دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٨٩ - ابن شداد، عزالدین
ابن شداد، عزالدین
نویسنده (ها) :
عبدالمحمد روح بخشان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ابنشدّاد، عزالدین ابوعبدلله محمد بن علی بن ابراهیم بن شداد انصاری حلبی (ذیحجۀ ٦١٣- صفر ٦٨٤ق / ١٢١٧-١٢٨٥م)، دبیر، وزیر و مورخ روزگار ایوبیان و مملوکان. از کودکی و نوجوانی او چیز بسیاری دانسته نیست. از آغاز جوانی به کارهای دیوانی پرداخت. نخستین سمت وی نظارت بر امر گردآوری مالیات در حرّان بود که در ٦٤٠ ق از سوی سلطان صلاحالدین یوسف برعهدۀ او نهاده شد. سپس در دستگاه ملک ناصر ایّوبی، فرمانروای دمشق، تقرب یافت و در ٦٥٧ ق از سوی او به سفارت نزد مغولان به میافارقین رفت که از آن نتیجهای گرفته نشد و ملک ناصر ناگزیر گردید خانوادۀ خود را به سرپرستی او از دمشق به حلب بفرستد تا از حملۀ مهاجمان در امان باشند، ولی در آنجا خبر تهاجم مغولان به شمال بینالنهرین و قتل و غارت آن دیار به ایشان رسید و چون مغولان به حلب نزدیک شدند، ابنشدّاد و دیگر مردم از شهر گریختند. ابن شدّاد به مصر روی آورد و در دستگاه ملک ظاهر بَیْبَرس و ملک منصور قلاوون جای گرفت و در دربار این دو سلطان مال و مکنت و جاه و مقام یافت تا آنجا که با عنوان «المولی الصاحب المشیر الرئیس» از او یاد کردهاند (دهان، ٢٣؛ کراچکوفسکی، ١ / ٣٦٩؛ ابنشاکر، ٤١٤). وی به یاری دستیاران بسیاری که در خدمتش بودند، در انجام دادن تقاضاهای مردم تسریع میکرد (صفدی، ٢ / ٤)، از این رو، در منابع ما از او به نیکنامی یاد شده است (یافعی، ٤ / ٢٠١؛ ابنفرات، ٨ / ٣٣).
ابنشداد در ٦٧٦ ق همراه ملک ظاهر به دمشق رفت و چون ملک در همین سال در این شهر درگذشت، فرزندش، ملک سعید، ابنشدّاد را به خود نزدیک ساخت و فرزندان او نیز در بزرگداشت وی از هیچ کوششی دریغ نداشتند و از دانش و حکمت و تجربۀ او سود میجستند (نک: دهان، همانجا).
گفتهاند که چون ابنشدّاد در دوران آشوبزدۀ یورش مغولان از شرق و هجوم صلیبیان از غرب بر سرزمینهای اسلامی میزیسته و شاهد حوادث ناگوار و نابودی شهرها بوده، شدیداً به تاریخ و جغرافیا علاقمند گردیده است و به گفتۀ برخی دیگر وی در پی مشاهدۀ همین رویدادها بر آن شده که آثاری برای عبرت دیگران تألیف کند. مناصب دیوانی، مصاحبت با امیران و بزرگان و مأموریتهای سیاسی که نتیجۀ آنها آگاهی وی از امور مملکتی و خفایای رویدادهای جهان اسلام بود، این شایستگی و توانایی را به او بخشیده بود که بدین کار دست یازد (بستانی، ٣ / ٢٥٥). قابل ذکر است که آشنایی وی به مسائل اجتماعی و واقعیات اقتصادی و وقایع نظامی و جنگی سبب غنای آثار او شده است. از سوی دیگر آشنایی او به ادب و لغت عرب نیز سبب شده تا آثارش به سبک مترسلان قرنهای ٥ و ٦ ق / ١١ و ١٢ م و آکنده از صنایع ادبی و ظرافتهای بدیعی شود که جز در جزئیات، متأثر از سبک ابنعدیم و ابنعساکر است، هر چند که در شیوۀ تفکر و زندگی بیشتر متأثر از بهاءالدین ابنحنای وزیر بوده است (عباره، ٣(١) / ٢٥-٢٦؛ دهان، ١٦). وی افزون بر دانش تاریخ با دیوانهای شاعران نیز آشنایی داشته و از آنان اشعار بسیاری در آثار خود آورده و بدین طریق این اشعار را از نابودی رهانیده است.
آثـار
ابنشداد پس از اقامت در مصر غالب عمر خود را در کار تألیف سپری کرد و چندین کتاب از خود بر جای نهاد که برخی از آنها از میان رفته و برخی دیگر در سالهای اخیر تصحیح و چاپ شده است. با آنکه وی از علوم قرآنی، حدیث، لغت عرب و علوم و آداب آن آگاهی کامل داشته است (عباره، ٣(١) / ٢٤)، در میان آثار او هیچ کتابی در این موضوعات دیده نمیشود. مهمترین تألیفات وی اینهاست:
١. الاعلاق الخطیرة فی ذکر امراء الشام والجزیرة، که در سه بخش در فاصلۀ سالهای ٦٧١ تا ٦٨٢ ق نوشته شده است (EI٢). بخش اول، حلب به کوشش دومینیک سوردل با مقدمهای به زبان فرانسه در ١٩٥٣ م در مشق چاپ شده و بار دیگر در ١٩٥٧ م در بیروت نشر یافته است؛ بخش دوم، تاریخ مدینة دمشق مشتمل بر دو قسم به کوشش سامی دهان در ١٣٧٧ ق / ١٩٥٦ م در دمشق چاپ شده است؛ بخش سوم، الجزیرة مشتمل بر دو قسم به کوشش یحیی عبّاره در ١٩٧٨ م در دمشق چاپ شده است. کتاب الاعلاق الخطیرة، یا خطیرة چنانکه بروکلمان (GAL, S, I / ٦٣٤) ضبط کرده است، نه فقط از اهم کتابهای ابنشداد، که از مهمترین منابع تاریخ و جغرافیای سرزمینهای شمالی اسلام در قرن ٧ ق / ١٣ م است و برخلاف آنچه از نامش برمیآید، تنها به ذکر امیران دو منطقۀ جزیره و شام نپرداخته، بلکه حاوی نکات تاریخی و جغرافیایی بسیاری است که اختصاص به امرا ندارد (کراچکوفسکی، ١ / ٣٧٠)
٢. جنی الجنّتین فی اخبار الدولتین، که خود ابنشداد در کتاب الاعلاق الخطیرة (چ ١٩٧٨ م، ٣(٢) / ٤٥٩) به آن اشاره کرده و در آن از سلطان جلالالدین نیز نام برده است.
٣. الروض الزّاهر فی سیرة الملک الظاهر، که خود ابنشداد در کتاب الاعلاق (چ ١٩٧٨ م، ٣(١) / ١٢٣) از آن نام برده و نوشته است که این کتاب را بر ترتیب سنوات مرتب کرده بوده است. این کتاب در زمان ملک ظاهر یعنی پیش از ٦٧٦ ق تدوین شده و یک نسخه از آن به خط خود مؤلف در کتابخانۀ شهر ادرنه موجود است (دهان، ١٨- ١٩).
٤. القُرعة الشدادیة الحمیریة، که تحفة الزمن فی طُرَف اهل الیمن هم نام دارد و به گفتۀ بروکلمان (GAL, S، همانجا) نسخهای از آن در هند مضبوط است (قس: بانکیپور، I / ١٩٠). این عنوان سبب شده است که برخی از مؤلفان اصل قبیلۀ بنی شداد را از یمن بدانند (دهان، همانجا).
٥. سیرة الملک الظاهر بَیْبَرس، که نسخهای خطی از آن در حلب موجود است (نک : کمال، ١٢٩؛ عمر، ٨١).
٦. برق الشام فی محاسن اقلیم الشام، که ورهووه (VII / ٤٢) و بروکلمان (GAL, S, I / ٨٨٣) از آن یاد کردهاند.
٧. کروم التهانی لتفسیر السبع المثانی (بغدادی، ایضاح، ٢ / ٣٥٢).
٨. الدرّة الخطیرة فی اسماء الشام و الجزیرة (بغدادی، هدیه، ٢ / ١٣٤).
کسانی که از ابنشداد نقل کردهاند، انگشت شمارند. ابوالفضل محمد بن شحنه در الدُر المُنتخب فی تاریخ مملکة حلب چند جا از او نقل کرده است (صص ١٥، ١٦، ١٨، جم ) و فرانتس روزنتال (ص ٢٣٤) تأکید دارد که ابنشحنه کتاب الدُر المنتخب را با اعتماد بر موادی از کتاب ابنشداد و مورخان حلبی دیگر تدوین کرده است. خود ابنشحنه (صص ٧، ١٢) پس از بیان سبب تألیف کتابش میگوید: از امام العلامه شمسالدین... ابنشداد کتابی دیدم و علاقهمند شدم تا ذیلی مختصر و مفید بر تاریخ ابنعدیم بنویسم... و در تبویب کتاب از روش ابنشداد پیروی کردم. نعیمی نیز در کتاب الدراس فی تاریخ المدارس چندین بار از ابنشداد نقل کرده است (١ / ١٥٢، ١٥٨، ١٦٧، جم ) و بالاخره ابنطولون در القلائد الجوهریة فی تاریخ الصالحیة دوبار از ابنشداد نقل قول کرده است (١ / ٢٥٠، ٣٦٨).
مؤلفان متأخر بر ابنشداد، چندان عنایتی به آثار او نشان ندادهاند. ظاهراً سبب این بیعنایتی آن بوده است که او را با بهاءالدین یوسف ابنرافع اشتباه گرفتهاند. به نظر میرسد که منشأ این اشتباه علاوه بر شهرت آن دو به ابنشداد، این باشد که هر دو در حلب نشو و نما یافته و هر دو به تألیف سِیَر ملوک پرداختهاند. شاید حاجی خلیفه با نسبت دادن کتاب الاعلاق الخطیرة... به ابنشداد یوسف بن رافع حلبی (١ / ١٢٥) نخستین کسی باشد که در این مورد دچار اشتباه شده و اشتباه او به آثار نویسندگان بعدی از عرب و فرنگی راه یافته است، تا آنجا که او را به کلی نادیده گرفته و در هیچجا چنانکه باید نامی از او نبردهاند (دهان، ١٣-١٤)، اما مؤلفان متأخرتر آن دو را با یکدیگر بازشناخته و اشتباهات پیش آمده را تصحیح کردهاند (کراچکوفسکی، ١ / ٣٦٩).
مآخذ
ابنشاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابنشحنه، محمد، الدر المنتخب فی تاریخ مملکة حلب، بهکوشش یوسف الیان سرکیس، بیروت، ١٩٠٩ م؛
ابنشداد، محمد بن علی، الاعلاق الخطیرة فی ذکر امراء الشام و الجزیرة ، بخش تاریخ مدینة دمشق، به کوشش سامی الدهان، دمشق، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٦ م؛
همان، بهکوشش یحیی عباره، دمشق، ١٩٧٨ م؛
ابنطولون، محمد، القائد الجوهریة فی تاریخ الصالحیة، بهکوشش محمد احمد دهان، دمشق، ١٤٠١ ق / ١٩٨٠ م؛
ابنفرات، محمد، تاریخ ابن الفرات، به کوشش قسطنطین زریق و نجلا عزالدین، بیروت، ١٩٣٩ م؛
بستانی؛
بغدادی ایضاح؛
همو، هدیه؛
حاجی خلیفه، کشف؛
دهان، سامی، مقدمه بر الاعلاق الخطیرة (نک : ابنشداد در همین مآخذ)؛
روزنتال، فرانتس، علم التاریخ عند المسلمین، ترجمۀ صالح احمد العلی، بغداد، ١٩٦٣ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
عباره، یحیی، مقدمه بر الاعلاق الخطیرة (نک : ابنشداد در همین مآخذ)؛
عمر، محمد عزت، فهرس المخطوطات المصورة فی مکتبة معهد التراث العلمی العربی، حلب، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
کراچکوفسکی، ایگناتی، تاریخ الادب الجغرافی العربی، ترجمۀ صلاحالدین عثمان هاشم، مسکو، ١٩٥٧ م؛
کمال محمد، فهرس المخطوطات المودعة فی خزانة معهد التراث العلمی العراقی، حلب، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
نعیمی، عبدالقادر، الدارس فی تاریخ المدارس، به کوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق / ١٩٤٨ م؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، حیدرآباد، ١٣٣٧- ١٣٣٩ ق؛
نیز:
Bankipore;
EI٢;
GAL, S;
Voorhoeve.
عبدالمحمد روح بخشان