دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٧٢ - احمد شاه بهادر
احمد شاه بهادر
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْشاهِ بَهادُر، ابوالنصر مجاهدالدین (حک ١١٦١-١١٦٧ق/ ١٧٤٨-١٧٥٤م)، فرمانروای گورکانی (مغول) هند. احمد پسر محمد شاه بود که در روزگار او امپراتوری گورکانی ــ بهویژه پس از حملۀ نادرشاه بر هند ــ سخت به سستی و انحطاط گرایید. محمدشاه که دل تنها در گرو مهر حرم داشت و کار سلطنت را سهل گرفته بود، تقریباً همۀ استانهای هند را که اورنگ زیب (ه م) به میراث گذاشته بود، از دست داد. اقوام مَرْهَته، از گجرات تا بنگال را زیر نفوذ خود داشتند و جاتها در آگره، افغانان روهیله در روهیلخند و سیکها در پنجاب به قدرت رسیده بودند (بنرجی، ١٨-٢٠؛ بهادر، ٥٠٤-٥٠٥ / (١)II). احمدشاه نیز روزگار کودکی و جوانی را در حرم شاهی گذرانید و حتی اجازه نداشت که در اجتماع ظاهر شود. او از فنون جنگی و تدابیر کشورداری کاملاً بیبهره بود (الیوت، VIII/ ١٠٤-١٠٥, ١١٢) و نخستینبار هنگامی زندگی اندرون حرم را ترک گفت که احمدشاه درانی (ه م) به هند لشکر کشید.
محمدشاه که بیمار بود، به سفارش اعتمادالدولۀ وزیر برای پشت گرمی سپاه، احمدشاه را به سرداری لشکر گمارد و دایی شاهزاده، سعادت خان را به مشاورت او منصوب کرد و مسئولیت ادارۀ جنگ را نیز به وزیر سپرد. نبرد دو سپاه مغول و درانی در ١٣ ربیعالاول ١١٦١ق/ ٣ مارس ١٧٤٨م در ٦ میلی سِرهند آغاز شد. در بحبوحۀ جنگ، شاه درانی با ارسال هدایایی برای شاهزاده احمد، به او پیغام داد که در صورت واگذاری فتوحات نادرشاه در هند و نیز ارسال مالیات به او ــ همچنانکه پیشتر برای نادرشاه فرستاده میشد ــ از این لشکرکشی باز خواهد گشت؛ اما سرسختی اعتمادالدوله در برابر این درخواست موجب شد تا جنگ همچنان ادامه یابد. با اینکه اعتمادالدوله در پی ادامۀ نبرد به قتل رسید، ولی به پایمردی صفدر جنگ (ه م) و برخی دیگر از فرماندهان شاهزاده، سپاه احمد شاه درانی پای به گریز نهادند (کشمیری، ٢٠٦؛ الیوت، VIII/ ١٠٦-١٠٩؛ قس: حسینی، ١/ ١١٣-١٢٩، شرح مبسوط و جانبدارانۀ منشی دربار احمد شاه درانی). بهاینترتیب نخستین مأموریت شاهزاده احمد به پیروزی انجامید.
محمدشاه در ٢٧ ربیعالثانی ١١٦١ درگذشت، درحالیکه شاهزاده احمد همراه با سپاه در راه بازگشت به دهلی به ناحیۀ پانیپت رسیده بود، صفدر جنگ پس از آگاهی از مرگ امپراتور در همانجا شاهزاده را به پادشاهی برنشاند و شاه جدید برای خویش لقب «مجاهدالدین ابوالنصر احمدشاه بهادر پادشاه غازی» را برگزید (کشمیری، ٢٤٠). صفدر جنگ وزارت یافت و جاویدخان خواجۀ حرمسرا که خواندن و نوشتن هم نمیدانست، داروغۀ دیوان خاص شد. همچنین مادر احمدشاه به تدریج نیرومند شد، تا جایی که تمام قدرت امپراتوری جز نامی نماند (الیوت، VIII/ ١١٢-١١٤). در این میان احمدشاه درانی فرصت را غنیمت شمرد و در ١١٦٢ق بار دیگر به پنجاب تاخت؛ معینالملک میرمنو حاکم پنجاب پس از اندک مقاومتی تسلیم شد و چارمحال: سیالکوت، ایمنآباد، پرسارور و اورنگآباد (نک : همو، VIII/ ١١٥) ــ از متصرفات پیشین نادرشاه ــ به دست احمدشاه درانی افتاد (حسینی، ١/ ١٣٤-١٣٦؛ شاهنوازخان، ١/ ٣٦٠؛ لاهوری، ١/ ٢٠٨-٢٠٩). او همچنین ٣ سال بعد به بهانۀ نرسیدن مالیۀ چارمحال، برای سومینبار به پنجاب تاخت که اینبار نیز سپاهیان مغول به سرداری معینالملک را که از سوی امپراتوری پشتیبانی نمیشدند، شکست داد و پنجاب و مولتان را به قلمرو خود افزود (همو، ١/ ٢٠٩-٢١١؛ بنرجی، ١٩-٢٠). دربارۀ یکی از علل این شکست گفتهاند که غازیالدین خان ــ یکی از بزرگان دربار دهلی ــ معینالملک را دشمن میداشت و از اینرو شاه را از ارسال نیروی کمکی به پنجاب باز داشت (لاهوری، همانجا؛ نیز نک : ه د، احمدشاه درانی).
دربار شاه با از دست رفتن بخشی از قلمرو امپراتوری چنان به آشفتگی گرایید که شاه از ادارۀ کاخ و حرم خویش باز ماند، تاجاییکه برای جبران وضع بد مالی دربار، زیورآلات زنان حرم را از آنان گرفت (الیوت، VIII/ ١١٥-١١٦, ١٢٢).
از سوی دیگر صفدر جنگ که اوده و اللهآباد را در اختیار داشت، با آگاهی از وضع شاه در فکر افزایش قدرت خویش بود. او اقوام روهیله، بنگش،مرهته و جات را بر ضد یکدیگر تحریک میکرد و مدتی را در جنگ با آنان گذرانید (شاهنوازخان، ١/ ٣٦٦-٣٦٧). با این حال به درخواست احمدشاه با جلب کمک سپاهیان مرهته برای مقابله با درانیها، هولکر، سردار آنان را به دهلی نزد احمدشاه آورد، اما جاویدخان خواجه که بر دستگاه امپراتوری نفوذی تمام داشت، با موافقت شاه، با ایلچی شاه درانی از در سازش درآمد که در پی آن صفدر جنگ به همین بهانه جاویدخان را کشت (همو، ١/ ٣٦٢، ٣٦٧). شاه که از افزونی قدرت صفدر جنگ به هراس افتاده بود، غازیالدین خان را که برکشیدۀ صفدر جنگ بود، به دشمنی او برانگیخت. سرانجام این کشمکشها به سبب شیعیبودن صفدر جنگ، به جنگ مذهبی در دهلی منجر شد (فدایی، ٤/ ٣١١-٣١٤).
صفدر جنگ، آشکارا علم مخالفت با شاه را برافراشت و حتی یکی از شاهزادگان را به فرمانروایی نامزد ساخت. در برابر، احمدشاه نیز، انتظامالدوله پسر فخرالدین خان را به جای صفدر جنگ، وزارت داد (شاهنوازخان، ١/ ٣٦٧-٣٦٨). آنگاه غازیالدین، سپاه مرهته را بر ضد صفدر جنگ به یاری خواند که درنتیجه صفدر جنگ ترک مخالفت گفته، به حکومت اللهآباد و اوده بسنده کرده، رهسپار آن دیار شد (فدایی، ٤/ ٣١٤). اندکی بعد هنگامی که غازیالدین خان، با حمایت سپاهیان مرهته در حوالی آگره،
جاتها را، به جرم حمایت از صفدر جنگ، در محاصره داشت، امپراتور به سبب بیم افزایش قدرت او، به قصد براندازی وی به سکندره شتافت، اما با سپاهیان مرهته درگیر شد و گروهی از زنان حرم او اسیر شدند. امپراتور به ناچار غازیالدین خان را که از پشتیبانی مرهته برخوردار بود، به جای انتظامالدوله به وزارت برگماشت، اما غازیالدین در نخستین روز وزارت، شاه و مادرش را به زندان افکند و پس از یک هفته هر دو را نابینا ساخت و عزالدین فرزند جهاندارشاه را در ١٠ شعبان ١١٦٧ به سلطنت برنشاند (شاهنواز، ٣/ ٨٨٧-٨٨٩). احمدشاه معزول و نابینا ٢١ سال دیگر زنده بود، تا اینکه در ١١٨٩ق/ ١٧٧٥م در روزگار سلطنت شاه عالم درگذشت (دانشنامه). مدت پادشاهی او را ٦ سال و ٣ ماه و ١٦ روز نوشتهاند (نیاز، ٢٠-٢١).
مآخذ
حسینی، محمود، تاریخ احمد شاهی، مسکو، ١٩٧٤م؛
دانشنامه؛
شاهنواز خان، مآثر الامرا، به کوشش عبدالرحیم و میرزا اشرف علی، کلکته، ١٨٨٨-١٨٩٢م؛
فدایی، نصرالله، داستان ترکتازان هند، بمبئی، ١٣٠٩ق؛
کشمیری، عبدالکریم، بیان واقع، به کوشش نسیم، لاهور، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
لاهوری، علیالدین، عبرتنامه، لاهور، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
نیاز، تاریخ کنجپوره، به کوشش محمدباقر، لاهور، ١٣٩٣ق/ ١٩٧٣م؛
نیز:
Bahadur, K. P., A History of Indian Civilisation, New Delhi, ١٩٨٠;
Banerjee, A. Ch., The New History of Modern India ١٧٠٧-١٩٤٧, Calcutta, ١٩٨٣;
Elliot, H. M., The History of India, Lahore, ١٩٧٦.
محمد آصف فکرت