دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٨ - امیرک بیهقی
امیرک بیهقی
نویسنده (ها) :
ابوالفضل خطیبی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمیرَكِ بِیْهَقی، ابوالحسن احمد بن محمد (د شوال ٤٤٨/ دسامبر١٠٥٦)، از دیوانسالاران غزنوی. وی از خاندان مشهور و متنفذ عنبریان بیهق بود كه دبیران و عالمان معروفی از آن برخاستند. نیای او، ابوزكریا عنبری از محدثان به شمار میآمد (بیهقی، علی، ١١٩-١٢٠) و برادر امیرك خواجه ابونصر دبیر به روزگار غزنویان صاحب برید ری بود و برادر دیگرش خواجه ابوالقاسم دبیر، نیابت ابونصر مشكان، رئیس دیوان رسائل را برعهده داشت (همو، ١٢١؛ بیهقی، ابوالفضل، ٦٠٥).
امیرك نیز خود در جوانی به روزگار سلطان محمود (حك ٣٨٨-٤٢١ ق/ ٩٩٨-١٠٣٠م) در دیوان رسائل پیشۀ دبیری داشت و چون احمد ابن حسن میمندی از وزارت بر افتاد و زندانی شد (٤١٦ق/ ١٠٢٥ م)، امیرك مأمور بركناری ابوعبدالله پارسی از گماشتگان میمندی و صاحب برید بلخ شد و بدانجا رفت و او را گرفت و خود بدان مقام نشست (همو، ١٩٣، ٤٣٢، ٤٥٤). در ٤٢٣ ق/ ١٠٣٢ م به فرمان سلطان مسعود (حك ٤٢١-٤٣٢ ق)، امیرك به عنوان صاحب برید با لشكری كه سلطان به یاری آلتونتاش خوارزمشاه بر ضد علی تگین، امیر قراخانی ماوراءالنهر فرستاد، همراه بود. امیرك پس از كشته شدن آلتونتاش در آن نبرد، به غزنه بازگشت، اما احمد بن حسن میمندی كه در این ایام به وزارت مسعود نشسته بود و در ماجرای فرو گرفتن ابوعبدالله پارسی به امیرك كینه میورزید، نزد سلطان سعایتها كرد تا مسعود او را از ریاست برید بلخ عزل كرد؛ با اینهمه، او را «قوی دل كرد كه شغل بزرگتر فرماییم و از تو ما را خیانتی ظاهر نشده است» (همو، ٤٣٦-٤٣٧، ٤٤٢، ٤٥٤). در ربیعالاول ٤٣٠/ دسامبر ١٠٣٨ چون ابوالقاسم دبیر، صاحب برید بلخ درگذشت، امیرك بار دیگر از سوی سلطان بدان مقام گمارده شد (همو، ٧٤٧).
به گفتۀ ابوالفضل بیهقی (ص ٨٦٩-٨٧٢، ٨٧٩-٨٨١) در ٤٣٢ق كه سلجوقیان به بلخ تاختند، امیرك با همراهی والی خُتَّلان و عیارانی كه فراخوانده بود، به مقابله با مهاجمان برخاست و اخبار تاریخ بیهق (بیهقی، علی، ١٢٠) گویای آن است كه او ١٥ سال از دژ ترمذ (شهری بر كرانۀ جیحون) در برابر سلجوقیان دفاع كرد؛ اما ادامۀ همین گزارش كه امیرك در سلطنت مودود غزنوی (٤٣٢-٤٤٠ ق/ ١٠٤١- ١٠٤٨ م) ریاست دیوان رسائل را در غزنه برعهده داشت و نیز گزارش حسینی، مورخ دورۀ سلجوقی مبنی بر اینکه امیرك در حدود سال ٤٣٥ ق/ ١٠٤٤ م دژ ترمذ را به چغری بیك داوود و پسرش الب ارسلان تسلیم كرد (ص ٧١-٧٢؛ نیز نک : نورالدین، ٧١)، نشان میدهد كه در زمان این پایداری مبالغه شده است (نک : بارتولد، ١/ ٦٣٩؛ بازورث، ١٠-١١, ٢٥)؛ امیرك چون دریافت خراسانیان از پایداری غزنویان در مقابله با سلجوقیان ناامید شدهاند، بیمقاومتی دژ را تسلیم مهاجمان كرد. گفتهاند كه چغری بیك بر آن شد تا امیرك را به وزارت خویش برگمارد، اما او گفت: «خدمت كسی نکنم كه در عهد گذشته او را مطیع و مأمور خویش دیده باشم» (بیهقی، علی، همانجا). امیرك پس از آنکه املاك خود را در بیهق به ابوعلی بن شاذان، وزیر چغری بیك واگذارد، به غزنه به دربار غزنویان روی آورد (حسینی، ٧٢؛ نیز نک : بازورث، ١٠-١١). او در روزگار سلطان مودود و سلطان عبدالرشید غزنوی (حك ٤٤٠-٤٤٣ ق/ ١٠٤٨-١٠٥١ م) ریاست دیوان رسائل را برعهده داشت و در دوران سلطنت فرخزاد (٤٤٣-٤٥١ ق) دبیر دیوان سلطان بود. امیرك در اواخر عمر از كارهای دیوان كناره جست (بیهقی، علی، ١٢٠-١٢١؛ ابن اثیر، ٩/ ٦٣٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
بارتولد، و.و.، تركستاننامه، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥٢ ش؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به كوشش علیاكبر فیاض، مشهد، ١٣٥٠ ش؛
بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به كوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣١٧ ش؛
حسینی، علی، زبدة التواریخ، به كوشش محمد نورالدین، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
نورالدین، محمد، حاشیه بر زبدة التواریخ (نک : هم ، حسینی)؛
نیز:
Bosworth, C. E. The Later Ghaznavids: Splendour and Decay, New York, ١٩٧٧.
ابوالفضل خطیبی