دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٤ - بلعرب بن سلطان
بلعرب بن سلطان
نویسنده (ها) :
رضا ناظمیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلْعَرَبِ بْنِ سُلْطان (د ١١٠٤ق / ١٦٩٣م)، سومین امام یعربیها از اباضیان عُمان و جانشین و فرزند سلطان بن سیف (بلعرب احتمالاً مخفف ابوالعرب، و کنایه از بخشندگی است). او پس از وفات پدرش در ١٠٩١ق / ١٦٨٠م در قلعۀ نزوى حکومت را در دست گرفت و مردم با او بیعت کردند (حمید، الفتح...، ٢٩٣؛ زرکلی، ٢ / ٧٣). بلعرب در یبرین (جبرین) قلعه و قصری استوار و بزرگ بنا کرد و آنجا را مقر خود ساخت (حمید، الشعاع...، ٢٦٦؛ نیز نک : گراتس، .(٧ او اندکی بعد به توصیۀ عمر ابن سعید جربی، یکی از علمای اباضیۀ مغرب آنجا را به مرکزی علمی تبدیل کرد و دانشمندان و ادیبان را برای فعالیت علمی و آموزش دانشپژوهان در آنجا گرد آورد و مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار داد، چنانکه بهتدریج به عنوان بزرگترین مرکز علمی عمان مشهور شد و دانشمندان و مفتیان بسیاری در آنجا پرورش یافتند که از جملۀ آنان خلف بن سنان غافری و سعید بن محمد بن عبیدان و راشد بن خمیس حبسی را میتوان نام برد (سالمی، ٢ / ٨١-٨٥؛ حصاد...، ١ / ٢٨٨).
اما در عرصۀ سیاسی بلعرب با طغیان سیف برادر کوچکتر خود روبهرو شد که هوادارانی گردآورد و بخشی از قلمرو بلعرب را تسخیر کرد و بسیاری از علما و فقها و بزرگان عمان را به سبب حمایت از او مجازات کرد. نفوذ سیف در میان مردم نزوى به تدریج گسترش یافت، تا جایی که چون بلعرب یک بار به دلیل نامعلومی از نزوى خارج شد و به سمت مناطق شمالی رفت، به هنگام بازگشت، اهالی قلعه از ورودش جلوگیری کردند و وی مجبور شد به قلعۀ یبرین برود. از آن پس، اکثر مردم عمان امامت سیف را پذیرفتند و با او بیعت کردند. به گزارش برخی از منابع، گروهی از مردم که به امامت بلعرب اعتقاد داشتند، ناچار و از روی تقیه با سیف دست بیعت دادند (حمید، همان، ٢٦٩، الفتح، ٢٩٣-٢٩٤).
سیف مهمترین قلعههای عمان را به تصرف درآورد و سپس به طرف قلعۀ جبرین که بلعرب در آنجا پناه گرفته بود، حرکت کرد. در جنگ خونینی که میان او و سپاهیان بلعرب درگرفت، شمار زیادی از دو طرف کشته شدند. آنگاه هواداران بلعرب و سیف تصمیم گرفتند که دست از جنگ بردارند، تا دو برادر با یکدیگر روبهرو شوند و هرکس پیروز شد، مردم به عنوان امام با وی بیعت کنند. گفتهاند که وقتی بلعرب از تصمیم مردم آگاه شد، وضو ساخت و دو رکعت نماز گزارد و از خداوند طلب مرگ کرد و چون دعایش به پایان رسید، سر به سجده نهاد و دار فانی را وداع گفت. آنگاه سیف به قلعه رفت و بر جنازۀ برادر، نماز گزارد و او را در نزدیکی قلعۀ جبرین به خاک سپرد (سیابی، ٣ / ٢٥١-٢٥٢؛ حمید، الشعاع، ٢٦٩-٢٧٠؛ فیلیپس، .(٤٨
پس از مرگ بلعرب بسیاری از علما و بزرگان عمان، سیف را «باغی» شمردند و بر امامت بلعرب باقی ماندند (حمید، همان، ٢٧٠؛ دربارۀ روابط و تحولات سیاسی و اقتصادی در عصر بلعرب، نک : ویلکینسن، ٤٨, ٢١٩-٢٢٠). نویسندگان متعدد بلعرب را به سخاوت و دلیری و دادگستری ستودهاند. وی شعر نیز میسرود و ابیاتی از اشعار او در برخی از منابع آمده است (همو، الفتح، ٢٩٣؛ سیابی، ٣ / ٢٦٥).
مآخذ
حصاد ندوة الدراسات العمانیة، مسقط، ١٩٨١م؛
حمیدبن محمد، الشعاع الشائع باللمعان، به کوشش عبدالمنعم عامر، عُمان، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
همو، الفتح المبین، به کوشش عبدالمنعم عامر و محمد مرسی عبدالله، مسقط، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
زرکلی، اعلام؛
سالمی، عبدالله، تحفة الاعیان بسیرة اهل عمان، مکتبة الاستقامة؛
سیابی، سالم، عمان عبرالتاریخ، مسقط، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛
نیز:
Graz, L., The Omanis Sentinels of the Gulf, London, ١٩٨٢;
Phillips, W., Oman, a History, Beirut, ١٩٧١;
Wilkinson, J. C., The Imamate Tradition of Oman, London etc., ١٩٨٧.
رضا ناظمیان