دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٢ - بلوک
بلوک
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُلوك، يا بولوگ، اصطلاحی در تقسيمات كشوري در ايران در سدههاي گذشته، نيز اصطلاحی نظامی در سازمان لشكري دولت عثمانی.
بلوك (جمع: بلوكات، نک : برهان ...، ١ / ٣٠٢؛ آنندراج، ١ / ٧٦٦) واژهاي است تركی، مشتق از مصدر بولمَك به معناي تقسيم كردن كه در معانی بخش، قسمت، رسته، گروه و جماعت به كار میرود (پاكالين،I / ٢٤٢ ؛ باربيه دومنار، I / ٣٤٦؛ كلاوسن، ٣٣٩).
١. در ايران
كاربرد اين واژه بهعنوان اصطلاحی در تقسيمات لشكري ايران به دوران فرمانروايی ايلخانان در سدههاي ٧ و ٨ق / ١٣ و ١٤م باز میگردد (رشيدالدين، ١ / ١٩٥). در منابع اين دوره، بلوك به معناي تقسيم نيز آمده است؛ چنانکـه رشيدالدين فضلالله در تقسيم اقطاعات به مأموران وصول ماليات دستور داد كه اقطاعات را در ميان صده و دهه بلوك نمايند (٢ / ١٤٨٤). در تقسيمات كشوري به صورت جمع و مفرد به معنی نواحی حومۀ شهر و آباديهاي «متصل شهر» (حافظ ابرو، قسمت ربع خراسان،١٥-١٧، ٢ / ٢٧١، ٣ / ١٦٣؛ روملو، ٤٤٣-٤٤٤)، محل زراعت (نخجوانی، ١(١) / ٣٥٣؛ عالم آرا...، ٦٩-٧٠)، نيز به معنی ناحيۀ تحت حكومت (آقسرايی، ١٥٤، ٢١٩؛ نخجوانی، ٢ / ٥٠) كاربرد داشته است. در دوره صفويان در سدههاي ١٠-١٢ق / ١٦- ١٨م، كاربرد آن تحت عنوان «بلوكات خاصه» رايج بوده است (ميرزا سميعا، ١ / ٥٥). پس از صفويه در دورۀ قاجاريه اين اصطلاح همچنان به كار برده میشد. در اين دورۀ از اجتماع چند بلوك يك ايالت تشكيل میشد. اداره اين بلوكات كه بلوك ناصري در مشهد (اعتمادالسلطنه، مرآة...، ٤ / ٢٣٧٢)، بلوك فشافويه در اطراف تهران (هدايت، ٩ / ٧٢١)، بلوك اهرم و گاوبندي (اعتمادالسلطنه، تاريخ ...، ١ / ٤٦٧، ٣ / ١٧٣٢) از آن جملهاند، توسط نايبالحكومهها و ضابطان حكومت انجام میگرفت (ورهرام، ١٣٤؛ كيهان، ٢ / ١٣٦-١٣٧). امروز نيز برخی نواحی همچنان بلوك خوانده میشود، مانند بلوك زهرا (آل احمد، ١٠، جم). پس از اصلاح تقسيمات كشوري در ١٣١٦ش اين واژه منسوخ شد (دايرةالمعارف ...، ١ / ٤٤٥).
٢. در عثمانی
در سازمان سپاه عثمانی «بلوك» عموماً گروه و دسته و به طور ويژه بر واحدهاي خاص نگهبانان (قاپی قولی اجاق لاري) و همچنين سپاه ايالات اطلاق میشد (پاكالين، I / ٢٤٢؛ I / ١٢٥٦, ٢EI؛IA, II / ٧٣٩). در دورۀ سلطنت بايزيد دوم و سپس پسرش سليم اول در سدۀ ١٠ق در ميان سپاه ينیچري تشكيلات جديدي به وجود آمد كه «آغابلوك لري» ناميده میشد و اختصاراً به آنها بلوك میگفتند (اوزون چارشيلی، I / ١٦٩؛ «دائرةالمعارف ...»، (.VI / ٣٢٤
شمار نفرات و نام واحدها برحسب شرايط زمان متفاوت بوده است. نخستين اجاق ــ واحد ــ ينیچريها شامل هزار نفر بود كه به ١٠ بلوك ١٠٠ نفري تقسيم میشد (پاكالين، نيز IA، ٢EI، همانجاها). بعدها شمار بلوكها به ١٠١ بلوك افزايش يافت كه «جماعت» و «اورتا» ناميده میشدند. آنان بر حسب نوع وظيفه، نامهاي خاص داشتند؛ مثلاً ٥ واحد اول از آنان را «جماعت شتربانان»، بلوك بيست و هشتم را بلوك «امام حضرت آغا» و بلوكهاي ٦٠-٦٣ را «صولاق اورتاسی» ــ محافظان شاه ــ میناميدند («دائرةالمعارف»، IA، پاكالين، همانجاها). فرماندهان بلوكها را «ياياباشی» يا سر پياده میناميدند (اوزون چارشيلی، I / ٢١٧). همچنين اعضا و فرماندهان اجاق ــ واحد ــ مبتديان شبه جزيرۀ گاليپولی را كه شمار آنها ٤٠٠ نفر بود و به ٨ واحد ٥٠ نفري تقسيم میشدند، «چورباجی» میناميدند (پاكالين، همانجا).
در رأس بلوكها، بلوكباشيها قرار داشتند. از آنجا كه سلطان سليمان قانونی عضو افتخاري بلوك اول از آغابلوك لري بود، به همين سبب بر اهميت آغابلوك لري افزوده شد («دائرةالمعارف»، همانجا). قاپی قوليهاي سوار نيز وجود داشتند. اينان مركب بودند از سپاهی، سلاحدار، علوفه چيان يمين و يسار، و غرباي يمين و يسار (مجموعهاي از واحدهاي سپاه عثمانی) كه آنها را خلق بلوك سوار (آتلی بلوك خلقی) میگفتند (نک : همانجا). گاه شماره بلوكها به نام خاص آنها تبديل میشد، مانند «بلوكات اربعه» كه جزو سواران قاپی قولی بودند و نيز «بلوكات سبعه» كه عنوان ٧ واحد نظامی و عثمانی مستقر در مصر بود (پاكالين، همانجا).
با انحلال سپاه ينیچري در ١٢٤٢ق / ١٨٢٦م كه در تاريخ عثمانی به «واقعۀ فرخنده» معروف است (شاو، II / ٢٠-٢١) و تشكيل سپاه جديد به نام عساكر منصورۀ محمديه (همو، II / ٢٢-٢٣) كه براساس اصول فرانسوي شكل گرفته بود («دائرةالمعارف»، VI / ٣٢٥؛ شاو،II / ٢١, ٨٣)، به تدريج واژۀ بلوك به جاي صف انتخاب شد كه در رأس آن يك يوزباشی (معادل سروان) قرار داشت. در تقسيم ساختمانها نيز محل اقامت مردان را بلوك سلام (سلاملق بلوكی) وساختمان مسكونی بانوان را بلوك حرم میناميدند (پاكالين، همانجا).
مآخذ
آقسرايی، محمود، مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار، به كوشش عثمان توران، آنکـارا، ١٩٤٣م؛
آل احمد، جلال، تاتنشينهاي بلوك زهرا، تهران، ١٣٥٢ش؛
آنندراج، محمد پادشاه، به كوشش محمد دبيرسياقی، تهران، ١٣٣٥ش؛
اعتمادالسلطنه، محمد حسن، تاريخ منتظم ناصري، به كوشش اسماعيل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، مرآة البلدان، به كوشش عبدالحسين نوايی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
برهان قاطع، محمد حسين بن خلف تبريزي، به كوشش محمد معين، تهران، ١٣٣٠ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافيا (قسمت ربع خراسان، هرات)، به كوشش غلامرضا مايل هروي، تهران، ١٣٤١ش، ج و ٣، به كوشش صادق سجادي، تهران، ١٣٧٨ش؛
دايرةالمعارف فارسی؛
رشيدالدين فضلالله، جامع التواريخ، به كوشش محمد روشن و مصطفی موسوي، تهران، ١٣٧٣ش؛
روملو، حسن، احسن التواريخ، به كوشش عبدالحسين نوايی، تهران، ١٣٥٧ش؛
عالم آراي شاه طهماسب، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٧٠ش؛
كيهان، مسعود، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣١١ش؛
ميرزا سميعا، تذكرة الملوك، به كوشش محمد دبيرسياقی، تهران، ١٣٣٢ش؛
نخجوانی، محمد بن هندوشاه، دستور الكاتب به كوشش علیزاده، مسكو، ١٩٦٤م؛
ورهرام، غلامرضا، نظام سياسی و سازمانهاي اجتماعی ايران در عصر قاجار، تهران ١٣٦٧ش؛
هدايت، رضا قلی، روضه الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نيز:
Barbier de Meynard, C. A., Dictionnaire Turc-Francais, Amsterdam, ١٩٧١;
Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish, Oxford, ١٩٧٢;
EI²;
IA;
Pakalin, M. Z., Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu, Istanbul, ١٩٤٦;
Shaw, S.J. and E.K. Shaw, History of the Ottoman Emprie and Modern Turkey, London, ١٩٨٥;
Turkiye diyanet vakf o Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢;
Uzuncarsili , I. H., Osmanli devleti teskilatindan Kapukulu ocaklari, Ankara, ١٩٨٤.
علیاكبر ديانت