دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٤٦ - تمام بن عامر
تمام بن عامر
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
تَمّامِ بْنِ عامِر، ابوغالب (١٨٤- جمادیالآخر ٢٨٣ق/ ٨٠٠- ژوئیۀ ٨٩٦م)، وزیر، ادیب، شاعر و تاریخنگار اندلسی. خاندان او از موالـی عبـدالرحمان بـن ام حَکَم ثقفـی ــ والـی کوفـه در ٥٨ ق/ ٦٧٨م (نک : طبـری، ٥/ ٣٠٩) ــ بودند (ابنحیان، ١٧٩؛ ابنابار، ١/ ١٤٣) و نیای بزرگ او، ابوغالب تمام بن علقمه (د ١٩٦ق) با سپاه بلج بن بشر (ه م)، سردار اموی، احتمالاً در ١٢٣ق/ ٧٤١م وارد اندلس شد (همانجا؛ نیز نک : بایکو، ٤٣) و سپس در شمار یاران نزدیک عبدالرحمان اموی درآمد (ابنقوطیه، ٤٧؛ ابنابار، همانجا؛ مقریزی، ٤/ ١٠٤-١٠٥؛ مقری، ٣/ ٣١، ٤٥، ٤٩، ٥٠؛ نیز نک : مونس، ٦٧٢-٦٧٣) و در بیعت ستاندن برای عبدالرحمان (ابنعذاری، ٢/ ٤٥) و در تسخیر شهر طلیطله و چند شهر دیگر مشارکت، یا حتى سمت فرماندهی داشت (ابناثیر، ٥/ ٥٨٣؛ ابنابار، همانجا؛ برای دیگر فعالیت او، نک : ابناثیر، ٦/ ٤٩). عبدالرحمان نیز مقام حاجبی خویش را به تمام بن علقمه سپرد (ابنعذاری، ٢/ ٤٨؛ ابنابار، همانجا؛ ابنسعید، ١/ ٤٤؛ مقری، ٣/ ٤٥). وی پس از عمری دراز، در دورۀ حکم اموی درگذشت (ابنابار، همانجا؛ ابنعذاری، ٢/ ٧٣). تمامبن علقمه از نخستین راویان اخبار در باب شرایط به قدرت رسیدن عبدالرحمان اموی و حوادث پس از آن به شمار میرود (برای تفصیل، نک : بایکو، ٤٤).
از احوال تمام بن عامر (برای سلسله نسب او تا تمام بن علقمه، نک : ابنحیان، همانجا، به نقل از ابنفرضی)، این اندازه میدانیم که در دورۀ محمد بن عبدالرحمان اموی (حک ٢٣٨-٢٧٣ق/ ٨٥٢-٨٨٦م)، مقام وزارت را، احتمالاً بیش از یکبار بر عهده داشت (همو، ١٧٩-١٨٠). وی در زمان فرزندان محمد، منذر (حک ٢٧٣-٢٧٥ق/ ٨٨٦- ٨٨٨م) و مدتی در دورۀ عبدالله (حک ٢٧٥-٣٠٠ق/ ٨٨٨-٩١٢م) نیز بر آن مقام بود (همو، ١٨٤؛نیز نک : ابنقوطیه، ١١٣، ١١٥؛ ابنابار، ١/ ١٤٤؛ برای تاریخ مرگ او، نک : ابنحیان، ابنابار، همانجاها).
تمام بن عامر افزون بر مقام سیاسی، شاعر نیز بود، اگر چه نمونههای اندکی از شعر او در دست است (نک : ابنحیان، ١٨٢-١٨٣؛ ابنابار، همانجا؛ نیز نک : فروخ، ٤/ ١٤٣-١٤٤). مشهورترین نمونۀ شعر وی که نشان از فعالیت و اهتمام او در زمینۀ اخبار تاریخی اندلس دارد، ارجوزهای بلند بوده است، مشتمل بر تاریخ فتح اندلس تا پایان حکومت امیر عبدالرحمان دوم (حک ١٨٠-٢٠٦ق/ ٧٩٦-٨٢١م) (ابنابار، همانجا؛ نیز نک : بایکـو، ٦٧). به نوشتۀ ابن حیـان، این ارجـوزه ــ که اینک در دسـت نیست ــ خود کتابـی بزرگ بوده که تمام آن را در میانسالی (در ٢٢٩ق/ ٨٤٤م)، سروده است (ص ١٧٩؛ برای آگاهی از این ارجوزه، نک : ابنقوطیه، ٣٢).
گفتنی است که ابندحیه (د ٦٣٣ق) در شرح احوال یحیی بن حکم غزال، شاعر اندلسی (١٥٦-ح٢٥٠ق/ ٧٧٣-٨٦٤م، نک : GAS, II/ ٦٧٥-٦٧٦)، مطالبی به نظم و نثر از «تاریخ» تمام بن عامر (در متن: تمام بن علقمه)، دربارۀ غزال نقل کرده است (ص ١٣٣-١٣٤، ١٤٣-١٤٤). اگر منظور او همان اثر پیشگفته باشد، میتوان حدس زد که کتاب بزرگ تمام، نه فقط شامل ارجوزهای در باب اخبار اندلس، بلکه احتمالاً مشتمل بر پارهای اخبار و آثار دیگر با صبغۀ ادبی نیز بوده است (نیزنک : بایکو، همانجا).
مآخذ
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، به کوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٥٨م؛
ابناثیر، الکامل؛
ابنحیان، حیان، المقتبس، به کوشش محمود علی مکی، بیروت، ١٣٩٣ق/ ١٩٧٣م؛
ابندحیه، عمر، المطرب من اشعار اهل المغرب، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م؛
ابنسعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٨٠م؛
ابنعذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش کولن و لوی پرووانسال، لیدن، ١٩٥١م؛
ابن قوطیه، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره/ بیروت، ١٤٠٢ق؛
بایکو، ک.، المصادر التاریخیة العربیة فی الاندلس، ترجمۀ نایف ابوکرم، دمشق، ١٩٩٩م؛
طبری، تاریخ؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
مقریزی، احمد، المقفی الکبیر، به کوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛
مونس، حسین، فجر الاندلس، قاهره، ١٩٥٩م؛
نیز:
GAS.
بخش تاریخ