دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٢ - بابا
بابا
نویسنده (ها) :
روزبه زرین کوب
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بابا، لقبی برای برخی از متصوفه كه دست كم از اوایل سدۀ ٥ ق/ ١١م به كار میرفته است. بابا واژهای است فارسی به معنی پدر و نیا، و به همین معنی در زبانهای اردو، تركی و جز آنها نیز به كار رفته است ( اردو لغت، ٢/ ٥٠٨؛ سامی، ٢٥٧؛ دوزی، I/ ٤٧؛ قس: دورفر، II/ ٢٢٨). كلمۀ باب نیز كوتاه شدۀ باباست (نك : برهان ... ، ١/ ٢٠١) و در بعضی از مناطق عالم اسلام برای مشایخ بزرگ صوفیه مصطلح بوده است (خواجه عبدالله، ٥٨٩؛ ابن كربلایی، ١/ ٤٨).
بابا افزون بر آنكه لقب بعضی از شیوخ بكتاشیه بوده، یكی از مراتب این طریقه نیز به شمار میرفته است (سامی، همانجا)؛ در طریقت بكتاشیه، ٥ مرتبه وجود دارد كه سومین آنها، باباست. اگر بابا از نسل پیامبر (ص) باشد، بر روی كلاه خود شال سبز میبندد و اگر چنین نباشد، شال سفید. بابا به تربیت محب و درویش، یعنی مراتب پایینتر از خود میپردازد. ورود افراد جدید به این طریقت هم با مراسم مفصلی به وسیلۀ بابا صورت میگیرد (نك : هاشمپور سبحانی، ٥٢٧-٥٣١).
لقب بابا در روزگار صفویه نیز در ایران برای بزرگان اهل تصوف متداول بوده است (نك : نصرآبادی، ١٤٠-١٤١، ٢١١، ٤٢٦). مدفن برخی از بابایان اصفهان كه بیشتر آنها در سدههای ٨ و ٩ ق میزیستهاند، هنوز در اصفهان باقی است (همایی، ٥٠٩-٥١٠).
مآخذ
ابن كربلایی، حافظ حسین، روضات الجنان و جنات الجنان، به كوشش جعفر سلطان القرایی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
اردولغت، به كوشش مولوی عبدالحق و ابولیث صدیقی، كراچی، ١٩٧٩ م؛
برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به كوشش محمدمعین، تهران، ١٣٥٧ ش؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیه، به كوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٣ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس تركی، استانبول، ١٣١٧ ق؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣١٧ ش؛
هاشمپور سبحانی، توفیق و قاسم انصاری، «حاجیبكتاش ولی و طریقت بكتاشیه»، نشریۀ دانشكدۀ ادبیات و علوم انسانی، تبریز، ١٣٥٥ش، س ٢٨، شم ١٢٠؛
همایی، جلالالدین، «بابا ركنالدین شیرازی»، نامۀ مینوی، به كوشش حبیب یغمایی و دیگران، تهران، ١٣٥٠ ش؛
نیز:
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٦;
Dozy, R., Supplément aux dictionnaires arabes, Beirut, ١٩٦٨.
روزبه زرینكوب