دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٣ - پچوی
پچوی
نویسنده (ها) :
منوچهر پزشک
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَچَوی، ابراهیم (٩٨٢- ح ١٠٦٠ ق / ١٥٧٤-١٦٥٠ م)، منسوب به ناحیۀ پچ در مجارستان، مورخ و دیوانسالار دستگاه امپراتوری عثمانی. شرح احوال پچوی كه به سبب اشارات و تصریحات خود وی تقریباً روشن است، تاكنون به قلم چند نفر نوشته شده كه از جملۀ آنها میتوان به بابینگر (ص ١٩٢-١٩٥؛ نیز نک : EI٢, VIII / ٢٩١) و مقالههای كامل و مشروح كرلیتز (ص ٢٥٢-٢٦٠)و توران (نک : IA, IX / ٥٤٣-٥٤٥) اشاره كرد.
موطن اصلی پچوی كه خود از آن با شور و اشتیاق یاد كرده (١ / ٤٣٦-٤٣٧)، روستا یا شهركی به نام فونفكرشن واقع در جنوب غربی مجارستان است (نک : ه د، پكس). نیای بزرگ ابراهیم، قره داوود، ظاهراً مردی تركمن، و سلاحدار سلطان محمد دوم عثمانی بود. چون سلطان محمد ناحیۀ بوسنی را فتح كرد، قره داوود پاداشی بزرگ یافت و خود و پسرانش ــ كه یكی از آنها پدر ابراهیم بود ــ به حكومت بوسنی و دیگر نواحی در قلمرو عثمانی منصوب شدند (پچوی، ١ / ٨٧؛ كرلیتز، ٢٥٣). نام پدر ابراهیم روشن نیست؛ اما چنانكه خود پچوی از اموال و ثروت نیایش گزارش میدهد (١ / ١٠٢ بب ) آنقدر شهرت و نفوذ داشت كه با یكی از خاندانهای مشهور و پرنفوذ بوسنی موسوم به صوكوللی ــ سوكولویچ = شاهین اوغلی ــ وصلت كرد و ابراهیم از همین ازدواج به وجود آمد (كرلیتز، ٢٥٤).
ابراهیم در ١٤ سالگی پدر خود را از دست داد و از آن پس زیر حمایت و سرپرستی داییاش، فرهاد پاشا، حاكم شهرِ «بود»، درآمد. ابراهیم مدتی پس از قتل او، به همراه خانوادۀ مادرش به بوسنی بازگشت و به خویشاوند مادری دیگرش، لاله محمد پاشا حاكم آناتولی ــ كه بعدها به مقام صدراعظمی عثمـانی رسید ــ پیوست (IA, IX / ٥٤٣؛ EI٢، همانجا)، او همواره خود را مدیون این دو میدانست و در اثر خود از آنان به خوبی و با افتخار یاد كرده است (٢ / ٣١٩-٣٢١، ٤٣٣). وی تا هنگام مرگ لاله محمد پاشا به مدت ١٥ سال در خدمت و كنار او بود و از همین راه وارد كارهای دیوانی و دولتی شد (نک : EI٢، نیز IA، همانجاها).
پچوی در مشاغل مختلفی خدمت كرد و حوادث بسیاری را به چشم دید؛ از جمله در ١٠٠٢ق / ١٥٩٤م وقتی نیروهای نظامی اتریش شهر و قلعۀ گران (استرگن) را محاصره كرده بودند، او آنجا مقام داشت و خود یكی از كسانی بود كه در مذاكرات تسلیم قلعه شركت كرد (٢ / ١٧٨-١٧٩، ١٨٢؛ بابینگر، ١٩٢). ابراهیم مأموریتهای متعددی از سوی لاله محمد پاشا یافت و به سفرهای چندی فرستاده شد. در ١٠٠٧ق / ١٥٩٨ م در محاصرۀ نظامی چند ناحیه شركت داشت و تا دورۀ صدراعظمی محمدپاشا، درویش پاشا و كویوجو مراد پاشا، مصدر خدمات مهمی چون حكومت، حل و فصل و مشاغل كشوری و لشكری شد. وی سپس از كارها كناره گرفت و به زادگاه خود رفت (IA, IX / ٥٤٣-٥٤٤).
ابراهیم در ١٠٢٧ق / ١٦١٨م دوباره به استانبول بازگشت و وارد مشاغل دولتی و دیوانی شد و تا ١٠٥٥ق / ١٦٤٥م در مشاغل مختلف مانند حكومت (بیگلربیگی) رقه، دفترداری صدراعظم، ریاست دیوان سلطان و دفترداری دیار بكر و بوسنی به فعالیت پرداخت (همان، IX / ٥٤٤؛ پچوی، ٢ / ٣٨٤-٣٨٦، ٣٩١، ٣٩٤، ٤٠٣، جم ). وی ظاهراً از همین تاریخ به نگارش اثر خود مشغول شد ، (IA، همانجا). پچوی در زادگاه خود مرد و در همانجا هم دفن گردید؛ ولی از سال مرگ دقیق او اطلاعی در دست نیست.
از پچوی تنها یك كتاب در دست است و آن تاریخی است كه گویا در چند سال بازنشستگی خود نگاشته است. تاریخ پچوی در دو جلد تصنیف شده، و شامل وقایع دوران فرمانروایی سلطان سلیمان قانونی تا پایان دورۀ سلطان مراد چهارم (٩٢٧-١٠٤٩ق / ١٥٢١- ١٦٣٩ م) است كه در واقع حوادث ایام ٧ سلطان عثمانی را در برمیگیرد و از منابع معتبر به شمار میآید (نک : بروسهلی، ٣ / ٣٢-٣٣). تاریخ پچوی از این جهت اهمیت دارد كه مؤلف در بسیاری از وقایع حضور داشته، و خود از عوامل مؤثر در جریان برخی از آنها به شمار میرفته است؛ به همین دلیل مورداستفادۀ محققان و نویسندگان تاریخ عثمانی، همچون هامر پورگشتال (مثلاً نک : IV / ٤-٦, ٥٩٩-٦٠٠, V / ٦٦٥-٦٦٦, IX / ١٩٦) قرار گرفته است (نیز نک : شندلینگر، ١٧٦-١٨٦)، قرار گرفته است كه به نقد این كتاب و استفادۀ هامر پورگشتال از آن پرداخته است.
پچوی در ذكر حوادثی كه خود در آنها حضور نداشته است، چنانكه با فروتنی در مقدمۀ كتاب یاد كرده، از آثار مورخان و نویسندگان پیش از خود، همچون جلالزاده نشانی مصطفىبك، جلالزاده صالح افندی، رمضانزاده، عالیافندی، حسن بكزاده افندی، حدیدی و كاتب محمد افندی استفاده كرده است (١ / ٢-٣). به علاوه از وزیران و امیران لشكری، و نیز از مورخان مجار، هلتای و استوانفی با واسطۀ مترجم اطلاعات بسیار كسب و درج كرده است (EI٢, VIII / ٢٩١).
اختصاص بخشهایی مهم از این كتاب به تاریخ اروپای شرقی بر اهمیت اثر پچوی افزوده است؛ چرا كه كمتر كسی در میان مورخان اسلامی به تاریخ اروپا توجه نشان داده است. از اینرو تاریخ پچوی نه تنها برای مورخان تاریخ دورۀ عثمانی، بلكه برای بخشی از تاریخ تاریك اروپای سدۀ ١٦ و ١٧م نیز منبع مورداعتمادی به شمار میرود (لویس، ٥٢).
یكی از خصوصیات مهم این اثر، كاربرد فراوان زبان فارسی در آن است. افزون بر آنكه عنوانهای فصول كتاب تقریباً تماماً به فارسی است ــ كه گویای انس مؤلف با زبان فارسی است ــ هرگاه با موضوعی درگیری عاطفی پیدا میكرده، از شعر فارسی شاهد آورده است (مثلاً نک : ٢ / ٣٨٤، ماجرای قتل سلطان عثمان، نیز ٣٩٥).
با اینكه تاریخ پچوی تاكنون ٣ بار به چاپ رسیده است (استانبول، ١٢٨٣ق، به كوشش مراد اوراز؛ استانبول، ١٩٦٨م، با حروف لاتین؛ و استانبول، ١٩٨٠م، به كوشش درین و چابوك)، هنوز جای چاپی منقح و انتقادی همراه با توضیحات و سنجش اطلاعات متن آن خالی است.
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٤٢ق / ١٩٢٤م؛ پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق / ١٨٦٦م؛ نیز:
Babinger, F., Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre werke, Leipzig, ١٩٢٧;
EI٢;
Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣;
IA;
Kraelitz, F.V., «Der osmanische Historiker Ibrâhîm Pečewī », Der Islam, Strassburg, ١٩١٨, vol.VIII;
Lewis, B., The Emergence of Modern Turkey, London, ١٩٦٨;
Schaendlinger, A.C., «Die Probleme der Redaktionen der Chronik des Ibrâhīm Pečewī», Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes, ed. H. W. Duda, Wien, ١٩٧٢, vol. LXIII / LXIV.
منوچهر پزشك