دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٥ - بغراجق
بغراجق
نویسنده (ها) :
نادیا برگ نیسی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُغْراجُق (مقـ ح ٣٩٠ق / ١٠٠٠م)، برادر سبكتكين (مؤسس سلسلۀ غزنوي) و والی هرات و پوشنگ. از بغراجق در دو لشكركشی مربوط به عهد نوح دوم سامانی (حکـ ٣٦٦-٣٨٧ق) ياد شده، و در هر دوبار، وي همراه محمود غزنوي از سوي سبكتكين در سپاه حضور داشته است: نخست در حدود سال ٣٨٥ق / ٩٩٥م در جنگ با جيپال كه گفتهاند: پادشاه هند بوده، و قصد تسخير كابل را داشته است (شبانکـارهاي، ٤٢؛ نيز نکـ: عتبی، تاريخ...، ٢٧ ببـ) و ديگري در حدود سال ٣٨٦ق كه سبكتكين براي به رخ كشيدن قدرت خود، سپاه عظيمی به بخارا، تختگاه سامانيان فرستاد (نکـ: بارتولد، ١ / ٥٦٠ -٥٦١؛ براي تفصيل، نکـ: عتبی، همان، ١٣٥-١٣٦). پس از آن در سالهاي حکـمرانی سبكتكين، بغراجق به همراه محمود براي سركوب ابوالقاسم سيمجور (هـ م) كه در نيشابور علم طغيان برافراشته بود، به آن سامان فرستاده شد (همو، «تاريخ...»، ١ / ٢٤٦؛ رشيدالدين، ٥٧ - ٥٨؛ نيز نکـ: ناظم، .(٣٢, ٣٧
پس از مرگ سبكتكين در ٣٨٧ق كه ميان فرزندانش اسماعيل و محمود بر سر جانشينی اختلاف افتاد، محمود از عموي خود بغراجق براي سركوب برادر ياري خواست و او پذيرفت (عتبی، تاريخ، ١٦١- ١٦٢؛ ابن اثير، ٩ / ١٣٠-١٣١؛ ذهبی، ١٧ / ٤٨٥؛ نيز نکـ: ابنخلكان، ٥ / ١٧٧). احتمالاً سبكتكين پيش از مرگ نواحی هرات و پوشنگ را به بغراجق داده بود (نکـ: عتبی، همان، ٢٠٦؛ ابناثير، ٩ / ١٥٩) و آنگاه كه محمود سرگرم نبرد با دشمنان بود، خلف بن احمد صفاري فرصت را غنيمت شمرد و به دست فرزند خود، طاهر قهستان و پوشنگ را تصرف كرد. بغراجق پس از جلوس محمود بر تخت از او اجازه خواست تا اين سرزمينها را بازپس گيرد. آنگاه به پوشنگ حمله برد و در آغاز بر سپاه طاهر پيروز شد و غنايم بسياري نيز به چنگ آورد، اما ظاهراً از وجود دشمن غفلت كرد و به شادخواري و عيش و نوش پرداخت. در اين ميان طاهر حيلهاي به كار بست و بر بغراجق حمله آورد و او را به يك ضربت از اسب به زمين افكند و سرش را از تن جدا كرد (تاريخ...،٣٤٥-٣٤٦؛ عتبی، همانجا؛ ابناثير، ٩ / ١٥٩-١٦٠؛ رشيدالدين، ٩٢؛ حمدالله،٣٩٢). از آنجا كه محمود غزنوي در جماديالا¸خر ٣٩٠ / مۀ ١٠٠٠ به انتقام خون عموي خود به سيستان لشكركشيد (نکـ: تاريخ، همانجا؛ نيز نکـ: عتبی، همان، ٢٠٧)، میتوان حدس زد كه قتل بغراجق ميان سالهاي ٣٨٨ تا ٣٩٠ق روي داده باشد (نکـ: بازورث، ١٣٤؛ ناظم، ٦٧، كه سال ٣٨٨ق را ياد كردهاند).
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابن خلكان، وفيات؛
بارتولد، و.و.، تركستان نامه، ترجمۀ كريم كشاورز، تهران، ١٣٦٦ش؛
تاريخ سيستان، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛
حمدالله مستوفی، تاريخ گزيده، به كوشش عبدالحسين نوايی، تهران، ١٣٦٢ش؛
ذهبی، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
رشيدالدين فضلالله، جامعالتواريخ، به كوشش محمد دبيرسياقی، تهران، ١٣٣٨ش / ١٩٥٩م؛
شبانکـارهاي، محمد، مجمعالانساب، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
عتبی، محمد، «تاريخ يمينی»، ضمن شرح اليمينی ( الفتحالوهبی)از منينی، قاهره، ١٢٨٦ق؛
همو، تاريخ يمينی، ترجمه ناصح جرفادقانی، بهكوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٤٥ش؛
نيز:
Bosworth, C. E. «The Tahirids and Saffarids» , The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, ١٩٧٥;
Nazim, M., The Life and Times of Sultan Mahmud of Ghazna, Lahore, ١٩٧٣.
ناديا برگنيسی