دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٦ - بقیع
بقیع
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَقیع، كهنترین و مشهورترین گورستان دورۀ اسلامی در شهر مدینه كه به «بقیع الغَرقَد»، یا به ویژه در زمان متأخر به «جنة البقیع» نیز شهرت داشته است.
با توجه به اقوال لغتشناسان در توضیح «بقیع الغرقد»، چنین به نظر میرسد كه محل گورستان بقیع، در دورۀ پیش از اسلام خارستانی در اطراف شهر یثرب یا مدینه بعدی بوده است (ابوعبید، ١ / ٢٦٥؛ یاقوت، ١ / ٧٠٣؛ برای رواج این نام در اخبار سالهای نخستین هجری، نکـ: واقدی، ١ / ١٩٠، ٢ / ٤٦٢؛ ابن سعد، ٢ / ٢٠٤). این بقیع غیر از مواضع دیگری در مدینه، چون بقیع زبیر و بقیع الخیل (حازمی، ١٣٣؛ یاقوت، ١ / ٧٠٤) بوده است.
گورستان بقیع در شرق مدینه و به فاصلۀ اندكی از مزار حضرت رسول (ص) واقع شده، و در روزگاران دور، خارج از حصار قدیم مدینه كه اكنون تقریباً از میان رفته، قرار داشته است و مساحت آن در حال حاضر به ١٨٠ هزار م ٢ میرسد (هاجری، ٣٦-٣٧؛ نیز نکـ: «البقیع»).
در روایات افسانه مانندِ ایام العرب (هـ م) پیش از اسلام، از «یوم البقیع» به عنوان یكی از جنگهای اوس و خزرج (هـ م) نام برده شده است و در اشعار منسوب به این روز از آن یاد كردهاند (یاقوت، ١ / ٧٠٣؛ ابن اثیر، ١ / ٦٧٣؛ نیز نکـ: نجفی، ٣٢٠؛ هاجری، ٣٣). پس از مرگ عثمان بن مظعون در ٣ق / ٦٢٤م، پیامبر اكرم (ص) كه گویا در جست و جوی جای خاصی برای دفن پیكر اصحاب خویش بودند، ناحیۀ بقیع را پسندیدند. نیز گفتهاند: نخستین كسی كه در بقیع دفن شد، عثمان بن مظعون بود (ابن سعد، ١ / ١٤١، ٣ / ٣٩٧؛ نیز نکـ: ابنقتیبه، ٤٢٢)؛ گر چه در این باره میان مهاجران و انصار اختلاف نظر وجود داشت و به ویژه انصار از اسعد بن زراره (هـ م) به عنوان نخستین مدفون بقیع نام میبردند (ابنسعد، ٣ / ٦١٢؛ ابن شبه، ١ / ٩٦).
مشهورترین مدفون بقیع در عهد رسول اكرم (ص)، ابراهیم فرزند خردسال آن حضرت بود (ابن سعد، ١ / ١٤١). پیامبر (ص) در اواخر عمر شریف نیز چنانکـه خود به تصریح فرمودند، به امر پروردگار برای طلب غفران و بخشایش الهی برای اموات بقیع، به آنجا رفتند (همو، ٢ / ٢٠٣-٢٠٥؛ بلاذری، ٢ / ٢١٣-٢١٤؛ ابنشبه، ١ / ٨٦-٩١؛ نیز نکـ: شیخ مفید، الارشاد، ١ / ١٨١). پس از وفات پیامبر (ص)، برخی از اصحاب، به دفن پیكر آن حضرت در گورستان بقیع نظر داشتند (ابن سعد، ٢ / ٢٩٢؛ نیز نکـ: شیخ مفید، المقنعة، ٤٥٧).
این گورستان در طول سالهای بعد مدفن بسیاری از نامآوران از اصحاب و دیگر مسلمانان بود، از آن جمله ابن مسعود (هـ م)، صهیب رومی، مقداد بن اسود و سعد بن ابی وقاص (ابن سعد، ٣ / ١٦٠، ١٦٣، ٢٣٠، ٦ / ١٣) را میتوان نام برد. برخی از همسران رسول خدا (ص) همچون ام سلمه، صفیه، حفصه و عایشه نیز در همانجا به خاك سپرده شدند (همو، ٨ / ٧٧، ٨٦، ٩٦، ١٢٩)؛ حتی بنا بر برخی روایات، پیكر حضرت فاطمه زهرا (ع) در بقیع دفن شد (همو، ٥ / ٢٣٨، ٨ / ٣٠)، گرچه شماری از علمای شیعه این احتمال را بعید دانستهاند (نکـ: شیخ طوسی، ١ / ٣٨٦؛ صاحب جواهر، ٢٠ / ٨٦؛ قس: مجلسی، ٤٣ / ١٧١؛ برای زیارتنامۀ آن حضرت در بقیع، نکـ: شیخ مفید، المزار، ١٧٨؛ برای تفصیل در این باب، مثلاً نکـ: نجمی، ٩٢ ببـ).
گورستان بقیع همچنین به سبب دفن پیكر ٤تن از ائمه، امام حسن مجتبی (دینوری، ٢٢١؛ یعقوبی، ٢ / ٢٦٧؛ شیخ مفید، الارشاد، ٢ / ١٩)، امام سجاد (ابن سعد، ٥ / ٢٢١؛ ابن قتیبه، ٢١٥)، امام باقر (شیخ مفید، همان، ٢ / ١٥٨) و امام صادق (همو، ٢ / ١٨٠) علیهمالسلام، نامبردار بوده، و به همین سبب، بر استحباب زیارت بقیع تأكید بسیار شده است (نکـ: ابن براج، ١ / ٢٧٩-٢٨٠؛ ابن قولویه، ٥٣-٥٥؛ محقق حلی، ١ / ٢١٠؛ برای معاصران، مثلاً نکـ: حکـیم، ٢٦٢؛ برای تفصیل، نکـ: هاجری، ٦٥ ببـ).
گوشههایی از بقیع، به سبب دفن اعضای مشهور از یك خانواده، اندكاندك صورت مقبرۀ اختصاصی یافت، مانند قطعهای كه مدفن امامان چهارگانه و عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر(ص) بود و ظاهراً مقبرۀ بنیهاشم شمرده میشد (ابن سعد، ٤ / ٣١؛ اخبار...، ٢٤)؛ یا مدفن عثمان بن عفان در بستان حَش كوكب، در كنار بقیع كه جزو این گورستان گردید و بعدها به صورت مقابر بنیامیه درآمد (ابن سعد، ٣ / ٧٧؛ بلاذری، ٦ / ٢٠٥؛ برای فهرستی از مشاهیر مدفون در بقیع، نکـ: سخاوی، ١ / ٧١-٧٣؛ هاجری، ٥٣ ببـ).
بهرغم شهرت سزاوار بقیع، آگاهیهای ما از نشانههای ظاهری و تحولات این گورستان در طول تاریخ اندك، و بسی پراكنده است. یكی از كهنترین توصیفات از اوضاع ظاهری مدفن مشاهیر در بقیع از آن مسعودی (د ٣٤٦ق / ٩٥٧م) است كه در كتاب خویش خطوط منقور بر سنگ مزار ائمه را ثبت كرده است (٤ / ١٣٢-١٣٣). ابناثیر ضمن وقایع سال ٤٩٥ق از قتل معماری كه مجدالملك قمی (مقـ ٤٩٢ق / ١٠٩٩م) وزیر بركیارق برای تعمیر و ترمیم قبۀ مزار ائمه و عباس بن عبدالمطلب، به مدینه گسیل كرده بود، سخن به میان آورده است (١٠ / ٣٥٢). بسیار محتمل است كه این قبه را خلفای بنی عباس برای بزرگداشت نیای خویش در تاریخی اینکـ نامعلوم، برپا كرده باشند. ابن جبیر (هـ م) در اوایل سدۀ ٧ق قبههای موجود در بقیع را وصف كرده است (ص ١٧٣-١٧٤). وصف این قبهها در سخن ابن نجار (د ٦٤٣ق / ١٢٤٥م) و پس از او، ابنبطوطه (هـ م)، در سدۀ ٧ق، نیز كمابیش با وضع مشابه آمده است (١ / ١٤٣). این گورستان به گفته ابن نجار دو در داشته كه یك در برای رفتوآمد زوار همواره باز بوده است (ص ٢٣١-٢٣٤). اولیا چلبی كه در ١٠٨٢ق / ١٦٧١م به حج رفته، قبۀ مقبرۀ ائمه و عباس را وصف كرده، و از تجدید بنای مزار همسران حضرت رسول (ص) به دست سلطان سلیمان قانونی در ٩٥٠ق، بنا بر كتیبه موجود در آنجا، سخن به میان آورده است (ص ١٤٩-١٥٠).
در ١٢٢١ق / ١٨٠٦م كه وهابیان بر مدینه دست یافتند، به بقیع هجوم بردند و كلیۀ قبههای موجود در آنجا را تخریب، و اموال و تزیینات را دستخوش غارت كردند (علی بن موسی، ٦٥ - ٦٦؛ امین، ٣٤-٣٥؛ نیز نکـ: هاجری، ٧٩ ببـ)؛ اما پس از آنکـه ابراهیم پاشا (هـ م) برای مقابله با وهابیان به حجاز لشكر كشید و ایشان را به سختی شكست داد، به امر سلطان محمود عثمانی، بار دیگر قبههای بقیع را تجدید بنا كرد (علی بن موسی، همانجا؛ نیز نکـ: امین، ٤٥ ببـ؛ برای عباراتی از كتیبه سلطان محمود، نکـ: معصوم علیشاه، ٢٢٧). برخی از رجال و دولتمردان ایرانی كه در اواخر سدۀ ١٣ق به حج رفتهاند، در سفرنامههای خود، وصفی از اوضاع آن دورۀ بقیع به دست دادهاند (مثلاً نکـ: فرهاد میرزا، ١٧٠ ببـ؛ حسام السلطنه، ١٥١-١٥٢؛ هدایت، ١٦٧- ١٦٨).
تسلط مجدد وهابیها در ١٣٤٣ق / ١٩٢٤م بر حجاز، تهاجم دیگری را از سوی آنها بر گورستان بقیع در پی داشت (امین، ٦٠؛ هاجری، ١٠٧ ببـ). خبر این ویرانی و هتك حرمت از مقابر ائمه و دیگر نام آوران تاریخ صدر اسلام، در ایران و برخی كشورهای اسلامی موجی از نگرانی و نفرت پدید آورد (امین، همانجا)؛ بهویژه در ایران موضوع مذكور در مجلس شورای ملی مطرح شد («مذاكرات...»؛ نیز نکـ: هاجری، ١٤٧ ببـ) و سپس هیأتی رسمی برای تحقیق در این موضوع، در ١٣٠٤ش به حجاز رفت (محقق، ٢٦-٢٧؛ نیز نکـ: اسناد...، ٤٦ ببـ). در طول سالیان بعد نیز علما و رجال سیاسی ایران از پیگیری موضوع تجدید بنای گورستان بقیع چنانکـه شایستۀ آن است، باز نایستادهاند (برای اسناد رسمی، نکـ: همان، ٢٤٩ ببـ؛ برای كوششهای علمی دایر بر لزوم تجدید بنای بقیع و زیارت آنجا، نکـ: امین، ٣٥٧ ببـ؛ سبحانی، ٥٣ ببـ).
باید گفت: در مجامیع حدیثی هم فضایل منسوب به بقیع به تفصیل آمدهاست (مثلاًنکـ: مراغی، ١٢٥؛ فاسی،٢ / ٤٠١ ببـ؛ سمهودی، ٣ / ٨٨٨- ٨٨٩). همچنین دربارۀ بقیع پارهای آثار اختصاصی نگارش یافته كه از آن جمله است: البقیع قصه تدمیر آل سعود للاثار الاسلامیة، نوشته یوسف هاجری (بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩٠م)؛ قبور ائمه البقیع قبل تهدیمها، اثر عبدالحسین حیدری موسوی (بیروت، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩م)، و البقیع الغرقد، از محمد حسینی شیرازی (بیروت، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩م).
مآخذ
ابناثیر، الكامل؛ ابنبراج، عبدالعزیز، المهذب، قم، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛ ابنبطوطه، رحلة، به كوشش علی منتصر كتانی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ ابنجبیر، محمد، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دارصادر؛ ابن شبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به كوشش فهیم محمد شلتوت، قم، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛ ابن قتیبه، محمد، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابن قولویه، جعفر، كامل الزیارات، به كوشش عبدالحسین امینی تبریزی، نجف، ١٣٥٦ق / ١٩٣٧م؛ ابن نجار، محمد، الدرة الثمینة، به كوشش محمد زینهم محمد عزب، قاهره، ١٤١٦ق / ١٩٩٥م؛ ابوعبید بكری، عبدالله، معجممااستعجم، به كوشش مصطفی سقا، قاهره، ١٣٦٤ق / ١٩٤٥م؛ اخبار الدولة العباسیة، به كوشش عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، بیروت، ١٩٧١م؛ اسناد روابط ایران و عربستان سعودی (١٣٠٤- ١٣٥٧ش)، به كوشش علی محقق، تهران، ١٣٧٩ش؛ امین، محسن، كشف الارتیاب، تهران، كتابخانۀ بزرگ اسلامی؛ اولیاچلبی، الرحلة الحجازیة، ترجمۀ احمد مرسی، قاهره، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩م؛ «البقیع» (نکـ: ملـ ، امارة)؛ بلاذری، احمد، جمل من انساب الاشراف، به كوشش سهیل زكار و ریاض زركلی، بیروت، ١٩٩٦م؛ حازمی، محمد، الاماكن، به كوشش حمد جاسر، حجاز، ١٤١٥ق؛ حسامالسلطنه، سلطانمراد، سفرنامۀ مكه، به كوشش رسول جعفریان، قم، ١٣٧٤ش؛ حکـیم، محسن، دلیل الناسك، تهران، ١٣٨٩ق؛ دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٥٩م؛ سبحانی، جعفر، الوهابیة فی المیزان، قم، ١٤٠٧ق؛ سخاوی، محمد، التحفة اللطیفة، به كوشش اسعد طرابزونی، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛ سمهودی، علی، وفاء الوفا، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛ شیخ طوسی، محمد، المبسوط، به كوشش محمد تقی كشفی، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛ شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ق؛ همو، المزار، به كوشش محمدباقر ابطحی، قم، ١٤٠٩ق؛ همو، المقنعة، قم، ١٤١٠ق؛ صاحب جواهر، محمد حسن، جواهر الكلام، به كوشش عباس قوچانی، تهران، ١٣٩٢ق؛ علیبن موسی، «وصف المدینة المنورة»، رسائل فی تاریخ المدینة المنورة، به كوشش حمد جاسر، ریاض، دارالیمامه؛ فاسی، محمد، شفاء الغرام، بیروت، دارالكتب العلمیه؛ فرهاد میرزا قاجار، سفرنامه، به كوشش اسماعیل نواب صفا، تهران، ١٣٦٦ش؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛ محقق، علی، «بررسی تطبیقی شكلگیری دو نظام جدید»، «اسناد روابط ایران...» (همـ )؛ محقق حلی، جعفر، شرایع الاسلام، به كوشش صادق شیرازی، تهران، ١٤٠٩ق؛ «مذاكرات مجلس شورای ملی»، اطلاعات، ٣١ شهریور ١٣٠٥ش، س١، شم ٣٥؛ مراغی، ابوبكر، تحقیق النصرة، به كوشش محمد عبدالجواد اصمعی، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛ مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٣م؛ معصوم علیشاه، محمد معصوم، سفرنامه، تهران، ١٣٦٢ش؛ نجفی، محمدباقر، مدینهشناسی، كلن، ١٣٦٤ش؛ نجمی، محمد صادق، «تاریخ حرم ائمه بقیع»، میقات حج، ١٣٧٣ش، س ٢، شمـ ٧؛ واقدی، محمد، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛ هاجری، یوسف، البقیع، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛ هدایت، مهدیقلی، سفرنامه، تهران، مطبعه مجلس؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، به كوشش هوتسما، لیدن، ١٩٦٩م؛ نیز:
Imarat..., www. imaratalmadinah. gov. sa / fadealwamaalim٢. html.
علی بهرامیان