دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٦٤ - جعفرخان مشیرالدوله
جعفرخان مشیرالدوله
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْفَرْخانِ مُشیرُالدّوله (د ١٢٧٩ق / ١٨٦٢م)، مـلـقـب بـه مهندس باشی از رجال سیاسی دورۀ قاجار، و پسر میرزا محمدتقی وزیر و برادرزادۀ حاجی میرزاحسن، پدر میرزا بزرگ قائممقام اول. او از اواسط دورۀ فتحعلیشاه تا دهههای میانی پادشاهی ناصرالدین شاه، مناصب و مشاغلی عالی داشت. نخست زیردست میرزا بزرگ (میرزا عیسى) قائممقام و فرزندش میرزا ابوالقاسم قائممقام تربیت شد و به خدمات دیوانی اشتغال یافت ( نامهها ... ، ٢٨٤؛ بامداد، ١ / ٢٤١؛ مشیری، محمد، مقدمه بر ... ، ٨- ٩). میرزا جعفرخان نخستین کسی است که در دورۀ قاجار به مشیرالدوله ملقب شد. این لقب از آن پس بیشتر به وزرای خارجۀ ایران تعلق یافت (مستوفی، ١ / ٩٠، نیز حاشیۀ ١) و اعقاب وی بعدها نام خانوادگی مشیری را برگزیدند.
جعفرخان مشیرالدوله نخست در تبریز به تحصیل علم پرداخت. در ١٢٣٠ق / ١٨١٥م در زمرۀ ٥ تن از جوانانی بود که عباس میرزا نایبالسلطنه آنها را برای تحصیل علوم جدید به انگلستان فرستاد. میرزاصالح شیرازی یکی از این ٥ تن، در سفرنامۀ مفصلی که از خود بر جای نهاده، بارها از جعفرخان و کارهـای وی سخن بـه میـان آورده است (مثلاً نک : ١ / ٨٢، ١٥٨، ١٦٠، ١٦٧؛ دربارۀ احوال تحصیلی این گروه، نک : اقبال، «کتاب حاجیبابا ... »، ٤٠-٤١؛ بامداد، ١ / ٢٤١، ٢٤٢).
هریک از این ٥ تن به فراگیری یکی از دانشهای آن روز پرداختند و میرزا جعفرخان به آموختن مهندسی و ریاضی روی آورد. این گروه ــ که از آنان به عنوان نخستین کاروان معرفت یاد میشود ــ پس از ٤ سال اقامت و علمآموزی در ١٢٣٤ق / ١٨١٩م به ایران بازگشتند. عباس میرزا هریک را به کاری گماشت و لقبی بخشید و جعفرخان لقب مهندس باشی گرفت و قریۀ «ورنکش» در گرمرود میانج به عنوان تیول به او داده شد (مشیری، چنگیز، ٣٤٩؛ بامداد، ١ / ٢٤٢؛ اقبال، همانجا). میرزا جعفرخان در لندن علاوه بر مهندسی عمومی، امور مهندسی نظامی از قبیل قلعهسازی و توپخانه را هم به خوبی آموخته بود و از اینرو در بازگشت سخت مورد توجه عباس میرزا قرار گرفت (مشیری، محمد، همان، ١٠).
مشیرالدوله پس از چند سال اقامت در تبریز و انجام خدمات متعدد، در ١٢٥٢ق / ١٨٣٦م از سوی محمدشاه به عنوان سفیر ایران در دربار عثمانی منصوب شد و به استانبول رفت. این مأموریت ٧ سال به درازا کشید. نخستین مأموریت او در این سمت تعیین تکلیف شاهزادگان فراری اردبیل بود (شیبانی، ٧٤). از جمله حوادث این دوره، حملۀ علیرضا پاشا والی بغداد به خرمشهر (محمره)، و غارت و تجاوز وی بود که مورد اعتراض شدید میرزا جعفرخان واقع شد ( نامهها، ٢٨٥؛ مشیری، محمد، همان، ١٠-١١)؛ اما چون عثمانیها وقعی ننهادند و محمره را از توابع بغداد شمردند، میرزا جعفرخان استانبول را ترک کرد و روانۀ ایران شد و حاج میرزا آقاسی صدراعظم را به فتح بغداد برانگیخت (سپهر، ١ / ٢٩٩-٣٠٠).
در ١٢٦٠ق / ١٨٤٤م مقرر شد برای جلوگیری از حوادث مشابه مذاکراتی دربارۀ تعیین سرحدات دو کشور آغاز شود و کنفرانسی به این منظور در ارزنةالروم تشکیل گردید. میرزا جعفرخان به عنوان نمایندۀ ایران تعیین شد؛ اما چون به تبریز رسید، به سختی بیمار شد و به جای او میرزا تقی خان (امیرکبیر) به ارزنةالروم رفت تا مذاکرات را دنبال کند (مشیری، محمد، همان، ٢٢-٢٣؛ نامهها، ٢٨؛ اقبال، «میرزا سیدجعفرخان ... »، ٤٥؛ بامداد، ١ / ٢٤٢-٢٤٣).
جعفرخان مشیرالدوله در آخرین سال پادشاهی محمدشاه به وزارت خارجۀ ایران منصوب شد (خورموجی، ٣٥). پس از مرگ محمدشاه، ناصرالدین شاه پیش از حرکت به تهران با تصویب میرزا تقی خان، مشیرالدوله را به کارپردازی «مهام خارجه» مأمور اقامت در تبریز کرد (همو، ٤٣؛ اقبال، همان، ٤٧).
چون کنفرانس ارزنةالروم پایان گرفت، مقرر گردید «کمیسیون تحدید حدود» برای تعیین دقیق سرحدات و مرزها تشکیل شود و مشیرالدوله به عنوان نمایندۀ ایران با درویش پاشا نمایندۀ عثمانی به بغداد روند و از آنجا همراه نمایندگان انگلیس و روسیه روانۀ محمره شوند (ریاضی، ٤١؛ شیبانی، ١٠٠؛ صفایی، مرزها ... ، ١٨، نیز حاشیه). مشیرالدوله در این مذاکرات درایت تمام نشان داد و نیز نمایندگان روس و انگلیس را از نزدیک با تجاوز دولت عثمانی به خاک ایران آشنا کرد (صفایی، همان، ١٩). عثمانیان نیز پیوسته در مذاکره اخلال میکردند، چنانکه در ربیعالاول ١٢٦٥ / ژانویۀ ١٨٤٩ ناحیۀ قُطور و اطراف آن را به تصرف درآوردند تا از موضع محکمتر به مذاکره بپردازند (آدمیت، ٥٨٢، ٥٨٥). از سوی دیگر میرزا تقی خان پیوسته ناظر بر مذاکرات بود و مشیرالدوله گزارش کارها را طی چند ماهی که مشغول مذاکره بود، مرتباً برای او میفرستاد (مشیری، محمد، «اسناد ... »، ١٢٨-١٢٩).
جعفرخان در دوران اقامت طولانی در عثمانی کوشید با بعضی دول اروپایی که در عثمانی سفارت داشتند، مناسبات سیاسی ایجاد کند. از آن جمله، ضمن ملاقاتهایی با «بارون فرانسوا جان» وزیر مختار بلژیک قرارداد دوستی و تجاری بین ایران و بلژیک به امضا رساند. این قرارداد در یک مقدمه و ٧ ماده است و در ٢٥ جمادیالاول ١٢٥٧ق / ١٤ ژوئیه ١٨٤١م به امضای طرفین رسید. متن کامل آن را اعتمادالسلطنه نقل کرده است (١ / ٩٣١-٩٣٤؛ نیـز نک : سپهـر، ٣ / ٣٠ بب ؛ شـمیـم، ٢٠٠-٢٠٢؛ خورموجی، ٣٢). همچنین طی مذاکره با سفیر اسپانیا ــ آنـاتـولیـوس دو کـاردو ــ قـرارداد دوستـی و تجاری با آن کشور هم در ٢٠ محرم ١٢٥٨ق / ٣ مارس ١٨٤٢م به امضاء رساند (ریاضی، ١٣-١٤؛ اعتمادالسلطنه، ١ / ٩٣٥-٩٣٨؛ قرارها ... ، ١٣٣- ١٣٦).
ناصرالدین شاه پس از عزل میرزا آقاخان نوری از صدارت در صفر ١٢٧٥ / سپتامبر ١٨٥٨، تصمیم داشت دیگر صدراعظم انتخاب نکند؛ پس ٦ وزارتخانه به نامهای داخله، خارجه، جنگ، مالیه، عدلیه و وظایف تشکیل داد و برای هریک وزیری منصوب کرد و مشیرالدوله را به ریاست شورای دولتی یعنی سرپرست همۀ وزارتخانههای مذکور برگزید که در حقیقت نوعی صدارت عظمى بود (مستوفی، ١ / ٩٠؛ بامداد، ١ / ٢٤٣؛ مشیری، چنگیز، ٣٥٣). شاه در ١٢٧٧ق، مشیرالدوله را با حفظ سمت به عنوان سفیر فوقالعادۀ ایران روانۀ لندن کرد. این مأموریت یک سال به طول انجامید (اقبال، همان، ٤٨؛ بامداد، ١ / ٢٤٤).
مشیرالدوله در اواخر سال ١٢٧٨ق علاوه بر ریاست شورای دولتی، به تولیت آستان قدس رضوی گماشته شد و به خراسان رفت، اما در این مقام دیری نپایید؛ پس از چند ماه اقامت در مشهد به بیماری گرفتار شد و در جمادیالآخر ١٢٧٩ / نوامبر ١٨٦٢ در آن شهر رخت از جهان بربست. پیکرش را در رواق دارالحفاظ آستانه به خاک سپردند (اقبال، همان، ٤٨، ٥٠؛ مشیری، محمد، مقدمه بر، ١٣، ١٥؛ مشیری، چنگیز، ٣٥٤).
میرزا جعفرخان در دوران کوتاه نیابت تولیت، خدمات شایستهای انجام داد و در باب نگهداری چاپارخانهها، مهمانخانهها و آب انبارهای بین راهها اقداماتی کرد (آدمیت، ٣٣٩-٣٤٠)؛ نیز دو در نقرهپوش از چوب شمشاد برای حرم امام رضا(ع) ساخت و نصب کرد (مشیری، محمد، همان، ١٤-١٥).
از مشیرالدوله تنها یک فرزند پسر به نام محمد صادق خان بر جای ماند. او در حیات پدر به مقام سرتیپی رسید و شهرتی پیدا کرد (مشیری، چنگیز، ٣٥٥). خاندان مشیری همگی از اعقاب این فرزند مشیرالدوله اند.
جعفرخان مشیرالدوله در شمار شخصیتهای برجسته، وطنپرست، باهوش و کاردان عصر قاجار است. امیرکبیر به پاکدامنی و صحت و شایستگی او در امور سیاسی اعتقاد راسخ داشت (آدمیت، ٢٠٨). او در همۀ مأموریتها با جدیت از منافع وطن حفاظت میکرد (اقبال، همان، ٥٠). اقدامات متعدد او در دوران سفارت عثمانی و مأموریت برای تعیین حدود همگی دلیل بر صحت این قول است. جعفرخان در این مدت گزارشهای متعدد و دقیقی از تصمیمات خود و مسائل فیمابین دو کشور برای وزارت خارجه و شخص ناصرالدین شاه ارسال میکرد که همه نشاندهندۀ تبحّر و دقت نظر او ست. برخی از مکتوبات وی که مربوط به دورۀ مأموریت اخیر او ست، در شمار اسناد وزارت خارجۀ ایران به طبع رسیده است (نک : گزیدۀ اسناد ... ، ٢ / ١٠٣ بب ، ٣٨٨، ٣ / ٤٣٢، جم ؛ صفایی، یکصد سند ... ، ٨٣-٨٥).
میرزا جعفرخان در ١٢٦٨ق که در مرزهای غرب و خوزستان مأموریت داشت، در شوشتر و شهر باستانی شوش چند بنای مربوط به عصر هخامنشیان را شناسایی کرد و شماری سکه نیز از سدۀ ١ق کشف نمود و اهمیت آنها را دریافت و به تهران ارسال کرد (اعتمادالسلطنه، ٢ / ١١٢٥؛ ریاضی، ٥٤-٥٥).
تألیفات
از مشیرالدوله چند اثر مفید بر جای مانده، اما مهمترین اثر او همان رسالۀ تحقیقات سرحدیه است که ماحصل فشردۀ گزارشهای او در دورۀ مأموریت تعیین سرحدات است که با دقت و مسئولیت تمام مسائل فیمابین را برای مسئولین وزارت خارجه روشن ساخته، و حاصل توافقات را تدوین کرده و به مرکز ارسال نموده است. رسالۀ تحقیقات سرحدیه در نوع خود اثری کمنظیر است و از همان زمان تألیف مورد استفادۀ رجال و سیاستمداران قرار گرفت و چند بار گزیدهها و خلاصههایی از آن تهیه شد و گاه در حل برخی مسائل مرزی مورد استناد قرار میگرفت، چنانکه فرخ خان امینالدوله در یکی از مکتوبات خود در خصوص تعریف سدّ ناصری به آن ارجاع داده است (مجموعۀ اسناد ... ، ٣ / ١٢٧). غیر از انتشار دو گزیده از آن ( گزیدۀ اسناد، ١ / ٣٠٧ بب ؛ مشیری، محمد، «اسناد ... »، ١٢٨-١٢٩)، متن کامل آن را نیز بنیاد فرهنگ ایران چند دهه پیش چاپ کرده است.
از مشیرالدوله بهجز رسالۀ تحقیقات سرحدیه چند اثر دیگر نیز بدین شرح در دست است:
١. طرز حکومت ایران و مقایسۀ آن با حکومتهای اروپا. وی این اثر را به ناصرالدین شاه تقدیم کرده است. نسخۀ خطی آن به شمارۀ ٧٩٤ در کتابخانۀ وزارت خارجه موجود است و تاکنون به چاپ نرسیده است.
٢. کتاب حساب یا خلاصة الحساب، که وی آن را به شیوهای جدید نوشته، و در ١٢٦٢ق در تهران به چاپ سنگی رسانده است.
٣. کتابچۀ سفارت میرزا جعفرخان مشیرالدوله، که آن را در محرم ١٢٥٥ به حاجی میرزا آقاسی تقدیم داشته است و نسخۀ خطی آن هماکنون در کتابخانۀ وزارت امور خارجۀ ایران نگهداری میشود.
٤. جغرافیای جهان. این کتاب نیز تا کنون به طبع نرسیده است (مشیری، محمد، مقدمه بر، ١٤؛ نامهها، ٢٨٥-٢٨٦).
مآخذ
آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، ١٣٥٤ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، «کتاب حاجی بابا و داستان نخستین محصلین ایرانی در فرنگ»، یادگار، تهران، ١٣٢٣ش، س ١، شم ٥؛
همو، «میرزا سید جعفر خان مشیرالدوله»، همان، ١٣٤٢ش، س ٢، شم ٦؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٤٧ش؛
خورموجی، محمدجعفر، حقایق الاخبار ناصری، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، ١٣٤٤ش؛
ریاضی هروی، محمدیوسف، عین الوقایع، به کوشش محمد آصف فکرت، تهران، ١٣٧٢ش؛
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به کوشش محمدباقر بهبودی، تهران، ١٣٤٤ش، ج ١، ١٣٥٣ش، ج ٣؛
شمیم، علیاصغر، ایران در دورۀ سلطنت قاجار، تهران، ١٣٤٢ش؛
شیبانی، ابراهیم، منتخب التواریخ، تهران، ١٣٦٦ش؛
شیرازی، میرزاصالح، مجموعۀ سفرنامهها، به کوشش غلامحسین میرزاصالح، تهران، ١٣٦٤ش؛
صفایی، ابراهیم، مرزهای ناآرام، تهران وزارت فرهنگ و هنر؛
همو، یکصد سند تاریخی، تهران، انتشارات بابک؛
قرارها و قراردادها، به کوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٢ش؛
گزیدۀ اسناد سیاسی ایران و عثمانی، تهران، ١٣٦٩-١٣٧٠ش؛
مجموعۀ اسناد و مدارک فرخ خان امینالدوله، به کوشش کریم اصفهانیان، تهران، ١٣٥٠ش؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٦٠ش؛
مشیری، چنگیز، «میرزا سید جعفرخان مشیرالدوله»، نامۀ فرهنگ، تهران، ١٣٣١ش، س ١، شم ٨؛
مشیری، محمد، «اسناد و مکاتبات تاریخی»، مجلۀ بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٤٦ش، س ٢، شم ١؛
همو، مقدمه بر رسالۀ تحقیقات سرحدیۀ جعفرخان مشیرالدوله، تهران، ١٣٤٨ش؛
نامههای سیاسی و تاریخی سیدالوزراء قائممقام فراهانی، به کوشش جهانگیر قائممقامی، تهران، ١٣٥٨ش.
علی آل داود