دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨٧ - برغشی
برغشی
نویسنده (ها) :
روزبه زرین کوب
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْغُشی، یا بَرْغَشی، ابو المظفر محمد بن ابراهیم، از وزیران پایان روزگار سامانیان. نام وی در برخی از منابع و پارهای از نسخهها بُزغُشی ضبط شده (ﻧﻜ : عتبی، تاریخ...، ١٤٤، ١٥٢؛ بیهقی، علی، ١٨٩؛ شبانکارهای، ٢٦؛ نیز ﻧﻜ : شعار، ١٥٢، حاشیۀ ٢؛ فیاض، ٣٥٧، حاشیۀ ٢)، اما در شرح تاریخ یمینی و منابع مهم دیگر نام او برعشی آمده است (منینی، ١/٢٥٠؛ نیز ﻧﻜ : عتبی، «تاریخ...»، ١/٢٥٠، ٢٨٨، ٢٨٩, گردیزی، ١٧١، ١٧٢؛ بیهقی، ابوالفضل، ٣٥٧، ٣٥٩؛ شعار، همانجا). با وجود این، تلفظ درست این نام، با اطمینان روشن نیست. از شعر ابومنصور فوشنجی (ملقب به مضرابالشعر) نیز تنها این اندازه پیداست که حرف اول و سوم آن متحرک و حرف دوم آن ساکن است (ﻧﻜ : عتبی، همانجا؛ ثعالبی، ٤/١٥٩؛ نیز ﻧﻜ : فیاض، همانجا). درعینحال، ازآنجاکه ناصرالدین منشی کرمانی نام او را برغوشی ضبط کرده است (ص ٣٩)، بعید نیست که منسوب به برگوش، از شهرهای ناحیۀ چاچ بوده باشد (ﻧﻜ : اصطخری، ٣٣٠؛ ابن حوقل، ٢/٥٠٧؛ مقدسی، ٤٨؛ نیز ﻧﻜ : حبیبی، ١٧١، حاشیۀ٩).
نفوذ روزافزون غلامان ترک در دبار سامانی، نه تنها وزیران، دبیران و دهقانان ایرانی را تهدید میکرد، بلکه به تدریج از قدرت امیران سامانی نیز میکاست. از حدود ربع آخز سدۀ ٤ق، اختلفا و بیاعتمادی میان والیان و سپهسالاران ایرانی و ترک دولت سامانی افزایش یافت. سقوط بخارا تختگاه سامانیان به دست ترکان مسلمان قراخانی (٣٨٢ق/٩٩٢م)، هرچند دوامی نداشت، اما آشفتگی اوضاع را بیش از پیش نمایان ساخت. اتحاد نافرجام ابوالحسن فایق و ابوعلی سیمجور بر ضد سامانیان (٣٨٤ق)نیز، به توسعۀ قدرت سبکتکین امیر غزنه انجامید و دربار بخارا را زیر نفوذر وی قرار داد (برای تفصیل، ﻧﻜ : زرین کوب، ٢/٢١١-٢١٧).
حکومت نوح بن منصور سامانی یا نوح دوم (٣٦٥-٣٨٧ق/ ٩٧٦-٩٩٧م) نیز از همان ابتدا متکی به سرداران ترک بود. وزیر او عبدالله محمد بن احمد جیحانی ظاهراً «به سبب پیری عذر خواست» (نرشخی، ١٣٦)، اما شاید در باطن از تسلط و مداخلۀ سرداران ترک در کار دیوان که باعث اختلال در ادارۀ مملکت میشد. به تنگ آمده بود (زرین کوب، ٢/٢١٢). چند سال بعد هم، وزیر دیگرش ابونصر بن ابیزید، به دست غلامان کشته شد. نوح از بیم سبکتکین که پشتیبان وزیر بود، غلامان را دستگیر کرد و کشت. سپس از سبکتکین خواست تا جانشین وزیر را تعیین کند؛ اما سبکتکین در این ماجرا مداخله نکرد و سرانجام، ا ابوالمظفر برغشی که احتمالاً مورد تأیید سکبکتین نیز بود، به وزارت برگزیده شد و تا پایان فرمانروایی نوح بن منصور، وزارت او را بر عهده داشت (عتبی، «تاریخ»، ١/٢٤١، ٢٥٠، تاریخ، ١٣٩-١٤٠، ١٤٤؛ رشیدالدین، ٢(٤)/٨٢؛ ناصرالدین، همانجا؛ خواندمیر، ١١٤؛ نیز ﻧﻜ : بارتولد، ١/٥٦٢).
با مرگ نوح دوم، پسر خردسالش ابوالحارث منصور یا منصور دوم (ﺣﻜ ٣٨٧-٣٨٩ق/٩٩٧-٩٩٩م) جانشین وی شد و وزارت همچنان در دست برغشی باقی ماند؛ اما نیابت حکومت، به فایق سپرده شد و درواقع زمام امور در اختیار وی قرار گرفت (عتبی، «تاریخ»، ١/٢٦٤-٢٦٥، ٢٦٨-٢٦٩، تاریخ، ١٥٢، ١٥٥-١٥٦؛ گردیزی، ١٧١؛ رشیدالدین، ٢(٤)/٨٦-٨٧؛ شبانکارهای، همانجا). مداخلۀ فایق در امور مملکتی، سبب ایجاد اختلاف شدیدی میان او برغشی گردید و برغشی به امیر سامانی پناهنده شد. فایق با خشونت و اصرار فراوان، تسلیم وی را طلب کرد، اما منصور نپذیرفت و فایق هم با ناخشنودی بخارا را ترک کرد. سرانجام با وساطت بزرگان دولت، میان طرفین موافقتی حاصل آمد و برخلاف میل قلبی منصور، برغشی از کار بر کنار شد (٣٨٨ق/٩٠١م). وزارت را به ابوالقاسم عباس بن محمد برمکی سپردند و برغشی را به گوزگانان (جوزجان) فرستادند (عتبی، «تاریخ»، ١/٢٨٨-٢٨٩، تاریخ، ١٦٨؛ گردیزی، ١٧٢؛ رشیدالدین، ٢(٤)/٩٦؛ ناصرالدین، همانجا؛ نیز ﻧﻜ : بیهقی، ابوالفضل، ٣٥٨؛ بارتولد، ١/٥٦٤).
گزارش ابوالفضل بیهقی دربارۀ برغشی (ص ٣٥٧-٣٥٨)، هرچند با گزارش عتبی و دیگر منابع متفاوت است، اما نشان میدهد که در چنان اوضاع و احوالی، خود برغشی هم تمایلی به ادامۀ وزارت نداشته است. بر اساس این گزارش، برغشی چون دریافت که کار سامانیان «به آخر آمده است»، حیلهای ساخت و ٥هزار دینار به یکی از پزشکان دربار داد تا به دروغ، بیماری وی را تأیید کند. امیر سامانی که سرانجام از بهبود او ناامید شده بود، به وی اجازه داد تا به ملکی که در گوزگانان خرید بود، عزیمت کند و به والی گوزگانان فرمان داد که وی را بزرگ دارد (همانجا). چندی بعد، چون خاندان سامانی برافتاد (٣٨٩ق/٩٩٩م)، برغشی، ملک خود را در گوزگانان فروخت و به نیشابور رفت (همو، ٣٥٨). ظاهراً وی تا پایان عمر، در آنجا ساکن بود و به قولی در آنجا، مدت ٣٠سال به مطالعه و تألیف اشتغال داشت (ناصرالدین، خواندمیر، همانجاها).
ابوالفضل بیهقی روایت کرده که ابوالمظفر برغشی را در ٤٠٠ق در نیشابور دیده است. برغشی در آن زمان، «پیری سخت بشکوه» بوده و «موی سفید چون کافور» داشته است (همانجا). بههرحال، بزرگان نیشابور در بزرگداشت برغشی کوتاهی نمیکردند و همواره او را بر صدر مینشاندند. محمود غزنوی نیز وی را «خواجه» میخواند و چند بار قصد کرد که برغشی را وزارت دهد، اما او نپذیرفت (همو، ٣٥٩). با اینکه ابومنصور فوشنجی، اشعاری در تأسف بر زمان وزارت ابوعلی بلعمی و انتقاد از وزارت برغشی سروده است (عتبی، «تاریخ»، ١/٢٨٩، تاریخ، همانجا؛ ثعالبی، ٤/١٥٩؛ نیز ﻧﻜ : نفیسی، ٣٤٦)، منینی او ر از کاردانترین و فاضلترین وزیران سامانیان دانسته است (١/٢٥٠).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بارتولد، و. و. ترکستان نامه، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٢ش؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی اکبر فیاض، تهران، ١٣٢٤ش؛
بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به کوشش کلیم الله حسینی، حیدرآباد دکن، ١٩٦٨م؛
ثعالبی، عبدالملک، یتیمة الدهر، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، ١٣٧٧ق؛
حبیبی، عبدالحی، حواشی بر زینالاخبار (ﻧﻜ : ﻫﻤ، گردیزی)؛
خواندمیر، غیاث الدین، دستور الوزراء، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامعالتواریخ، به کوشش احمد آتش، آنکارا، ١٩٥٧م؛
زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
شبانکارهای، محمد، مجمعالانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
شعار، جعفر، حاشیه بر تاریخ یمینی (ﻧﻜ : ﻫﻤ، عتبی)؛
عتبی، محمد، «تاریخ یمینی»، ضمن شرح الیمینی (الفتح الوهبی) (نک :هم، منینی)؛
همو، تاریخ یمینی، ترجمۀ ناصح جرقادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٥٧ش، فیاض، علیاکبر، حواشی بر تاریخ (ﻧﻜ : ﻫﻤ، بیهقی، ابوالفضل)؛
گردیزی، عبدالحی، زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
منینی، احمد، شرح الیمینی (الفتح الوهبِی)، قاهره، ١٢٨٦ق؛
ناصرالدین منشی کرمانی، نسائم الاسحارا، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٤ش؛
نرشخی، محمد، تاریخ بخارا، ترجمۀ احمد بن محمد قباوی، تلخیص محمد بن زفز، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٣ش؛
نفیسی، سعید، محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، تهران، ١٣٣٦ش.
روزبه زرینکوب