دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٠ - چقمق بن عبدالله
چقمق بن عبدالله
نویسنده (ها) :
علی اکبر رنجبر کرمانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چَقْمَقِ بْنِ عَبدُالله، ابوسعید (د ٣ صفر ٨٥٧ ق / ١٣ فوریۀ ١٤٥٣م)، ملک ظاهر، دهمین پادشاهِ سلسلۀ ممالیک چرکسی در مصر، شام و حجاز.
وی مملوکی چرکس بود که در کودکی اسیر شد و صاحبش او را به مصر آورد. امیر علی بن اینال، از رجال ممالیک او را خرید و به خدمت گرفت (ابنتغری بردی، المنهل ... ، ٤ / ٢٧٥؛ سخاوی، الضوء ... ، ٣ / ٧١). بنابر روایت مشهور، چقمق بهواسطۀ برادر بزرگترش، معروف به جارکس (چرکس) مصارع (= کُشتیگیر) ــ که در خدمت ملک ظاهر برقوق بود ــ به سلطان معرفی شد و چون ظاهر خواستار وی گردید، امیرعلیبناینال او را به ملک ظاهر برقوق بخشید (ابن تغری بردی، همان، ٤ / ٢٧٥، ٢٧٦؛ شوکانی، ١ / ١٨٤). چقمق در دستگاه برقوق چندان ترقی کرد که در زمرۀ خاصگیان او درآمد (همانجاها)؛ اما در زمان ملک ناصر فرج، بهسبب شورش و سرکشی برادرش جارکس، به او نیز بدگمان شدند و به زندان افتاد، اگرچه به شفاعت پدر ابنتغریبردی آزاد شد (ابن تغری بردی، همان، ٤ / ٢٧٦-٢٧٧، النجوم ... ، ١٥ / ٢٦٠). چقمق همچنان مراحل ترقی را پیمود تا در زمان ملک اشرف برسبای به حاجبی و میرآخوری و ولایت حلب رسید (همو، المنهل، ٤ / ٢٧٧- ٢٧٨؛ ابن صیرفی، ٣ / ١٧، ١٩؛ سخاوی، الذیل ... ، ٥٩٤) و در ٨٣٩ ق / ١٤٣٥م برسبای او را به اتابکی عساکر منصوب کرد (ابنصیرفی، ٣ / ٣٣٢؛ ابن تغری بردی، النجوم، ١٥ / ٦٥؛ سخاوی، همانجا؛ ابن ایاس، ٢ / ١٥٤).
پس از مرگ برسبای (١٣ ذیحجۀ ٨٤١ ق / ٧ ژوئن ١٤٣٨م) و جانشینی فرزند نوجوانش ملک عزیز یوسف، چقمق بنابر وصیت برسبای، همچنان بر منصب پیشین بود (مقریزی، ٧ / ٣٥٨؛ ابن تغری بردی، همان، ١٥ / ١٠٣؛ سخاوی، همان، ٦٠٨؛ ابنایاس، ٢ / ١٨٨).
مرگ برسبای و ناتوانی ملک عزیز یوسف، امور را پریشان کرد و میان سران ممالیک و بزرگان دولت اختلاف پدید آمد (نک : ابن صیرفی، ٣ / ٤٢٠، ٤٣٨؛ مقریزی، ٧ / ٣٧٥-٣٨١؛ ابنتغریبردی، المنهل، ٤ / ٢٧٩-٢٨٣، النجوم، ١٥ / ١٠٥، ٢٣٧-٢٥٠). سرانجام به تمهید امیرقرقماس ــ از رجال طرفدار چقمق ــ خلیفۀ عباسی معتضد باللٰه و قاضیان مذاهب چهارگانه و شماری دیگر از بزرگان در محضر چقمقگرد آمدند (١٩ ربیعالاول ٨٤٢ ق / ٩ سپتامبر ١٤٣٨م) و پس از بحث پیرامون پریشانی اوضاع و نوجوانی و ناتوانی ملک عزیز، وی را از سلطنت خلع، و همگی با چقمق بهعنوان سلطنت بیعت کردند (مقریزی، ٧ / ٣٨٢؛ ابنتغری ـ بردی، المنهل، ٤ / ٢٨٣؛ ابن شاهین، ٢(٥) / ٥٣). چقمق لقب الظاهر ابوسعید را برای خویش برگزید (همانجا).
ملک ظاهر چقمق در سال نخست سلطنت، با شورش هوادار پیشین خود ، امیر قرقماس، اتابک عساکر، روبهرو شد (نک : ابن تغری بردی، النجوم، ١٥ / ٢٦٤-٢٧٧)، اما توانست شورش قرقماس را سرکوب و او را دستگیر کند. قرقماس به اسکندریه فرستاده شد و در آنجا به فرمان چقمق و فتوای قاضی مالکی، وی را گردن زدند (سخاوی، همان، ٦١٥-٦١٦؛ ابن شاهین، ٢(٥) / ٥٧، ٦٥؛ ابن ایاس، ٢ / ٢٠٢؛ ابن سباط، ٢ / ٧٩٣).
در رمضان همان سال (٨٤٢ ق / ١٤٣٩م) والیان حلب و دمشق سر به شورش برداشتند (نک : مقریزی، ٧ / ٣٩٨-٤٠٢؛ ابنتغریبردی، المنهل، ٤ / ٢٨٨؛ ابنسبـاط، همـانجـا). همزمانْ یوسف ــ پادشاه نوجوان پیشین که تحت الحفظ بهسر میبرد ــ با دستیاری شماری از خادمان و هواداران خود گریخت و پنهان شد (مقریزی، ٧ / ٤٠٣؛ ابنایاس، ٢ / ٢١٠؛ ابنشاهین، ٢(٥) / ٧٣)، اما چقمق تا ذیقعدۀ همان سال، شورشیان شام را سرکوب، و عزیز یوسف را دستگیر و زندانی کرد (ابن تغری بردی، همان، ٤ / ٢٩٣؛ ابن سباط، ٢ / ٧٩٥-٧٩٦؛ ابن شاهین، ٢(٥) / ٦٩، ٧٩، ٨١).
چقمق در حالی که نزدیک به ٨٠ سال داشت، بیمار شد و چون احساس کرد مرگش نزدیک است، خلیفه و قاضیان و امرا و اهل حل و عقد را فراخواند (٢١ محرم ٨٥٧ / اول فوریۀ ١٤٥٣) و بهنفع فرزندش عثمان از سلطنت کنارهگرفت (ابنتغریبردی، حوادث ... ، ٢ / ٣٩٩؛ سخاوی، وجیز ... ، ٢ / ٦٧٤، التبر ... ، ٤٢٣)؛ و اندکی بعد درگذشت و در دارالضیافه، نزدیک قلعة الجبل، در قاهره به خاک سپرده شد (ابنتغریبردی، المنهل، ٤ / ٢٩٤؛ ابنحمصی، ١ / ١١٩، ١٢٠؛ ابن شاهین، ٢(٥) / ٣٨٢).
در باب اقدامات نظامی چقمق باید یادآوری کرد که پس از فتح جزیرۀ رودس به دست صلیبیان (رمضان ٨٢٩ ق / ١٤٢٦م)، این جزیره تنها پایگاه باقی مانده در دست شهسواران مهماننواز (نک : ه د، اسبتاریه) در شرق مدیترانه بود که دریازنان مسیحی گهگاه از آنجا به سواحل مصر حمله میکردند و موجب نا امنی میشدند (نک : سخاوی، الذیل، ٦٤١؛ نیز عاشور، ٢٦١). چقمق ٣ بار در سالهای ٨٤٤، ٨٤٧ و ٨٤٨ ق سپاه و ناوگان خود را برای فتح جزیرۀ رودس، بدانجا گسیل کرد (نک : سخاوی، التبر، ٦٢-٦٣، ٨٧- ٨٨؛ ابن ایاس، ٢ / ٢٢٤، ٢٣٨، ٢٤١؛ نیز نک : عاشور، همانجا)، اما هر ٣ حملۀ سپاه و ناوگان اعزامی وی با شکست روبهرو شد (سخاوی، وجیز، ٢ / ٥٨٩، ٥٩٤، الذیل، ٦٤١، ٦٤٦؛ نیز نک : عاشور، همانجا).
سیاست خارجی چقمق مبتنی بر حفظ روابط دوستانه با ملوک و امرای همعصر خود بود (شوکانی، ١ / ١٨٥؛ نیز نک : ابن شاهین، همانجا). او با شاهرخ تیموری در شرق ایران، و سلطان مراد عثمانی (ابن تغری بردی، همان، ٤ / ٣٠٠)، سلطان حمزه، جعفربیک و جهانگیر میرزا آق قویونلو در غرب ایران و دیاربکر و آناتولی (نک : ابوبکر طهرانی، ١٥٣؛ بازورث، ٢٥٢)، و جهانشاه قراقویونلو در غرب ایران و عراق (همو، ٢٥٠) معاصر بود.
چون شاهرخ تیموری با اعزام فرستادگانی، از چقمق اجازه خواست تا از جانب خود پوششی بر کعبه نصب کند، چقمق فرستادگان شاهرخ را به گرمی پذیرفت (رمضان ٨٤٨ / دسامبر ١٤٤٤) و آنان را با احترام روانۀ مکه کرد و اجازه داد پوشش اهدایی شاهرخ را بر کعبه نصب کنند (ابنتغریبردی، حوادث، ١ / ١٠٩-١١٠؛ سخاوی، همان، ٦٤٦-٦٤٧). به نوشتۀ ابوبکر طهرانی، چقمقْ جهانگیر میرزا آق قویونلو را پس از شکست از جعفربیک آق قویونلو، پناه داد و امارت رها (اورفۀ کنونی درترکیه) را بدو واگذاشت (ص ١٥٤).
گفتهاند چقمق پادشاهی دیندار، پرهیزگار، یتیمنواز، متواضع و آمر به معروف و نـاهی از منـکر بود (نک : ابن تغری بردی، المنهل، ٤ / ٢٩٥؛ سخاوی، الضوء، ٣ / ٨٤؛ ابن شاهین، همانجا؛ ابن عماد، ٤ / ٢٩١؛ نیز نک : شرقاوی، ١٠٩) و بر یهودیان و مسیحیان سخت میگرفت (نک : سخاوی، الذیل، ٦٣٥، التبر، ٣٦، وجیز، ٢ / ٥٨٣، ٦١٤، ٦٢١). وی همچنین به عمران و آبادی و بنای پلها و مساجد و جوامع و بناهای عامالمنفعه اهتمام داشت و رجال دولت نیز در تأسی و تقرب به او چنین بودند (ابن عماد، شوکانی، شرقاوی، همانجاها). به فقراء و صلحا و اهل علم نظری محبتآمیز داشت (ابنحمصی، ١ / ٨٠؛ شوکانی، همانجا) و بر فقدان ابن حجر عسقلانی (ه م) تأسف میخورد (شوکانی، همانجا)؛ خود نیز، به نوشتۀ سیوطی، از ابنجزری اجازۀ روایت داشت (ص، ١٠٣). وی در کشورداری گاه از طریق اعتدال خارج میشد (ابن تغری بردی، همان، ٤ / ٢٩٧؛ سخاوی، همان، ٢ / ٦٧٦)؛ با اینهمه، به نوشتۀ ابن تغری بردی ــ که خود در دورۀ او زندگـی میکرد ــ «خوبیهای» وی، بیش از «بدیهایش» بود (نک : الدلیل ... ، ٢٤٦، المنهل، ٤ / ٢٩٨).
مآخذ
ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور، به کوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
ابن تغری بردی، حوادث الدهور، به کوشش محمدکمالالدین عزالدین، عالم الکتب، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
همو، الدلیل الشافی علی المنهل الصافی، به کوشش فهیم محمد شلتوت، قاهره، ١٩٧٩م؛
همو، المنهل الصافی، به کوشش محمد محمدامین، قاهره، ١٩٨٦م؛
همو، النجوم؛
ابن حمصی، احمد، حوادث الزمان، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٩٩٩م؛
ابن سباط، حمزه، تاریخ، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
ابن شاهین ظاهری، عبدالباسط، نیل الامل، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٢٢ق / ٢٠٠٢م؛
ابن صیرفی، علی، نزهة النفوس و الابدان، به کوشش حسن حبشی، قاهره، ١٩٧١م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛
ابوبکر طهرانی، دیار بکریه، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ش / ١٩٧٧م؛
بازورث، ک. ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ش؛
سخاوی، محمد، التبر المسبـوک، قاهره، مکتبة الکلیات الازهریـه؛
همـو، الذیل التـام علی دول الاسلام، به کوشش حسن اسماعیل مروت و محمود ارناؤوط، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
همو، الضوء اللامع، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛
همو، وجیز الکلام، به کوشش بشار عواد معروف و دیگران، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٥م؛
سیوطی، نظم العقیان، به کوشش فیلیپ حتی، نیویورک، ١٩٢٧م؛
شرقاوی، عبدالله، تحفة الناظرین فیمن ولی مصر من الملوک و السلاطین، به کوشش رحاب عبدالحمید قاری، مکتبة مدبولی، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
شوکانی، محمد، البدر الطالع، بیروت، دارالمعرفه؛
عاشور، سعید عبدالفتاح، مصر و الشام، بیروت، دارالنهضة العربیه؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٨ق / ١٩٩٧م.
علیاکبر رنجبر کرمانی