دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٥ - ابان بن ولید
ابان بن ولید
نویسنده (ها) :
عبدالکریم گلشنی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبان بْنِ وَلید، ابن مالک بن ابی خُشَینۀ بَجَلی زیدی (د ح ١٢٥ ق / ٧٤٣ م)، منسوب به زیدبن غوث بن انمار (ابناثیر، اللباب، ١ / ٥١٨)، از کارگزاران و حکام عصر اموی و از اشراف عراق و رجال سیاسی دو سدۀ نخستین اسلامی. او در زمان حجاج بن یوسف (٤٥-٩٥ ق / ٦٦٥-٧١٤ م) جزو کاتبان «دیوان ضیاع» و از امرای نظامی و مالی سوادِ عراق بود (ابن قتیبه، الشعر، ٢ / ٦٢٧). مدتی نیز کاتب ایاس بن معاویه، محتسب شهر واسط و چندی حاجب خالدبن عبداللـه قسری (مق ١٢٦ق / ٧٤٤م) امیر واسط بود؛ (معاضیدی، ٢٨٤-٢٨٥)، ولی بعدها خود عامل و امیر این شهر شد (اصفهانی، ١٥ / ١١٤). ابان از نزدیکان و مشاوران خالدبن عبداللـه قسری، والی خلیفۀ اموی در عراق، بود (ابن حیان، ٣ / ٢٢-٢٣). خالد حکومت شهر مبارک، واقع در کنار نهری به همین نام را که در عهد بنیامیه از موقعیت خاص اداری برخوردار بوده است، بر عهده وی گذاشت (معاضیدی، ٦٠؛ ابنعساکر، ٥ / ٧٨). او همچنین مدتی عامل خالد در فارس بود (اصفهانی، ١٩ / ٢٠؛ ابن خلکان، ٧ / ١٠٥). ازاینرو در ١٢٠ق / ٧٣٨م، هنگامی که هشام بن عبدالملک (د ١٢٥ ق / ٧٤٣ م) به سعایت دو تن از متولیان املاکش در عراق، یا به نوشتۀ ابنعساکر (٥ / ٧٩)، فقط به اعتبار مکتوب یکی از آنان به نام حسّان نبطی، که ظاهراً از سوی خلیفه در خفا ناظر بر امور خالد بود، غفلتاً بر وی سخت گرفت و او را از تمام مشاغل و اعمال برکنار کرد، ابان به حمایت از خالد برخاست و سرانجام نیز، با کمک دیگر طرفداران وی توانست او را از حبسی طولانی رهایی بخشد (طبری، ٧ / ١٤٧-١٥١). ولی یوسف بن عمر ثقفی، جانشین خالد (د ١٢٧ ق / ٧٤٥ م) که از نفوذ او و طرفدارانش بیمناک بود، به تعقیب و آزار آنان پرداخت و ازجمله ابان را به تأدیۀ مبلغی در حدود ١٠ میلیون درهم محکوم نمود (یعقوبی، ٢ / ٣٢٣).
ابان ظاهراً صاحب اموال و نقدینۀ فراوان بود و در بذل مال و اعطای صله و جوایز به گویندگان و نویسندگان شهرت داشت (اصفهانی، ٨ / ١٤٨، ١٥ / ١٥، ١٩ / ٢٠) و شاید بیشتر به همین جهت ممدوح شاعران معاصرش همچون فرزدق (همو، ١٩ / ٢٠)، خلف بن خلیفه (ابنقتیبه، الشعر، ٢ / ٦٠٢-٦٠٣؛ همو، عیون الاخبار، ٣ / ١٤٨)، ابونخلیه (اصفهانی، ٨ / ١٤٨) و دیگران بود، ولی برخی از گویندگان نیز، مانند یحییبن نوفل او را در شعر هجو کردهاند (ابن قتیبه، الشعر، ٢ / ٦٢٧- ٦٢٨). کمیت بن زیدبن خنیس اسدی (مق ١٢٦ ق / ٧٤٤ م) در شورش نظامیان یمنی (GAS, II / ٣٤٧-٣٤٩)، شاعر شیعی مذهب و صاحب قصاید «هاشمیات» و از دوستان صمیمی ابان مکرراً او را در اشعارش مدح گفته است (اصفهانی، ١٥ / ١٢٩؛ جاد المولی و ...، ٣ / ٢٢٢). ابومخنف (د ١٥٧ ق / ٧٧٤ م)، صاحب کتابهای مشهور مقتل، وقایع سال ٦٥ ق / ٦٨٥ م را به روایت حصین بن زیدبن عبداللـهبن سعد ابن نوفل ازدی، از ابان بن ولید نقل قول کرده است (سزگین، ٢٠٧).
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل، بیروت، ١٩٦٥ م؛
همو، اللباب، قاهره، ١٣٥٧ ق؛
ابن حیان، محمدبن خلف، اخبار القضاة، بیروت، عالم الکتب؛
ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٧ م؛
ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨-١٩٧٢ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ الکبیر، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨-١٩٧٢ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ الکبیر، به کوشش عبدالقادر افندی بدران، روضة الشام، ١٣٢٢ ق؛
ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، الشعر و الشعراء، بیروت، ١٩٦٤ م؛
همو، عیون الاخبار، بیروت، ١٣٤٣ ق / ١٩٢٥ م؛
اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، بیروت، ١٣٥٧ ق؛
تاریخ الخلفاء، به کوشش بطرس گریازنیویچ، مسکو، ١٩٦٧ م؛
جادالمولی، محمد احمد و دیگران، قصص العرب، قاهره، ١٣٥٨ ق / ١٩٣٩ م؛
طبری، محمدبن جریر، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٦ م؛
معاضیدی، عبدالقادر، واسط فی العصر الاموی، بغداد، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م؛
یعقوبی، احمدبن واضح، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م؛
نیز:
GAS;
Sezgin, Ursula, Abū Mihanf. Ein Beitrag zur Historiographie der umaiyadischen Zeit, Leiden, ١٩٧١.
عبدالکریم گلشنی