ادب بود و ادیبان را مینواخت (همانجا). قطعهای از نامۀ بلیغ او به ابعلی سیمجوری، سپهسالار سامانی را عتبی (ص ٩٧) ذکر کرده است. با اینکه عتبی (همانجا) ابوعلی دامغانی را نکوهش کرده و مضراب بوشنجی، ضمن شعری وی را ستمگر خوانده (همو، ١٧١)، ولی شاعرانی چون ابوالقاسم الیمانی و مهلبی در اشعاری او را ستودهاند (ثعالبی، همان، ٤ / ١٤٤؛ تتمة، ٢ / ٩٤).
مآخذ
ثعالبی، عبدالملک بن محمد، تتمة الیتیمة، به کوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٥٣ ق؛
همو، یتیمةالدهر، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٣٧٧ ق؛
خواندمیر، غیاثالدین بن همامالدین، دستورالوزراء، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
عتبی، احمد بن عبدالجبار، تاریخ یمینی، ترجمۀ ناصح بن ظفر جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٥٧ ش؛
قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٢ ش؛
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، تاریخ، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، ١٣٦١ ش.
منصور صفتگل