دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٠٣ - برهان الدین احمد
برهان الدین احمد
نویسنده (ها) :
رحیم رئیس نیا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْهانالدّینْ اَحْمَد، دانشمند، شاعر، قاضی و از فرمانروایان نامدار آسیای صغیر در سده ٨ق / ١٤م. وی كه به برهانالدین سیواسی یا ارزنجانی نیز شهرت دارد، در ٧٤٥ق / ١٣٤٤م در شهر قیصریه از شهرهای آناتولی متولد شد (استرابادی، ٤٧؛I / ١٣٢٧, EI²) پدرش شمسالدین محمد و نیز نیاكانش نسل اندر نسل در قیصریه مقام قضا داشتند (همانجـا). به نوشتـۀ استرابـادی در كتاب بزم و رزم (ص ٤٢) این خاندان ترك تبـار و از قبیله سالـور از قبـایل اُغوز بوده، و همه از متنفذان دربار دولت ارتنا (ه م) به شمار میرفتهاند (یوجل،٣٨-٣٩).
برهان الدین از همان سنین كودكی به تحصیل پرداخت و در مدت اندك زبانهای عربی، فارسی، علوم صرف و نحو، معانی بیان، منطق و حكمت را فرا گرفت (استرابادی، ٥٨ -٦٠). در ٧٥٧ق / ١٣٥٦م پدر وی بر اثر وقوع ناآرامیها در قلمرو دولت ارتنا، ناگزیر از ترك قیصریه شد و همراه پسرش به شام رفت و پس از بازگشت به قیصریه، برهان الدین را برای ادامه تحصیل به مصر فرستاد (همو، ٦٢-٦٧؛ یوجل،٤٢ ؛VI / ٤٦ .(IA, برهانالدین نزد قطبالدین رازی و محمد نیلی آموزش دید (همانجاها). وی در ١٩ سالگی همراه پدرش به حج رفت كه در راه بازگشت، پدرش در شهر معره درگذشت و او پس از یك سال اقامت در حلب به قیصریه برگشت و سپس از طرف غیاثالدین محمد، دومین امیر بنی ارتنا، قاضی همانجا شد (استرابادی،٧٤-٧٧؛ IA ،همانجا).
برهان الدین كه احتمالاً پس از انتصاب به قضا، با دختر غیاث الدین محمد نیز ازدواج كرده بود (ابن حجر، ١ / ٤٠٨)، با استفاده از اوضاع نابسامان و ضعف دولت ارتنا، راه خود را برای رسیدن به امارت هموار ساخت. او ابتدا با استفاده از قتل غیاث الدین محمد (٧٦٧ق / ١٣٦٦م) به دست گروهی از امرا كه احتمالاً خود وی نیز در آن توطئه شركت داشت (نك : سلیمان، ٢ / ٥١٧؛ ادهم، ٣٨٧)، به وزارت پسر و جانشین او ــ علاء الدین علی ـ دست یافت و پس از مرگ او در ٧٨٢ق / ١٣٨٠م، با كشتن قلیچ ارسلان، نایب السلطنه محمد چلبی، پسر و جانشین علاءالدین، جای او را گرفت و با از میان برداشتن امرای صاحب نفوذ مانند حاج شادگلدی، زمینه را برای سلطنت خود فراهم ساخت. برهانالدین سرانجام در ٧٨٣ق / ١٣٨١م، برقلمرو دولت ارتنا حاكم شد و سلطنت خود را اعلان كردIA) ، نیز EI²، همانجاها؛ رفیق، ١ / ٢٠١) و بدین ترتیب، خطبه وسكه به نام او شد (استرابادی، ٢٥٤).
برهان الدین تا پایان حیاتش نزدیك به ١٨ سال با امرای نافرمان ولایات و دولتهـای قدرتمنـد همجوار ماننـد بنیقرامـان، عثمانی، ممالیك مصر و آق قویونلوها در ستیز بود (رفیق، همانجا؛ سلیمان، ٢ / ٥١٧- ٥١٨؛ ادهم، ٣٨٧- ٣٨٨؛.(IA, VI / ٤٦-٤٨ وی در برابر عثمانیها و تیمور اظهار اطاعت نكرد و حتێ فرستادگان تیمور را به قتل رساند (ابنعربشاه، ٩٣-٩٥). برهانالدین سرانجام در جریان درگیری با قرهعثمان، امیر آق قویونلو كشته شد (ابوبكر طهرانی، ١ / ٤٥؛ سعدالدین، ١ / ١٣٤-١٣٥). منابع، تاریخ قتل او را به اختلاف در ٧٩٤، ٨٠٠ و ٨٠١ق دانستهاند (سامی، ٢ / ١٣٠١؛ حاجی خلیفه، تقویم...، ١٤٢، كشف، ١ / ١٤٣). با درگذشت برهان الدین، دولت او نیز فرو پاشید و قلمروش به تصرف ایلدرم بایزید، پادشاه عثمانی درآمد (منجم باشی، ٣ / ١٥٥؛ لطفی پاشا، ٤٩؛ ادهم، ٣٨٧).
قاضی برهانالدین را به فضل و دانایی و صفات نیك ستوده (استرابادی،٨١ - ٨٥، جمـ؛ منجم باشی، ٣ / ٣٦؛ ابن حجر، همانجا)، و در اداره كشور و ریاست از برگزیدگان سده ٨ق / ١٤م دانستهاند (اوزون چارشیلی،.(١٦٥ وی در فرصتهایی كه به دست میآورد، به مطالعه، تحقیق و تألیف میپرداخت. آثاری همچون اكسیر السعادات فی اسرار العبادات (یا فیالتصریف)،مشتمل بر ٣ فصل در مباحث وجود، ایجاد و حكمت، و نیز ترجیح التوضیح، كه نقدی است بر تاریخ تفتازانی، از آثار فقهی شناخته شدۀ او به زبان عربی هستند (حاجی خلیفه، همانجا؛ بغدادی، ١ / ١١٧؛ اوزون چارشیلی، .(١٦٧-١٦٦
برهان الدین به زبانهای تركی، فارسی و عربی شعر نیز میسرود (ادهم، ٣٨٨؛ بروسهلی،١ / ٣٩٦؛ I / ١٣٢٨, ²EI ) دیوان وی مشتمل بر حدود ٥٠٠ ‘١غزل است (همانجا؛.(IA, VI / ٤٨ او را از بنیان گذاران شعر تركی آناتولی و نیز نخستین كسی دانستهاند كه تركی را در قالب و وزن عروضی آورده است. زبان شعری او آذری و نیزگویش شرق آناتولی است (كاراعلی اوغلو،.(I / ١٨١ متن كامل دیوان وی در ١٩٤٤م و سپس در ١٩٨٠م (با حروف لاتین در استانبول) و در ١٩٨٨م (با حروف سیریلی) در باكو به چاپ رسیده است.
مآخذ
بن حجر عسقلانی، الدرر الكامنة، به كوشش محمد عبدالمعید خان، حیدرآباد دكن، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛ ابن عربشاه، زندگانی شگفت آور تیمور (عجایبالمقدور)،ترجمه محمد علی نجاتی، تهران، ١٣٥٦ش؛ ابوبكر طهرانی، دیار بكریه، به كوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنكارا، ١٩٦٢م؛ ادهم، خلیل، دول اسلامیه، استانبول، ١٣٤٥ق / ١٩٢٧م؛ استرابادی، عزیز، بزم و رزم، استانبول، ١٩٢٨م؛ بغدادی، هدیه؛ بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٣٣ق / ١٩١٥م؛ حاجی خلیفه، تقویم التواریخ (ترجمه)، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٦ش؛ همو، كشف؛ رفیق، احمد، توركیه تاریخی، استانبول، ١٣٤٢ق / ١٩٢٣م؛ سامی، شمس الدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق / ١٨٨٩ق؛ سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛ سلیمان، احمد سعید، تاریخ الدول الاسلامیه، قاهره، ١٩٧٢م؛ لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ق؛ منجمباشی، احمد دده، صحائف الاخبار، ترجمه احمد ندیم، استانبول، ١٢٨٥ق؛ نیز:
EI² ;
IA;
Karaalioglu, K., Turk edebiyati tarihi, Istanbul, ١٩٨٠;
Uzuncarsili, I. H., Anadolu beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
Yucel, Y., Anadolu beylikleri hakkinda arastirmalar, Ankara, ١٩٨٨.
رحیم رئیس نیا