دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٨ - اتاوه، شهر
اتاوه، شهر
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِتاوه، ناحیه و شهری در جنوب غربی اوتارپرادش در شمال هند. این نام به صورتهای اتایا، ایتای و اینتاوه نیز آمده است (EI٢)، اما صورت صحیح آن همان اتاوه است (ابوالفضل، ٢ / ٨٥). عوام این نام را اینتآوا و به معنای كورۀ آجرپزی میدانند (EI٢).
ناحیۀ اتاوه
این ناحیه بین °٢٦ و ´٢١ و °٢٧ و ´١ عرض شمالی واقع شده (همانجا) و مساحت آن ٢٧٢‘٤ كم٢ است (WNGD, ٣٧٩). شاخهای از رود گنگ به نام كالیندی (سیاه آب)، مهمترین رودخانۀ این ناحیه به شمار میرود (دویودی، ١١١، حاشیۀ ٤٥).
اتاوه در تاریخ شمال هند، از نواحیی بوده است كه پیوسته زیر نفوذ راجپوتها، از اقوامی كه از خارج به هند آمده و مذهب هندو را پذیرفته بودند، قرار داشت (دولافوز، ٧٥؛ دویودی، ٨). این قوم در پایان سدۀ ١٠ م تمامی غرب و شمال غربی هند را در اختیار خود داشت (دولافوز، ٨٣). ناحیۀ اتاوه در زمان حملات محمود غزنوی به هند و تصرف قنوج (كنوج) به دست او در ٤٠٩ ق / ١٠١٨ م و نیز در زمان تصرف این ناحیه به دست قطبالدین ایبك در ٥٨٩ ق / ١١٩٣ م، جزو پادشاهی قنوج بود (EI٢). در سدۀ ٦ ق / ١٢ م تحت حكومت سلسلۀ سِنگار قرار داشت كه تنها نام یكی از پادشاهان آن یعنی واتساراجا بر جای مانده است (دویودی، همانجا).
راجپوتها در مقابل تسلط حكام بیگانه سخت مقاومت میكردند و به ندرت به حكومت مسلمان دهلی گردن میگذاشتند و حتی پرداخت گاهبهگاه مالیات توسط ایشان نیز صرفاً با اعمال زور انجام میشد («تاریخ»، III / ٨٢). ظاهراً بسیاری از سرداران راجپوت، افراد قبایل خود را در اوایل سدۀ ٧ ق / ١٣ م در این ناحیه ساكن ساخته و به این ترتیب سركشترین هندوهای ناراضی را در اطراف خود گردآورده بودند (EI٢).
در سدۀ ١٤ م رای سومرسینگ، حكمران اتاوه از كسانی بود كه بارها در مقابل حكومت دهلی و مسلمانان سر به طغیان برداشت (دوی ودی، ٩٩). در این زمان از سویی راجپوتها پیوسته مترصد فرصتی بودند تا اعتبار از دست رفتۀ خود را بازیابند و از سوی دیگر، فیروز شاه تغلقی كه زمینۀ مناسبی برای حمله به اتاوه فراهم آورده بود (همو، ١٦٢)، دوباره بدانجا تاخت (همو، ٩٩؛ بانرچی، ٤٤). نخستین بار هدف او گوشمال ملك چتا پسر ملكالشراق بود كه در برابر حكومت نافرمانی میكرد. چتا كه در قلعۀ اتاوه پناه گرفته بود، پس از حملۀ فیروز شاه به قلعه، به نواحی مجاور كه تحت سیطرۀ راجپوتهای چوهان بود، گریخت. دومین حمله در ٧٧٩ ق / ١٣٧٧- ١٣٧٨ م برای سركوب شورشیان «زمیندار» هندو روی داد (همانجا). فیروز در این حمله سینگ را شكست داد و او و خانوادهاش را برای مدتی به دهلی فرستاد و قلعههای تازهای در آكاهه و پاتیالی ساخت (دوی ودی، ٩٩-١٠٠). وی در حملات خود به اتاوه، معابد هندوان را ویران ساخت و به جای آنها مساجدی بنیاد نهاد (همو، ١٦٢).
در سالهای ١٣٩٠-١٣٩٤ م سلطاننشین مسلمان دهلی به سبب جنگهای داخلی طولانی رو به ضعف نهاد و رؤسای راجپوت با بهرهگیری از این فرصت یكبار دیگر به فرماندهی سینگ متحد شدند (همو، ١٠٤). در این زمان محمدشاه، سلطان دهلی، با جدی شدن اوضاع، خود به نبرد با سینگ و دیگران روی آورد. به هنگام نزدیك شدن سلطان، سینگ خود را از بالارام به شهر اتاوه رساند و قوای خود را در آنجا متمركز ساخت، اما سرانجام ناگزیر از ترك قلعه شد و سلطان روز بعد قلعه را ویران كرد (همو، ١٠٥؛ دوف، ٢٣٢).
پس از بازگشت محمدشاه به دهلی، سینگ رهبر راجپوتها و متحدانش از نو سر به طغیان برداشتند و یكبار دیگر اتاوه را به چنگ آوردند. محمد شاه، مقربالملك، حاكم محمدآباد را به جنگ راجپوتهای طاغی فرستاد. مقربالملك از درِ مصالحه وارد شد، اما سینگ، راجپوت اتاوه، برخلاف سایر راجپوتها، وعدههای او را نپذیرفت و پس از ترک اتاوه، به مبارزه با سلطاننشین دهلی ادامه داد (دوی ودی، ١٠٦). پس از مرگ محمدشاه در ١٣٩٤ م (٧٩٦ ق) اقبال خان وزیر او، مدتی پایتخت را در دست داشت و در این مدت كوشید تا رؤسای هندو را كه در برخی نواحی ازجمله اتاوه، علم استقلال برافراشته بودند، بر جای خود نشاند (لین پول، ١٦٠؛ دوی ودی، ١١١-١١٠). بدینسان، در ١٤٠٤ م اقبال خان به جنگ راجپوتهایی كه ائتلاف كرده بودند، شتافت. راجپوتها به رهبری سینگ قلعۀ شهر اتاوه را پایگاه اصلی مبارزات خود قرار داده بودند. این قلعه ٤ ماه بدون نتیجه در محاصره بود و سرانجام اقبال خان با ناكامی به دهلی بازگشت (همو، ١١١-١١٢)، اما برخی نوشتهاند كه اقبال خان در این سال اتاوه را متصرف شد (دوف، ٢٣٩). به هر تقدیر، راجپوتها در این نواحی هر بار میكوشیدند تا استقلال خود را از نو به چنگ آورند (دوی ودی، ١١٠-١١١).
پس از رفتن امیر تیمور از هند، ناآرامی قسمتهای وسیعی از شمال هند را فراگرفت. خضرخان كه خود را جانشین تیمور میخواند (حسین، ١٦٩)، در ٨١٧ ق / ١٤١٤ م فاتح و حاكم دهلی شد («تاریخ»، III / ٢٠٤)، اتاوه در دورۀ خضرخان ٣ بار (٨٢١ ق / ١٤١٨ م، ٨٢٢ ق / ١٤١٩ م و ٨٢٣ ق / ١٤٢٠ م) مورد حمله قرار گرفت. در دو حملۀ اول، تاجالملك، وزیر خضرخان، فرماندهی سپاه را برعهده داشت، لكین هربار نافرمانی سینگ از نو آغاز میشد (دوی ودی، ١١٧-١١٨؛ دوف، ٢٤٤-٢٤٥). در حملۀ سوم، دیگر سینگ در گذشته بود، اما پسر و جانشین او دوا رای، همان روشها و سیاستهای پدر را دنبال كرد (دوی ودی، ١١٨). در ١٤٣٢ م (٨٣٦ ق) اتاوه كه هنوز ناحیهای ناآرام به شمار میرفت، توسط كمالالدین سركوب شد (همو، ١٢٠؛ «تاریخ»، III / ٢٥٢).
به طور كلی اتاوه طی سالهای ١٣٨٩ تا ١٤٥٠ م بارها مورد هجوم قرار گرفت و یكی از مراكز اصلی طغیان و مقاومت هندوان بود (دوی ودی، III, ١٢٠, ١٢٣).
در ١٧٧٠ م اتاوه و شكوهآباد به ماراهاتاها كه یكبار دیگر در شمال هند قدرت گرفته بوند، واگذار شد و در حدود سال ١٧٧٣ م شجاعالدوله به كمك انگلیسیان اتاوه را متصرف شد (عبدالرشید، I / ٣٠٤-٣٠٥؛ بال، I / ٤٣٤).
این ناحیه در ١٨٠١ م به شركت هند شرقی واگذار شد (EI٢). در ١٨٥٧ م راجۀ اتاوه در برابر انگلیسیان سر به شورش برداشت و كنترل راه ارتباطی میان آگرا و اللهآباد را در دست گرفت (بال، همانجا). در ١٨٥٩ م ویلیام اوانس مأمور انگلیسی ومهندس راه آهن و یكی از همراهانش در این محل به دست شورشیان به قتل رسیدند (همو، II / ٥٨٤-٥٩٩).
شهر اتاوه: این شهر در °٢٦ و ´٤٦ عرض شمالی و °٧٩ و ´١ طول شرقی در كرانۀ چپ رودخانۀ جمنا (EI٢) و در ١١٠ كیلومتری جنوب شرقی آگرا (مایر، VIII / ٢١٤) و ١٤٤ كیلومتری (غرب) اللهآباد (بال، II / ٥٨٤) قرار گرفته است.
اتاوه در دورۀ بابریها از طریق جادهای به آگرا متصل شد و از این طریق به مركز مهم ارتباطی امپراتوری بدل شد و از آنجا از طریق لاهور ومولتان به كابل، قندرها، فارس (ایران) و سایر نواحی پیوست (پانت، ٥٤). در زمان اكبر شاه، اتاوه اهمیت بیشتری یافت (EI٢). در آیین اكبری آمده است كه این شهر قلعهای از خشت پخته داشته است (ابوالفضل، ٢ / ٨٥) كه ویرانۀ آن هنوز برپاست (WNGD, ٣٧٩). در زمان شاه جهان، اتاوه و پیرامون آن از خالصجات به حساب میآمده است (لاهوری، ١ / ١٩١). ظاهراً مسلمانان هیچ گاه به اندازۀ سایر شهرها در اینجا ساكن نشدند (EI٢).
شهر اتاوه دارای مسجد جامع زیبایی است كه از مواد و مصالح معبدی هندی ساخته شده است و ایوان غربی آن دارای طاق ضخیم قوسی، شبیه مساجد جوانپور است (همانجا). سادات اتایی به این شهر منسوبند (ابوالفضل، I / ٥١٠).
میدان مركزی اتاوه، هیوم گنج خوانده میشود كه یادآور نام هیوم تحصیلدار انگلیسی این پخش است كه در برپایی حزب كنگرۀ هند نقش داست (EI٢). در مبارزات استقلالطلبانۀ هند، اتاوه از شهرهایی بود كه به جنبش عدم همكاری پیوست (مشیر، ١٧٥). طی این دوره برخوردهایی میان هندوان و مسلمانان در این شهر روی داد؛ ازجمله در ١٩١٠ م بانكداران هندو به وامداران مسلمان خود در اتاوه فشارمیآوردند و مالكان هندو، زارعان مسلمان را تهدید به اخراج میكردند (همو، ٢٢٢-٢٢٣).
شهر اتاوه با قرار گرفتن بر سر راه آهن آگرا ـ كانپور اهمیت بیشتری یافت. این شهر به داشتن صنایع دستی بافندگی و نیز صنایع كوچك تبدیل مواد كشاورزی (پنبه و دانههای روغنی) شهرت دارد. اتاوه در ١٩٧١ م دارای ٠٠٠‘٨٦ نفر جمعیت بوده است (مایر، همانجا).
مآخذ
ابوالفضل علامی، آیین اكبری، لكهنو، ١٨٩٣ ق؛
دولافوز، ث. ف.، تاریخ هند، ترجمۀ محمدتقی فخرداعی گیلانی، تهران، ١٣١٦ ش؛
لاهوری، ملا عبدالحمید، پادشاهنامه، به كوشش كبیرالدین، احمد و عبدالرحیم متغلقین، كلكته، ١٨٦٧ م؛
مشیرالحسن، جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمرۀ هند، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٧ ش؛
نیز:
Abdur Rashid, Sh., History of the Muslims of Indo-Pakistan Sub-Continent (١٧٠٧-١٨٠٦), Lahore, University of the Punjab;
Abū’l-Faẓl‘Allāmī, The Ā’īn-i Akbarī, tr. H. Blochmann, New Delhi, Oriental Books Reprint Corporation;
Ball, Ch., The History of the Indian Mutiny, New Delhi, ١٩٨١;
Banerjee, J. M., History of Firuz Shah Tughluq, Lahore, ١٩٧٦;
The Cambridge History of India, ed. W. Haig, New Delhi, ١٩٨٧;
Duff, C. M., The Chronology of Indian History, New Delhi, ١٩٧٢;
Dwivedi, S. D., The Relation of the Raiputs with the Delhi Sultans, Agra, ١٩٧٨;
EI٢;
Husain, Y., Indo-Muslim Polity, Simla, ١٩٧١;
Lane-Poole, S., Mediaeval India under the Mohammedan Rule, New Delhi, ١٩٨٠;
Meyer;
Pant, D., The Commerical Policy of the Moguls, New Delhi, ١٩٧٨;
WNGD.
عباس سعیدی