دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٥ - باباخان چاپوشلو
باباخان چاپوشلو
نویسنده (ها) :
روزبه زرین کوب
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باباخانِ چاپوشْلو (د ١١٤٩ق/ ١٧٣٦م)، از رجال و سرداران دورۀ نادرشاه افشار. وی ازتیرۀ چاپوشلو (چاوشلو)، از مهمترین شاخههای طایفۀ استاجلو از طوایف قزلباش بود (دربارۀ اهمیت تیرۀ چاپوشلو و مقایسۀ آن با القاب اشرافی اروپا، نك : دُن ژوان ... ، ٤٦؛ مینورسكی، ١٩٣)؛ چنانكه بیشترین و مهمترین امرای استاجلو نیز از این تیره بودند (قاضی احمد، ١/ ٨٩؛ اسكندربیك، ١٣٩؛ نیز نك : سومر، ١٩٧). اما با كنار گذاردن استاجلوها از قدرت در زمان شاه عباس اول صفوی، این طایفه دیگر نتوانست موجودیت خود را به شكلی متمركز حفظ كند و حتى شماری از تیرههای استاجلو، به دیگر طوایف قزلباش پیوستند (نك : همو، ١٩٦). به نظر میرسد تیرۀ چاپوشلو نیز در جریان همین تغییر و تحول، به طایفۀ افشار ملحق شده باشد؛ چنانكه وقتی شاه عباس اول صفوی برای جلوگیری از حملۀ ازبكان به خراسان، شماری از ایلات ساكن آذربایجان، از جمله ٥٠٠‘٤ خانوار از طایفۀ افشار را به ابیورد و دره گز كوچانید (محمدكاظم، ١/ ٤-٥)، عدهای از افشارها از جمله خانوادۀ نادر در منطقۀ چاپوشلو سکنى گزیدند (همو، ١/ ٣٥، ١٦١، ٢/ ٨٢٤).
باباخان از آغاز مبارزۀ نادر برضد افغانان، او را همراهی كرد و در نبرد مهماندوست (١١٤٢ ق/ ١٧٢٩م) كه در نزدیكی دامغان روی داد و منجر به شكست اشرف افغان شد، وی یكی از سرداران سپاه نادر بود و پس از جنگ، چون دیگر امرای برجستۀ سپاه، مورد نوازش شاه صفوی طهماسب دوم قرار گرفت (همو، ١/ ١١٢). وی همچنین در جنگهای نادر، برای بیرون راندن نیروهای عثمانی از خاك ایران، با او همراهی میكرد (نك : همو، ١/ ٢٥٩).
در جریان حملۀ نادر به بغداد و نخستین نبرد وی با احمدپاشا والی عثمانیِ بغداد، باباخان جلودار سپاه نادر بود و توانست بر درویش پاشا سردار عثمانی غلبه كند (همو، ١/ ٢٥٨). به دنبال آن، با پیشروی به سوی بغداد، بابا خان در دو فرسنگی شهر، در كنار رود دجله اردو زد. چون محاصره بینتیجه ماند، باباخان همراه نادر و عدهای دیگر از لشكریان، برای كسب خبر از وضعیت دشمن، پنهانی در نیمۀ شب از طریق گذرگاهی از دجله عبور كردند (همو، ١/ ٢٥٩-٢٦٠).
در طی همین سالها، باباخان چاپوشلو كه به بیگلربیگی لرستان منصوب شده بود، چندبار شورش طوایف بختیاری را سركوب كرد (نك : استرابادی، ١٨٨-١٨٩، ٢٢٣، ٢٤٥). از آنجا كه لرستان در آن ایام هم مرز خاك عثمانی بود، توجه به آن ولایت اهمیت اساسی داشت؛ از این رو، انتصاب باباخان به این مقام، از اعتبار و اقتدار وی حكایت میكند.
پس از چندی، باباخان به رفع غائلۀ طایفۀ زند مأموریت یافت (١١٤٤ ق/ ١٧٣١ م) و با خدعه، مهدی خان زند را فریفت و خان زند را كه به امید دریافت الطاف نادری به نزد وی شتافته بود، دستگیر كرد و به همراه حدود ٤٠٠ تن از افراد طایفهاش به قتل رساند (ابوالحسن گلستانه، ١٤٦-١٤٧؛ نیز نك : موسوی، ٥؛ استرابادی، ١٨٩) و بقیۀ اعضای خاندان زند را به خراسان كوچانید و در منطقۀ دره گز ساكن نمود (موسوی، همانجا).
گفتنی است، در نبردی كه طی آن توپال عثمان پاشا سرعسكر عثمانی كشته شد (١١٤٥ق/ ١٧٣٢م)، باباخان چاپوشلو، بیگلربیگی لرستان، دستور یافت تا در حوالی سامرا از دجله بگذرد، حِلّه، نجف و كربلا را تصرف كند و مانع رسیدن آزوقه و مهمات از بغداد برای سپاه عثمانی شود (استرابادی، ٢١٩؛ لاكهارت، ٧٤). وی نخست حله را متصرف شد، سپس شهرهای مقدس دیگر آن ناحیه را تحت اختیار گرفت (استرابادی، ٢٢١؛ نیز نك : محمدكاظم، ١/ ٣٣٤-٣٣٥).
همچنین نقش باباخان در محاصرۀ قلعۀ ایروان (استرابادی، ٢٥٥) و تصرف گنجه (١١٤٧ق/ ١٧٣٤م)، آنچنان موجب خشنودی نادر گردید كه از وی رسماً تقدیر كرد و او را «به اِصطناعت خسروانه» مفتخر ساخت (محمدكاظم، ١/ ٤٠٩).
در ماجرای به تخت نشستن نادر در دشت مغان (١١٤٨ ق/ ١٧٣٥ م)، باباخان خود را هواخواه جدی سلطنت نادر، و جان نثار وی معرفی كرد و نادرشاه نیز پس از تاجگذاری، حكومت ایالت مهم هرات را به باباخان سپرد (استرابادی، ٢٧٣). نام و مهر باباخان چاپوشلو، در میان نخستین امضا كنندگان وثیقه نامۀ دشت مغان به چشم میخورد (نك : فلسفی، ٦٩).
باباخان در لشكركشی برضد ابوالحسن خان والی متمرّد بلخ (نك : محمدكاظم، ٢/ ٤٨١) و تسخیر این شهر (١١٤٩ ق/ ١٧٣٦ م)، به فرمان نادرشاه، رضاقلی میرزا فرزند ارشد شاه را همراهی میكرد (همو، ٢/ ٤٨٣؛ نیز نك : لاكهارت، ١٦٣-١٦٤). به دنبال آن، سپاه شاهزادۀ افشار پس از غلبه بر ابوالفیض خان فرمانروای بخارا، قلعۀ شِلْدوك (یا شلوك) را در نزدیكی قَرْشی به محاصره درآورد (محمدكاظم، ٢/ ٥٩٧- ٥٩٨؛ استرابادی، ٢٩٥). در جریان این محاصره، باباخان كشته، و پس از انتقال جسدش به مشهد در آستان قدس رضوی (ع) به خاك سپرده شد (محمدكاظم، ٢/ ٥٩٩؛ استرابادی، همانجا).
مآخذ
ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، به كوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، به كوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ ش؛
اسكندربیك منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
سومر، فاروق، نقش تركان آناطولی در تشكیل و توسعۀ دولت صفوی، ترجمۀ احسان اشراقی و محمدتقی امامی، تهران، ١٣٧١ش؛
فلسفی، نصرالله، هشت مقالۀ تاریخی و ادبی، تهران، ١٣٣٠ ش؛
قاضی احمد قمی، خلاصة التواریخ، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
محمدكاظم، عالمآرای نادری، به كوشش محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ش؛
موسوی اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتیگشا، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نیز:
Don Juan of Persia, tr. G. Le Strange, London, ١٩٢٦;
Lockhart, L., Nadir Shah, London, ١٩٣٨;
Minorsky, V., Tadhkirat al-Mulūk, London, ١٩٤٣.
روزبه زرینكوب