دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٣ - بلوکباشی
بلوکباشی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُلوكْباشی، عنوانی نظامی و اداري در تشكيلات دولت عثمانی، به معنی فرمانده و رئيس بلوك (ه م). اين عنوان در نظام اداري ايران نيز از سدۀ ١٠ق / ١٦م به بعد كاربرد داشته است.
اين منصب در سازمان سپاه عثمانی اهميت ويژهاي داشت. همانطور كه فرماندهان واحدهاي سپاه ينیچري را به طور عموم ياياباشی (سر پياده) میناميدند، رؤسا و فرماندهان واحدهاي موسوم به آغابلوك لري از «دستۀ آغاهاي ينیچري» را بلوكباشی میگفتند (اوزون چارشيلی، I / ١٧٤, ٢١٧؛II / ٧٣٩ IA,). بلوكباشيهاي قديمی و با سابقه را باش بلوكباشی (سربلوكباشی) میخواندند (همانجا). بلوكباشيها كه «بلوك خدا» نيز ناميده میشدند (فلور، ١ / ٢٦)، در دو سوي زين اسبشان گرزوسپر آويزان میكردند. هنگامی كه پادشاه به مسجد می رفت، اين گروه با لباسهاي آراسته و رسمی و اسبان تزيين شده، درحالیكه نيزهاي در دست داشتند، او را همراهی میكردند (اوزون چارشيلی، همانجا). بلوكباشيهاي عثمانی وقتی صاحب «تيمار» میشدند (نک : ه د، اقطاع)، با حقوق ٨ تا ١٥هزار آقچه به قلعه بانی منصوب میگشتند. اينان كلاهی بلند، مزين به سنگهاي قيمتی بر سر مینهادند و رداي بلندي میپوشيدند كه قسمت جلو آن باز بود (اوزون چارشيلی، I / ٢١٧-٢١٨؛ «دائرةالمعارف ...»، VI / ٣٢٥).
در تشكيلات اداري دولت عثمانی رؤساي صنوف مختلف و صاحبان حِرَف نيز بلوكباشی ناميده میشدند (پاكالين،I / ٢٤٢ ).
اگرچه اصطلاح بلوك در ايران سابقهاي ديرين دارد و دستكم به دوران ايلخانان میرسد (نک : ه د، بلوك)، اما كاربرد عنوان بلوكباشی ظاهراً از روزگار فرمانروايی صفويان (سدههاي ١٠-١٢ق) در ايران رواج يافته است. در مآخذ تاريخ صفويه از بلوكباشی به عنوان منصبی نظامی در شرح حوادث مربوط به قيام جلاليها در عثمانی و آمدن آنان به تبريز، ياد شده است (اسكندربيك، ٢ / ٧٧٣). بلوكباشيها در دورۀ صفويه نظارت بر امور چهارپايان را بر عهده داشتند و زير نظر امير آخورباشی صحرا ايفاي وظيفه میكردند. يكی از وظايف مهم امير آخورباشی تعيين و انتصاب بلوكباشيها بوده است (ميرزا سميعا، ١٤-١٥؛ نصيري، ٣٨). عنوان بلوكباشی و منصب آن پس از صفويه نيز وجود داشته است. ژان اوتر كه در دوره افشاريه به ايران آمده، از يك نفر بلوكباشی كه او را در سفر بغداد و استانبول همراهی كرده، و نگاهداري اسبها را برعهده داشته، نام برده است (ص ٢٧٢-٢٧٣، ٢٨٠).
در دوران زنديه و قاجار نيز بلوكباشی جزو «باشيان سركار عظمت مدار» بوده است (رستم الحكما، ١٠١). پس از عهدنامههاي گلستان و تركمانچاي نيز عنوان بلوكباشی همچنان كاربرد داشت (خورموجی، ١٠٠؛ سپهر، ٣ / ١١٤٢). به نوشته عبدالله مستوفی، بلوكباشيها در سازمان اداري دورۀ قاجار وصول ماليات را نيز بر عهده داشتند (١ / ١٠١).
مآخذ
اسكندر بيك منشی، عالم آراي عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اوتر، ژان، سفرنامه، ترجمۀ علی اقبالی، تهران، ١٣٦٣ش؛
خورموجی، محمد، تاريخ قاجار (حقايق الاخبار ناصري)، به كوشش حسين خديو جم ، تهران،١٣٣٤ش؛
رستم الحكما، محمد هاشم، رستم التواريخ، به كوشش محمد مشيري، تهران، ١٣٤٨ش؛
سپهر، محمد تقی، ناسخ التواريخ (تاريخ قاجاريه)،به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ١٣٧٧ش؛
فلور، ويلم، جستارهايی از تاريخ اجتماعی ايران در عصر قاجار، ترجمه ابوالقاسم سري، تهران ١٣٦٦ش؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٧١ش؛
ميرزا سميعا، تذكرة الملوك، به كوشش محمد دبيرسياقی، تهران، ١٣٣٢ش؛
نصيري، علينقی، القاب و مواجب دورۀ سلاطين صفويه، به كوشش يوسف رحيملو، مشهد، ١٣٧٢ش؛
نيز:
IA;
Pakal o n, M. Z., Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu, Istanbul, ١٩٤٦;
Turkiye diyanet vakfi Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢;
Uzuncarsili, I. H., Osmanli devleti teskilatindan Kapukulu ocaklari, Ankara, ١٩٨٤.
علیاكبر ديانت