دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣١ - اهری
اهری
نویسنده (ها) :
ابوالفضل خطیبی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَهَری، ابوبكر قطبی (زنده در ٧٦٠ ق/ ١٣٥٩م)، مورخ دورۀ جلایریان و نویسندۀ كتاب تاریخ شیخ اویس. از نسبت اهری وی در مییابیم كه اصلاً اهل اهر بوده است. او در دستگاه شیخ اویس میزیست و كتاب خود را به این فرمانروای نامدار جلایریان در آذربایجان و عراق عرب (حك ٧٥٧-٧٧٦ ق) تقدیم كرد (وان لون، ٢٢). یگانه نسخۀ موجود كتاب اهری كامل نیست و در اوایل بخش مربوط به رخدادهای روزگار سلطان اویس در ٧٦٠ق رشتۀ سخن بریده میشود.
عبارت «هشت ده سال» در آغاز فصل مربوط به شیخ اویس (ص ١٨٢) كه به درستی دربارۀ مدت فرمانروایی او آمده، بیانگر این است كه اهری میبایست تا پایان زندگانی شیخ اویس (٧٧٦ ق/ ١٣٧٤ م) زنده بوده باشد؛ اما این عبارت بیگمان از مطالبی است كه توسط كاتب نسخه یا شخصی دیگر به كتاب افزوده شده است. به هر حال، چون آخرین واقعۀ یاد شده در این كتاب مربوط به ٧٦٠ ق/ ١٣٥٩م است (نک : ص ١٨٣، كه ٨٦٠ق آمده)، مسلم است كه اهری دست كم تا این سال زنده بوده است.
تاریخ شیخ اویس
این كتاب تاریخ عمومی مختصری است از حضرت آدم تا روزگار نویسنده كه به دو بخش پیش و بعد از اسلام تقسیم میشود. بخش نخست از حضرت آدم آغاز شده، و سپس اخبار سلسلۀ پیشدادیان، كیانیان، اشكانیان و ساسانیان درپی آن آمده است. اهری خود تصریح كرده كه اخبار این دوره را از شاهنامۀ فردوسی برگرفته است. افزون بر این، گاه به آثار دیگری چون جاماسبنامه، تواریخ سنجری و هفت پیكر نظامی نیز به عنوان مآخذ خود اشاره دارد (وان لون، ٢). بخش دوم ٥ قسمت است: خلفای راشدین، امویان، مروانیان، عباسیان و مغولان. مآخذ اهری دربارۀ وقایع این دوره تا چیرگی مغولان و پس از آن فرمانروایی ایلخانان تا پایان روزگار اولجایتو، تا حد بسیاری شناخته شده است. مورخ دربارۀ رخدادهای سالهای ٦٦٣ تا ٧٠٣ ق/ ١٢٦٥ تا ١٣٠٤ م گذشته از پارهای تفاوتها در جزئیات، بر جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله متكی بوده است؛ اما برخلاف رشیدالدین، به اخبار مربوط به فرمانروایان مغولی دشت قبچاق در جنوب روسیه، یعنی اردوی زرین یا آلتین اردو (ه م)، عنایت ویژهای نشان داده است. دربارۀ رخدادهای پس از ٧٠٣ق تا پایان روزگار اولجایتو (٧١٦ ق/ ١٣١٦ م)، احتمالاً از تاریخ اولجایتو، نگاشتۀ ابوالقاسم كاشانی بهره گرفته است (همو، ٣-٤). اما منابع او دربارۀ اخبار روزگار سلطان ابوسعید بهادرخان ــ جانشین اولجایتو ــ تا پایان بخش موجود تاریخ شیخ اویس به درستی دانسته نیست. در حقیقت مهمترین كتابی كه میتوان مطالب اواخر تاریخ شیخ اویس را با آن سنجید، همانا ذیل جامع التواریخ حافظ ابروست؛ ولی اخبار بسیاری در ذیل جامع التواریخ وجود دارد كه در تاریخ شیخ اویس از آنها نشانی نمییابیم (برای نمونه، نک : اهری، ١٧٢؛ قس: حافظ ابرو، ٢٢٤).
با توجه به مطالب یاد شده، دربارۀ ارتباط تاریخ شیخ اویس و ذیل جامع التواریخ حافظ ابرو، این احتمالات را میتوان در نظر گرفت: همان گونه كه وان لون (ص ٤) حدس میزند، هر دو كتاب از یك منبع مشترك كه اینک نشانی از آن در دست نیست، بهره بردهاند. دوم، حافظ ابرو اخبار خود را از كتاب تاریخ شیخ اویس برگرفته، ولی آن را با اخبار منبع یا منابع دیگر در آمیخته است؛ و سرانجام احتمال سوم كه به نظر میرسد پذیرفتنیتر باشد، این است كه حافظ ابرو از تحریر مفصلتری از تاریخ شیخ اویس بهره برده، و در نتیجه، آنچه از كتاب اهری به دست ما رسیده، تحریری ملخص و ناقص است.
بخش آخر یگانه دستنویس تاریخ شیخ اویس، از فرمانروایی اباقاخان به بعد، به كوشش وان لون در ١٣٧٣ ق/ ١٩٥٣ م در لاهه چاپ تصویری شده است. وان لون چكیدهای از همۀ فصلهای پیشین را نیز به انگلیسی ترجمه، و بدان ضمیمه كرده است. همچنین بخشی ازاین كتاب دربارۀ اردوی زرین همراه با ترجمۀ روسی آن در جلد دوم «مجموعه مطالب مربوط به تاریخ اردوی زرین ... » به سال ١٩٤١ م در لنینگراد به چاپ رسیده است.
مآخذ
اهری، ابوبكر، تاریخ شیخ اویس، به كوشش وان لون، لاهه، ١٣٧٣ ق/ ١٩٥٣ م؛
حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به كوشش خانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
نیز:
Van Loon, J. B., introd. Ta’rīkh- i Shaikh Uwais (vide: PB, Aharī).
ابوالفضل خطیبی