دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥٧ - جسر، پیکار
جسر، پیکار
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِسْر، پِیْکار، مشهورترین پیکار میان ایرانیان و عربها مقارن عصر فتوحات و پیش از جنگ بزرگ قادسیه. این جنگ را قُس الناطف، المَرْوَحه، و القَرْقَس نیز نامیدهاند (نک : دنبالۀ مقاله). روایت عربی این واقعه از سیف بن عمر نقل شده است و روایتی ایرانی نیز از این جنگها در دست نیست تا از راه مقایسۀ آنها تصویری واقعیتر بتوان عرضه کرد؛ اما بیگمان دیدگاههای قبیلهای حاکم بر گزارش سیف ــ که در غالب روایات او مشهود است ــ صحت برخی جزئیات این گزارش را به تردید میاندازد.
حملۀ عرب به ولایت ایرانی عراق از ١٢ق / ٦٣٣م در پی جنگهای رده، در اوج پریشانیهای دستگاه ساسانی، به شکست و اضمحلال برخی پادگانهای ایرانی آن نواحی و سقوط بخشی از ولایت سواد منجر شد. چون یزدگرد رشتۀ امور را در دست گرفت، کارها اندکی به سامان آمد و به پایمردی رستم فرخزاد کوششهایی شد تا دهقانان و مردم سواد بر ضد عرب بشورند. نیز به تدارک لشکر برخاست تا مهاجمان را گوشمال دهد. این تحولات، مثنّى را واداشت تا به تن خویش به مدینه رود و ابوبکر را به گسیل لشکری برای نبرد با ایرانیان برانگیزد و خاصه اجازه دهد تا مرتدان توبهکار که به اسلام باز گشته بودند، در سپاه عرب شمشیر زنند. ابوبکر در بستر مرگ تقاضاهای مثنى را شنید و به عمر توصیه کرد که لشکری با او همراه کند (طبری، ٣ / ٤١٣-٤١٤؛ ابوعلی مسکویه، ١ / ٣٠٨-٣٠٩؛ اما روایت طبری که آورده است مقارن حضور مثنى در مدینه، آزرمیدخت بر ایران فرمان میراند، نباید درست باشد).
چون عمر به خلافت نشست، بیدرنگ دست به کار شد، اما حشمت و سطوت ایرانیان رعبی در دل عرب افکنده بود که هیچکس داوطلب پیکار با ایرانیان نشد (ابناثیر، ٢ / ٤٣٣؛ ابن جوزی، ٤ / ١٤٤-١٤٥). مثنى خود به تشویق و تحریک آنان برخاست و از پیروزیهای خود بر ایرانیان سخن گفت تا سرانجام ابوعبید بن مسعود ثقفی، پدر مختار، داوطلب شد و پس از آن، دیگر عربها نیز برخاستند و آماده شدند. عمر نیز ابوعبید را فرماندهـی داد (قس: ابناثیر، همانجا؛ ابنجـوزی، ٤ / ١٤٥؛ نیز نک : مسعودی، ٢ / ٣١٥) و سلیط بن قیس یا سعدبن عبید را جانشین او گردانید و ابوعبید را گفت نظر اصحاب و بزرگانی چون سلیط را محترم شمارد و بر رأی آنان کار کند؛ و مثنی بن حارثه را هم زیر دست او قرار داد (نک : بلاذری، ٣٥١، که اصلاً به حضور مثنى در مدینه اشاره نکرده است؛ ابوعلی مسکویه، ١ / ٣٠٧).
ابوعبید با سپاه به عراق آمد و به ناچار از همان آغاز با ایرانیان درآویخت و در چند جنگ کوچک، در باروسما و کسکر (سقاطیه) بر آنان غالب آمد. رستم که گویا هراسناک شده بود، به سرعت سپاه آراست و فرماندهی توانا چون بهمن جادویه (ه م) را که از سران امیران و حاکمان سواد به شمار میرفت، فرمانده آن گردانید و با درفش کاویانی به پیکار مهاجمان فرستاد (بلاذری، همانجا؛ ابوعلی مسکویه، ١ / ٣٠٩-٣١٠؛ مسعودی، ٢ / ٣١٧؛ یعقوبی، ٢ / ١٤٢). بهمن بیامد و در محلی موسوم به قس الناطف، بر ساحل شرقی فرات اردو زد. ابوعبید هم در المروحه، واقع بر غرب فرات فرود آمد. از یک روایت بلاذری برمیآید که همان وقت عربها به وحشت افتادند و سلیط از ابوعبید خواست که از عمر مدد خواهد (ص ٣٥١-٣٥٢). میان دو گروه پلی بر فرات قرار داشت (بلاذری، ٣٥١، ساخت آن را به مردم بانقیا به دستور ابوعبید و به روایتی پلی کهن دانستهاند که روایت اخیر درستتر مینماید و گویا ابوعبید آن را تعمیر کرد؛ نیز نک : مسعودی، ٢ / ٣١٥؛ ابناثیر، ٢ / ٤٣٨). بهمن که آمادۀ جنگ بود، ابوعبید را پیام داد که به این سوی آید یا خود به آن سوی میرود. یاران ابوعبید او را از عبور منع کردند، اما او آنها را ترسو خواند و از پل گذشت و با ایرانیان درآویخت (طبری، ٣ / ٤٥٦؛ بلاذری، همانجا؛ دینوری، ١١٣؛ ابوعلی مسکویه، ١ / ٣٠٩-٣١١). گفتهاند که ابوعبید چون از پل عبور کرد، دستور داد تا آن را ویران کردند و در این کار نیز سلیط و مسلمة بن اسلم به مخالفت برخاستند (مسعودی، ٢ / ٣١٦)، اما بلاذری (ص ٣٥٣) این کار را به ایرانیان نسبت داده است.
جنگ یک روز به درازا کشید و عربها روی به چیرگی نهادند، اما در پایان روز، پیلی که ابوعبیده او را زخم زده بود، وی را بینداخت و لگد کوب کرد. در پی آن بر اثر حملۀ ایرانیان، جانشینان ابوعبیده هم یکی پس از دیگری به قتل رسیدند. عربها به هم ریختند و روی به هزیمت نهادند. آوردهاند که عربی به نام عبدالله بن مرثد ثقفی، برای جلوگیری از گریز عرب، آن پل را ببرید؛ اما مثنی بنحارثه و سواران عرب به پیکار در ایستادند تا بقیۀ لشکر که مقتول و مغروق نشده بودند، از رود گذشتند و جان به سلامت بردند. در این جنگ چند تن از صحابه و بزرگان عرب چون سلیط بن قیس و ابوزید انصاری کشته شدند و مثنى هم زخم برداشت که چندی بعد بر اثر همان درگذشت. پیکار جسر در روز شنبه پایان رمضان سال ١٣ رخ داد (بلاذری، ١١٣-١١٤، ٣٥١-٣٥٢؛ طبری، ٣ / ٤٥٤-٤٥٩؛ مسعودی، ٢ / ٣١٦-٣١٧؛ ابوعلی مسکویه، ١ / ٣١٢؛ ابناثیر، ٢ / ٤٣٨-٤٤٠؛ قس: ابناعثم، ١ / ١٦٨-١٧٠؛ برای تاریخ جنگ، قس: طبری، ٣ / ٤٤٢). آوردهاند که بهمن میخواست کار مهاجمان را یکسره کند و به تعقیب آنان در آن سوی فرات رود، اما چون خبر رسید که در مداین میان ایرانیان نزاع برخاسته و گروهی بر رستم شوریدهاند، به ناچار بازگشت (ابناثیر، ٢ / ٤٤٠؛ ابنجوزی، ٤ / ١٤٨؛ طبری، ٣ / ٤٥٥) و از اینرو عربها به سرعت خود را بازیافته، به تدارک پیکارهای دیگر برخاستند.
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابناعثم کوفی، احمد، الفتوح، به کوشش محمد عبدالمعید خان، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران، ١٣٧٩ش / ٢٠٠١م؛
بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
طبری، تاریخ؛
مسعودی، علی، مروجالذهب، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م.
صادق سجادی