دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٩٨ - ابن حفصون
ابن حفصون
نویسنده (ها) :
سعیدالله قره بگلو
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٥ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حَفْصون، عمر بن حفصون بن جعفر بن شتيم (د ٣٠٦ ق/ ٩١٨ م)، از مخالفان سرسخت امويان اندلس. جد پدری وی يكی از زمينداران بود كه اسلام را پذيرفت (EI٢). پدرش با درآمد زمينهای نياكان خود روزگار میگذراند. از آنجا كه ابن حفصون نيز از مسيحيت به اسلام گرويده بود، در برخی مآخذ از او با نسبت «اسلامی» ياد شده است (ابنخطيب، ٣١). او در ريّه (اصطخری، ٤٢-٤٣) از توابع رُنده در اسپانيای جنوبی متولد شد. از آغاز زندگی او اطلاع روشنی در دست نيست. ابنحفصون بر سر ماليات، با عامل ريّه اختلاف پيدا كرد و به همين جهت زادگاه خود را به مقصد تيهرت (در شمال افريقا) ترك كرد و در آنجا نزد خياطی به كار پرداخت (ابن قوطيه، ١٠٩-١١٠؛ ابنحيان، چ بيروت، ٣٩٣). او بعد از مدتی به موطن خود در بازگشت و با گردآوری ناراضيان از حكومت امويان، در ٢٦٧ ق/ ٨٨١ م قيام بر ضد آن دولت را آغاز كرد (نويری، ٢٣/ ٣٩١). او كه دژ ببشتر را پايگاه و محل تجمع افراد خود قرار داده بود (حميدی، ٢/ ٤٧٦؛ ابنعذاری، ٣/ ٩٩) پس از اندك مدتی، سراسر كوهستانهای جنوب اسپانيا را تحت نفوذ خود درآورد و رهبری قيام ملی بر ضد امويان را به دست گرفت (EI٢). وی بيش از ٥٠ سال (ابنخطيب، همانجا) با ٤ تن از اميران اموی اندلس: محمد بن عبدالرحمن، منذر بن محمد، عبدالله بن محمد و عبدالرحمن بن محمد ملقب به الناصرلدين الله، به مبارزه پرداخت (حميدی، ١/ ٤٠-٤٢؛ نويری، ٢٣/ ٣٩١- ٣٩٨). بخش اعظم اين قيام با دوران حكومت عبدالله بن محمد (٢٧٥-٣٠٠ ق/ ٨٨٨-٩١٣ م) مصادف بوده است. بعد از روی كار آمدن عبدالله، ابن حفصون با تجهيز ٠٠٠‘٣٠ سپاهی از مردمِ اندلس (ابن عبدربه، ٤/ ٤٩٧؛ ابنخطيب، همانجا) با وی به نبرد پرداخت. اگر چه عبدالله بارها وی را در قلعۀ ببشتر محاصره كرد، اما نتوانست كار اين قيام را يكسره كند. عبدالرحمن سوم، جانشين عبدالله نيز به سركوب ابن حفصون ــ كه نه تنها خاندان اموی بلكه حكومت اسلام و گسترش آن در اسپانيا را مورد تهديد قرار داده بود ــ همت گماشت (ابن خطيب، ٢٨-٣٠؛ نويری، ٢٣/ ٣٩٦- ٣٩٨). سرانجام با درگذشت ابن حفصون (ابن خطيب، ٣٢) قيام وی نيز پايان يافت. اگرچه جعفر، يكی از فرزندان او، كار پدر را پی گرفت، ليكن موفق نشد و در ٣١٦ ق/ ٩٢٨ م اين ناآراميها كلاً خاتمه يافت (نويری، ٢٣/ ٣٢-٣٤).
قيام ابنحفصون، چندان مورد پسند مورخان مسلمان واقع نشده و وی از آنجا كه به پشتيبانی و حمايت مسيحيان تكيه داشت، به بددينی و ارتداد متهم شده است (ابن حيان، چ پاريس، ٣/ ٥١). به اين جهت از او با القاب زنندهای چون مرتد، مارق (ابن عبدربه، ٤/ ٤٩٦-٤٩٧)، فاسق ولعين (ابنحيان، همان، ٣/ ٥٤) ياد شده است. آنچه مسلم است، اينكه ابنحفصون در رأس مخالفان خاندان اموی قرار داشته و به منظور نجات كشور خود قيام كرده است. وی در قيام خود دو هدف سياسی داشت: نخست بيرون راندن امويان از اندلس و ديگر جانشين كردن بنی عباس به جای آنان (ابنخلدون، ٤(٢)/ ٢٩٣) و به همين منظور درصدد ايجاد رابطه با اميران شمال افريقا بوده است (همانجا).
مآخذ
ابن حيان، حيان بن خلف، المقتبس، به كوشش ملشور آلتونيا، پاريس، ١٩٣٧ م؛
همان، به كوشش محمود علی مكی، بيروت، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
ابن خطيب، محمد بن عبدالله، كتاب اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦ م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن عذاری، محمد بن محمد، البيان المُغرب، به كوشش راينهارت دوزی، ليدن، ١٨٤٩ م؛
ابن قوطيه، محمد بن عمر، تاريخ افتتاح الاندلس، به كوشش عبدالله انيس الطباع، بيروت، ١٩٥٧ م؛
اصطخری، ابراهيم بن محمد، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٢٧ م؛
حُميدی، محمد بن ابی نصر، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهيم ابياری، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
نويری، احمد بن عبدالوهاب، نهاية الارب، به كوشش احمد كمال زكی و محمد مصطفی زياده، قاهره، ١٩٨٠ م؛
نيز:
EI٢.
سعیدالله قرهبگلو