دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥٨ - ابن ابی طی
ابن ابی طی
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی طَیّ، یحیی بن حمید (یا حُمَیدة: حاجی خلیفه، ١ / ٢٧) ابن ظافر طائی حلبی غسّانی (٥٧٥- ح ٦٣٠ق / ١١٧٩-١٢٣٣م)، مورخ و ادیب شیعی. یاقوت او را در ٦١٩ق / ١٢٢٢م در حلب دیده است (ابن حجر، لسان، ٦ / ٢٦٤). وی در حلب زاده شد. كتبی از یاقوت نقل میكند كه پدر یحیی را فرزندی نمیماند و شبی كه یحیی به دنیا آمد، كنیزی وی را بر بام برد. هوا سخت سرد بود. چشمان كودك پس از گریستن بسیار سپید شد و از آن پس پیوسته درد چشم داشت. چون به بلوغ رسید، آن قسمت از دیدگانش كه سپید شده بود، روشن گشت (كتبی، ٤ / ٢٦٩). پیشۀ پدرِ یحیی را برخی نجّاری (النّجارة) نوشته و آوردهاند كه بر همۀ نجارانِ حلب مقدّم بود و در نسب وی نیز «ابن نجار» را افزودهاند (همانجا) و ابن حجر «صنعة التجارة» ضبط كرده است (لسان، ٦ / ٢٦٣). یحیی قرائت قرآن را نزد پدر آموخت و فقه امامیه را از ابن شهر آشوب فراگرفت (كتبی، ٤ / ٢٦٩) و در اصوال، قرائات، لغت و جز آنها دستی یافت (دجیلی، ٢ / ٥٦) و روایت ابوعَمرْو نافع را تجرید كرد (آقابزرگ، طبقات، ٢٠٥). همچنین وی نزد تاجالعلی اشرف بن اعز [یا اغر] (د ٦١٠ق / ١٢١٣م) به تلمذ پرداخت و نهجالبلاغة و مقداری از اشعار تاجالعلی را نزد او خواند (صفدی، الوافی، ١٠ / ٢٧٣؛ همو، نكت، ١٢٠). ابن ابی طی شعر نیز میگفت. وی، الملك الظاهر بن صلاحالدین (والیْ حلب: ٥٨٢-٦١٣ق / ١١٨٦-١٢١٦م) را مدح گفت و در سلك شاعران و مقربان وی درآمد (دجیلی، ٢ / ٥٦؛ برق، ٣٨٦). ابن ابی طی از ٥٩٧ق / ١٢٠١م به آموزش اطفال پرداخت و تصنیف و تألیف را پیشۀ خویش ساخت و روزی خود را از آن راه مییافت (ابن حجر، لسان، ٦ / ٣٦٣). ابن خلكان از وی به عنوان ادیب حلبی یاد كرده و تاریخ او را تاریخ كبیر خوانده است (١ / ٢٥٩). ابن حجر از یاقوت نقل میكند كه ابن ابی طی تصنیف را دكان خویش و وسیلۀ گذران معاش ساخته بود. وی به تصانیف دیگران دست میبرد و با پس و پیش كردن و افزودن و كاستن مطالب كتب دیگران كه در آنها رنج برده بودند، نامی عجیب بر آنها مینهاد و با كتابتی عالی عرضه میكرد (لسان، ٦ / ٢٦٣). همین مطلب را «دائرةالمعارف اسلام» دربارۀ تألیفات ابن ابی طی ــ البته به گونهای دیگر ــ بیان كرده است، اما به قول آقابزرگ، دور نیست كه چون شیعیان یاقوت را به علت عقیدۀ نادرستش نسبت به علی (ع) ــ چنانكه ابن خلكان ذكر میكند (٦ / ١٢٧- ١٢٨) ــ از سوریه گریزانده بودند، وی چنین تهمتها را بر ابن ابی طی وارد كرده است، بیآنكه از كتب مشخصی در این زمینه نام برده باشد (آقابزرگ، طبقات، ٢٠٥).
مهمترین اثر ابن ابی طی تاریخ بزرگ او به نام معادن الذهب فی تاریخ الملوك و الخلفاء و ذوی الرُّتب است كه مورد استفادۀ مورخان پس از وی به ویژه ابن فرات و ابوشامه قرار گرفته و برگرفتههای مهمی از آن در آثار این دو مورخ محفوظ مانده است (ابوشامه، جم ؛ ابن فرات، ٤(١) / ٢٩، ٦٥، ٩٠، ٩٤-٩٥). همچنین ابنخلكان (١ / ٢٥٩)، ابن شحنه (ص ٨٥)، راغب (١ / ٣٦٢، ٤ / ٣٧٨)، صفدی (نكت، ١٢٠؛ وافی، ١٠ / ٣٧٣) و ذهبی (٣ / ١١٤) از تاریخ او نقل و استفاده كردهاند. فصولی از معادن الذهب به حكومت صلاحالدین و فرزندش الظّاهر اختصاص داشته و نیز دارای اطلاعات با ارزشی دربارۀ تاریخ شام، جنگهای صلیبی، تاریخ ایران، مصر و عراق بوده است (EI٢). در همین مأخذ به شیوهای از معادن سخن رفته كه گویا اصل كتاب در دسترس نویسندۀ آن بوده، اما وجود نسخهای از آن محقق نشده است.
شماری از دیگر آثار ابن ابی طی كه در كتب پس از وی یادی از آنها شده، عبارتند از اخبار شعراء الشیعة یا اخبار الشعراء السّبعة (حاجی خلیفه، ١ / ٢٧؛ آقابزرگ، طبقات، ٢٠٦)؛ بیان المعالم (نصرالله، ١٨١)؛ تاریخ العلماء (صفدی، وافی، ١ / ٥٣)؛ تاریخ مصر، (حاجی خلیفه، ١ / ٣٠٤)؛ تهذیب الاستیعاب قرطبی (راغب، ٤ / ٣٧٨)؛ الحاوی فی رجال الامامیة (ابن حجر، لسان، ٦ / ٢٦٤)؛ حوادث الزمان در ٥ مجلد به ترتیب حروف (حاجی خلیفه، ١ / ٦٩٣)؛ خلاصة الخلاص فی آداب الخواص در ١٠ مجلد (كتبی، ٤ / ٢٧٠)؛ رواة الشیعة (حاجی خلیفه، ٢ / ١٠٩٩)؛ سلك النظام فی اخبار الشام (ابن حجر، همانجا)؛ شرح نهجالبلاغة در ٦ مجلد (همان، ٦ / ٢٦٣)؛ طبقات الامامیة كه ابن حجر در ذكر یغوث صحابی از آن نقل میكند (اصابة، ٣ / ٦٧٠)؛ طبقات العلماء (حاجی خلیفه، ٢ / ١١٠٤)؛ عقود الجواهر فی سیرة الملك الظاهر (همو، ٢ / ١١٥٥)؛ فضائل الائمّة در ٤ مجلد (ابن حجر، لسان، ٦ / ٢٦٤)؛ كتاب السیر در ٣ مجلد (آقابزرگ، مصفی، ١٣)؛ كنز الموحدین فی سیرة صلاحالدین (حاجی خلیفه، ٢ / ١٢٥٠)؛ مختار تاریخ المغرب (همو، ٢ / ١٦٢٢)؛ مناقب الائمة الاثنی عشر (زركلی، ٩ / ١٧٥)؛ المنتخب فی شرح لامیة العرب (بغدادی، ٥٦٨؛ نصرالله، ١٨١). فهرست مفصلی از دیگر تألیفات ابن ابی طی در فوات الوفیات (كتبی، ٤ / ٢٧٠-٢٧١) آمده است.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
همو، طبقات اعلام الشیعة، قرن ٧، بیروت، ١٩٧٢م؛
همو، مصفّی المقال، تهران، ١٣٧٨ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
همو، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن شحنه، محمد، الدّرّ المنتخب فی تاریخ مملكة حلب، به كوشش یوسف الیان سركیس، بیروت، ١٩٠٩م؛
ابن فرات، محمدبن عبدالرحیم، تاریخ، به كوشش حسن محمد شماع، بغداد، ١٣٨٦ق؛
ابوشامة، عبدالرحمن بن اسماعیل، الروضتین النّوریة و الصلاحیة، روایت یوسف شافعی، قاهره، ١٢٨٧ق، جم ؛
برق، غلام جیلانی، مورخین اسلام، لاهور، ١٩٦٨م؛
بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المكنون، استانبول، ١٣٦٤ق / ١٩٤٥م؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
دجیلی، عبدالصاحب عمران، اعلام العرب فی العلوم و الفنون، نجف، ١٣٨٦ق؛
ذهبی، شمسالدین محمد، العبر، به كوشش فؤاد سید، كویت، ١٩٦١م؛
راغب، محمدبن محمود، اعلام النّبلاء، حلب، ١٣٤٢-١٣٤٣ق؛
زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٣٨٩ق؛
صفدی، خلیل بن ایبک، نَكْت الهمیان، به كوشش احمد زكی بك، قاهره، ١٣٢٩ق؛
همو، الوافی الوفیات، ویسبادن، ١٩٦٢، ١٩٨٠م، ج ١، ١٠؛
كتبی، محمدبن شاکر، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣م؛
نصرالله، ابراهیم، حلب و التّشیع، بیروت، مؤسسة الوفاء، ١٤٠٣ق؛
و نیز:EI٢.
محمدآصف فکرت