دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٧٤ - حکم بن ابی العاص
حکم بن ابی العاص
نویسنده (ها) :
عاطفه زندی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَکَمِ بْنِ اَبی الْعاص، ابومروان (د ح ٣١ ق/ ٦٥٢ م)، از رجال مشهور بنیامیه. پدرش ابوالعاص، یکی از فرزندان امیة بن عبد شمس (نیای بزرگ بنیامیه) و مادرش رقیه، دختر حارث بن عبید از بنیمخزوم بود (کلبی، ٣٨؛ بلاذری، ٥/ ٧٨- ٨٩).
حکم در روزگار پیش از اسلام، همراه ابولهب و چند تن دیگر، که برای میگساری و خوشگذرانی در خانهای گرد میآمدند، در سرقت «غزال کعبه» برای خرید شراب شرکت داشت، اما به سبب پشتیبانی بنیامیه از وی، از مجازات رهید (ابنحبیب، المنمق، ٥٩ بب ). او دوست و همنشین ابوجهل نیز بوده است (همان، ٣٦٦، نیز نک : المحبر، ١٧٦). به روایتی، حکم پیش از ظهور اسلام، کاروان تجارتی به سوی حیره میبُرد (زبیر بن بکار، ٤٠٣).
با ظهور اسلام، حکم که با پیامبر (ص) همسایه نیز بود (بلاذری، ٥/ ١٢٦)، در زمرۀ دشمنان سرسخت اسلام قرارگرفت (ابناسحاق، ١٤٤؛ ابنسعد، ١/ ٢٠٠-٢٠١؛ ابنحبیب، المنمق، ٣٨٦؛ نیز نک : بلاذری، همانجا) و پیامبر (ص) را بهویژه با تقلید از رفتارهای آن حضرت، سخت آزار میداد و به همین سبب، بر اثر نفرین پیامبر (ص) به رعشه و لقوه دچار شد (زبیر بن بکار، ٢٥٧؛ جاحظ، ٢٧٥، ٢٧٦؛ نیز نک : بلاذری، ٥/ ١٢٦، ٢٨٤-٢٨٥؛ طبری، ١٠/ ٥٨؛ ابن عبد البر، ١/ ٣٥٩؛ راوندی، ١/ ١٦٨). همچنین به روایتی نه چندان قابل اعتماد، حکم پس از اطلاع از گرویدن عثمان بن عفان به اسلام، او را ملامت کرد و کوشید وی را منصرف کند (ابنسعد، ٣/ ٥٥؛ ابنشبه، ٣/ ٩٥٤). بااینهمه، مایۀ شگفتی است که در مآخذ موجود، نامی از حکم در پیکارهای دورۀ پیامبر (ص) به میان نیامده است.
حکم از جملۀ کسانی بود که در جریان فتح مکه به مسلمانان پیوست (بلاذری، ٥/ ١٢٦، ٢٨٤)، اما پس از مدتی، به دستور پیامبر (ص) ــ که ناخشنودی خویش را از وی آشکار میفرمود (جاحظ، ٦٩) ــ ناچار شد همراه فرزندش مروان، به طائف رود (بلاذری، ٥/ ٨٠، ١٢٦، ٢٨٤-٢٨٥؛ نیز نک : ابن ابی حاتم، ١(٢)/ ١٢٠؛ برای سبب طرد او، نک : بلاذری، همانجا؛ ابنقتیبه، ٣٥٣؛ ابنعبدالبر، همانجا؛ ذهبی، ٢/ ١٠٨).
به هر حال، حکم پس از وفات حضرت رسول (ص) نیز در طائف ماند و وساطت مکرر عثمان نزد ابوبکر و عمر برای بازگرداندن او سودی نداشت (بلاذری، ٥/ ١٢٦-١٢٧؛ یعقوبی، ٢/ ١٦٤)، اما عثمان در دورۀ خلافت خود حکم و مروان را به مدینه باز گرداند (بلاذری، ابنقتیبه، همانجاها؛ مسعودی، ٣/ ٧٨؛ نیز نک : ابناثیر، ٢/ ٣٤-٣٥) و مالی هنگفت به حکم بخشید (ابن عبد ربه، ٤/ ٢٨٣؛ ابنقتیبه، همانجا). این موضوع خشم و انتقاد مسلمانان را برانگیخت، چندانکه عثمان ناچار شد آشکارا کار خود را به نحوی توجیه کند (برای تفصیل، نک : بلاذری، همانجا، نیز ٢٨٥؛ طبری، ٤/ ٣٤٧، ٣٩٩؛ ابن عبد ربه، ٢/ ٣٦٤). در سالها و سدههای بعد نیز، موضوع بازگرداندن حکم و مروان به عنوان طردشدگان پیامبر (ص)، از جمله مطاعن عثمان شمرده شد (مثلاً نک : طبری، ١٠/ ٥٨؛ ابنرستم، ٤٢٥-٤٢٦؛ ابنحزم، الفصل، ٤/ ٢٣٤؛ ابن ابی الحدید، ١٥/ ٢٣٩). گفتنی است که ابنتیمیه با تشکیک و بحث در صحت روایات حاکی از طرد حکم از سوی پیامبر (ص)، کوشیده است از عثمان دفاع کند (٦/ ٢٦٥ بب ).
حکم در حالی که بینایی خود را از دست داده بود (جاحظ، ٣٦٢؛ ابنحبیب، المنمق، ٤٠٤)، در دورۀ خلافت عثمان ــ احتمالاً ٣١ ق ــ در مدینه درگذشت (بلاذری، ٥/ ١٢٧؛ ابناثیر، ٢/ ٣٥؛ نیز نک : ذهبی، همانجا؛ صفدی، ١٣/ ١١٢؛ ابنحجر، ١/ ٢٩). عثمان خود بر جسد او نماز گزارد و به دستور خلیفه، بر سر گور حکم خیمهای قرار داده شد (بلاذری، همانجا)، که این موضوع نیز انتقادهایی را از عثمان در پی آورد (نک : ابنسعد، ٨/ ١١٣؛ ابنحجر، همانجا).
حکم خانوادهای بزرگ داشت، شامل ٢٠ فرزند پسر و ٨ دختر (نک : ابنحزم، جمهرة ... ، ٨٢)، اما مشهورترین فرزند او مروان، سرسلسلۀ خلیفگان اموی است (برای تفصیل، نک : ه د، بنیامیه).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٩٥٩ م؛
ابن ابیالحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، به کوشش ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٥٩-١٩٦٦ م؛
ابناثیر، علی، اسد الغابة، بولاق، ١٢٨٥ ق؛
ابناسحاق، محمد، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٩٧٨ م؛
ابنتیمیه، احمد، منهاج السنة النبویة، به کوشش محمد رشاد سالم، حجاز، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابنحبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ ق؛
همو، المنمق، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابنحجر، علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
ابنحزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م؛
همو، الفصل، بیروت، ١٩٧٥ م؛
ابنرستم طبری، محمد، المسترشد، به کوشش احمد محمودی، قم، مؤسسة الثقافة الاسلامیه؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابنشبّه، محمد، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، بیروت، ١٤١٠ ق/ ١٩٩٠ م؛
ابن عبد البر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابن عبد ربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٣٥٩ ق/ ١٩٤٠ م؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، ١٩٩٩ م؛
جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به کوشش محمد مرسی خولی، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
ذهبی، سیر؛
راوندی، سعید، الخرائج و الجرائح، قم، ١٤٠٩ ق؛
زبیر بن بکار، الاخبار الموفقیات، به کوشش سامی مکی عانی، بغداد، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش محمد حجیری، ویسبادن، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
طبری، تاریخ؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٦٦ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دار صادر.
عاطفه زندی