دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٧٦ - ابن ثمنه
ابن ثمنه
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ ثُمْنه، محمد بن ابراهيم ملقب به القادر بالله (مق ٤٥٤ ق/ ١٠٦٢ م)، فرمانروای بالاستقلال سيسيل (صِقِليه). وی اگر چه مسلمان بود، ولی باعث شد آن جزيره از دست مسلمانان خارج شود و به تصرف مسيحيان (نورمانها) درآيد. چون حكومت حسن صمصام آخرين حاكم كلبی در ٤٤٤ ق/ ١٠٥٢ م به پايان رسيد، قائدان (فرماندهان) مسلمان سيسيل هر يك بر بخشی از جزيره حاكم شدند. از آن جمله عبدالله بن منكوت بر مازر، و طرابُنشُ و علی بن نعمت معروف به ابن حواس بر قصريانه و جرجنت، و ابنثمنه بر سرقوسه و قطانيه مسلط شدند (ابناثير، ١٠/ ١٩٥-١٩٦). قطانيه در تصرف ابن كلابی (يا مكلاتی) شوهر ميمونه، خواهر ابن حواس بود. ابن ثمنه با لشكری آهنگ آن شهر كرد و وارد قطانيه شد. ابن كلابی را كشت و شهر را متصرف شد و ميمونه خواهر ابنحواس را هم پس از گذشتن عده به عقد خويش درآورد (نويری، ٢٤/ ٣٨٠). وی همچنين ابن منكوت را شكست داد و قلمرو او را در بخش غربی جزيره به تصرف درآورد و لقب القادر بالله بر خويش نهاد و دستور داد در پالرمو در نماز جمعه خطبه به نام او بخوانند (عزيز احمد، ٥٨). ابن خلدون مینويسد كه مردم پالرمو پس از آنكه صمصام را بيرون كردند، ابن ثمنه را به فرمانروايی خويش برگزيدند. او ابن اكحل را كشت و به استقلال حكومت كرد (٤(٢)/ ٤٤٩-٤٥٠). ميان ابن ثمنه و همسرش ميمونه اختلافی پديد آمد و با پوزش خواهی ابن ثمنه برطرف گرديد، اما پس از مدتی ميمونه از شوهر تقاضا كرد به ديدار برادر برود و ابن ثمنه او را با تحفهها و هديهها نزد ابن حواس فرستاد. زن آنچه رفته بود با برادر گفت و ابن حواس سوگند ياد كرد كه نگذارد خواهرش نزد ابن ثمنه باز گردد. ابن ثمنه كه بر بيشتر جزيره حاكم بود با سپاهی به جنگ ابنحواس رفت و او را در قصريانه محاصره كرد. ابن حواس به جنگ بيرون شد و ابنثمنه را منهزم ساخت و او را تا نزديك قطانيه دنبال كرد و بازگشت. ابن ثمنه كه لشكريانش را پراكنده ديد، به مالطه نزد رجّار (راجر) فرنگی رفت او را ترغيب به گرفتن جزيره كرد (ابن اثير، همانجا). فرنگيان گفتند كه ما توان آن را نداريم، زيرا سپاه مسلمانان در جزيره بسيار است، اما ابنثمنه آنان را برانگيخت تا در رجب ٤٤٤ ق به همراهی خود او حركت كردند. در راه خويش به سوی قصريانه به مقاومتی برنخوردند و به هر جا كه گذشتند، آنجا را به تصرف درآوردند. پس قصريانه را محاصره كردند. ابن حواس به مقابله بيرون شد. او را شكست دادند و او به دژ بازگشت. آنان نيز دست از محاصرۀ قلعه برداشتند، ولی بر بسياری از ديگر مواضع جزيره چيره گشتند (همو، ١٠/ ١٩٦-١٩٧). بريتانيكا (ذيل سيسيل) نخستين فرود آمدن راجر را به جزيره در ١٠٦٠ م (٤٥٢ ق) در نزديك مسينا مینويسد. عزيز احمد (ص ٨٣) میگويد كه در ١٠٦١ م راجر بار ديگر به دعوت ابنثمنه بر مسينا حمله كرد، ولی موفق نشد. در اين هنگام جماعتی از اهل سيسيل ــ كه به شمال افريقا پناه برده بودند ــ نزد معز بن باديس رفتند و او را از رخدادهای جزيره آگاه ساختند. معز با كشتيی مجهز عزم قَوصَره كرد، اما توفان زمستانی دريا بسياری از سپاهيانش را به كام خويش كشيد. معز در ٤٥٣ ق مرد و فرزندش تميم كشتی و سپاه را با دو فرزند خويش ايوب و علی روانۀ سيسيل ساخت. ابن حواس نخست از ايوب به گرمی استقبال كرد، اما سپس ناسازگاری پيش گرفت و در جنگی كه بين آن دو رخ داد ابن حواس كشته شد (ابناثير، ١٠/ ١٩٧). در بهار ٤٥٤ ق/ ١٠٦٢ م؛ راجر به همراهی ابن ثمنه دست به حمله برد و پتراليا در نزديكی چفالو را اشغال كرد. راجر آهنگ بازگشت به ايتاليا كرد، ولی ابنثمنه به نبرد ادامه داد و كشته شد. با مرگ او نورمانها متحدی ارزشمند را از دست دادند، هر چند به تدريج تمامی جزيره را گرفتند (نک : همانجا؛ عزيز احمد، ٨٤).
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابن خلدون، العبر؛
عزيز احمد، تاريخ سيسيل در دورۀ اسلامی، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر ياحقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
نويری، احمد بن عبدالوهاب، نهايةالارب، به كوشش حسين نصار، قاهره، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
نيز:
Britannica.
محمدآصف فكرت