دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٠ - ابراهیم بن موسی علوی
ابراهیم بن موسی علوی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ بْنِ موسى عَلَوی، فرزند امام موسی بن جعفر (ع)، معروف به جزّار و ملقب به مرتضی (د ٢١٠ ق / ٨٢٥ م)، یکی از ائمۀ زیدیه که یک چند بر یمن و مکه فرمان راند. اشتهار وی به جزّار از آنروست که در حمله به یمن بسیاری از مردم آنجا را کشت یا اسیر کرد (طبری، ٨ / ٥٣٦). یعقوبی (٢ / ٤١٥)، ابن بابویه (ص ٢٥)، مفید (ص ٥٨٨)، ابن شهر آشوب (٤ / ٣٢٤) و دیگران از ابراهیم نامی در میان فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) نام بردهاند، اما برخی نوشتهاند که امام موسی بن جعفر (ع) دارای ٢ فرزند به نام ابراهیم بوده است: ابراهیم اکبر که در یمن به حکومت رسید (ابن عِنّبه، عمدة الطالب، ١٩٧، ٢٠١). و ابراهیم اصغر که ملقب به مرتضی بود (همان، ٢٠١؛ همو، الفصول الفخریّة، ١٣٤). ابراهیم را مردی کریم، دلیر و بخشنده معرفی کردهاند (مفید، ٥٨٩؛ طبرسی،٣٠١). ابن زهره وی را محدّثی دانسته که از پدران خود روایت کرده است (ص ٨٧). مجلسی وی را از راویان ممدوح به شمار آورده است (ص ١٤٣). ابن خلکان به نقل از جهشیاری بیتی از اشعار ابراهیم را برای تسلی فضل بن سهل وزیر دولت عباسیان در مرگ فرزندش آورده است و مینویسد که پدر پس از شنیدن این شعر آرام گرفت (٣ / ٢١١). در ١٩٨ ق / ٨١٤ م محمدبن ابراهیم علوی معروف به ابن طباطبا (د ١٩٩ ق) به یاری سرّی بن منصور شیبانی معروف به ابوالسرایا (د ٢٠٠ ق) در کوفه قیام کرد (یعقوبی، ٢ / ٤٤٥) و اکثر علویان و طالبیان با وی بیعت کردند. ابراهیم ابن موسی نیز با او بیعت کرد (شامی، فضیلة عبدالامیر، ٢١٢) اما دیری نپایید که ابن طباطبا چشم از جهان فروبست و ابوالسرایا با محمد بن محمد بن زید (د ٢٠٠ ق) (یعقوبی، همانجا) یا محمدبن زید (مفید، ٥٨٩) بیعت کرد و هر یک از یاران، مأمور گرفتن شهری شدند. ابراهیم نیز به محمد پیوست و مأمور گرفتن یمن شد (یعقوبی، همانجا). بعضی نوشتهاند که وی از جانب ابوالسرایا به حکومت یمن برگزیده شد (ابن اثیر، ٦ / ٣٠٥). ابراهیم در جریان قیام ابن طباطبا و پس از او محمدبن محمدبن زید و ابوالسرایا، در مکه به سر میبرد. هنگامی که از قیام آنان و انتصاب خویش به حکومت یمن آگاه شد با جمعی از یاران و خاندان و سپاهیان خود به سوی این سرزمین شتافت (طبری، ٨ / ٥٣٦). در آن زمان اسحاق بن موسی ابن عیسی بن ماهان از جانب مأمون عباسی (د ١٩٨ ق / ٨١٤ م) بر یمن حکومت میکرد. چون وی از نزدیک شدن ابراهیم و یارانش به شهر صنعا باخبر شد، همراه نزدیکان و یاران خود از یمن بیرون آمد و به مکه رفت (همانجا). ابن کثیر از جنگهای بسیار ابراهیم در یمن خبر داده (١٠ / ٢٤٦)، ولی نگفته است که این جنگها با چه کسی و در کجا و چگونه بوده است. ابراهیم در ٢٠٠ ق پس از استقرار در یمن به گفتۀ طبری (٨ / ٥٤٠) مردی از فرزندان عقیل ابن ابیطالب را به عنوان امیر الحاج همراه سپاهیان بسیار به مکه فرستاد. طبری داستانی از مقابلۀ این مرد با معتصم برادر مأمون آورده است (همانجا). در اینکه چگونه ابراهیم بن موسی (ع) از حکومت یمن کنار گذاشته شد سخنان مختلفی گفتهاند. یعقوبی نوشته است که حسن بن سهل که از جانب مأمون حکومت عراق یافته بود، پس از ورود به مدائن، حمدویة بن علی بن عیسی بن ماهان را به حکومت یمن گماشت. ابراهیم در جنگ از او شکست خورد و روانۀ مکه شد (٢ / ٤٤٧). ابن خلدون نوشته است که مأمون لشکریان خود را به یمن فرستاد. سپاهیان وی نواحی گوناگون یمن را تسخیر کردند و جمع بسیاری از بزرگان یمن را با خود نزد مأمون بردند. در میان آنان، محمد زیاد بن عبداللـه ابن ابیسفیان بود که مأمون وی را به حکومت یمن برگماشت و به وی فرمان داد تا با علویان بجنگد و یمن را بگشاید (٤ / ٤٥٣-٤٥٤). قلقشندی نام کسی را که مأمون برای سرکوبی ابراهیم به یمن فرستاد، محمد بن ابراهیم بن عبیداللـه بن زیاد بن ابیه نوشته است. وی بنیانگذار دولت بنیزیاد در یمن بود (١ / ٢١٦). بعضی نوشتهاند که احمد بن یزید بن عبدالرحمن قشیبی شاعر یمنی که مخالف ابراهیم بن موسی بود، در هنگام هجوم ابراهیم به یمن اسیر شد. وی بعداً گریخت و با اشعر شورانگیز خود مردم یمن را بر ابراهیم شوراند و آنان به سرکردگی عبداللـه بن محمد ابن ماهان (در ٢٠١ ق / ٨١٦ م) قیام کردند و ابراهیم را از یمن بیرون راندند (شامی، احمد محمد، ٢٦٤-٢٦٦). ابراهیم بن موسی پس از خروج یا فرار از یمن به مکه رفت. در آن زمان یزید بن محمدبن حنظلۀ مخزومی که به نیابت از حمدویة بن علی بن عیسی بن ماهان (یعقوبی، ٢ / ٤٤٨) یا به نمایندگی از عیسی بن یزید جلودی (فاکهی، ٢ / ١٩٠) بر مکه فرمان میراند، برای مقابله با ابراهیم از مکه بیرون آمد، اما شکست خورد و به قتل رسید و ابراهیم وارد مکه شد (یعقوبی، همانجا). حمدویة بن علی بن عیسی بن ماهان پس از استقرار در یمن به دلایلی به فرمان مأمون از مقام خود برکنار گردید و مأمون بار دیگر ابراهیم بن موسی (ع) را به حکومت یمن منصوب کرد و به جلودی فرمان داد که برای مقابله با حمدویة بن علی که از فرمان مأمون سرپیچی کرده بود، همراه ابراهیم به یمن برود. جلودی همراه ابراهیم نرفت و ابراهیم خود با یارانش به یمن شتافت. در ابتدا ابراهیم بر فرزند حمدویه چیره شد و بسیاری از سپاهیان وی را کشت و به سوی شهر صنعا پیش رفت. حمدویه خود برای مقابله با ابراهیم از صنعا خارج شد و جنگ سختی میان آنان درگرفت که به شکست ابراهیم انجامید و بار دیگر ابراهیم به مکه گریخت (همو، ٢ / ٤٤٩). در ٢٠٢ ق مأمون وی را به حکومت مکه گمارد (فاکهی، ٢ / ١٩١) و امیر الحاج کرد (ابن خلدون، ٣ / ٥٣٢). ابراهیم در مراسم حج آن سال مردم را به ولایتعهدی برادر خود علی بن موسی (ع) فرا خواند (طبری، ٨ / ٥٦٧). عیسی بن یزید جلودی که پس از ابراهیم بن موسی از جانب مأمون به حکومت یمن منصوب شده بود، نخست به مکه آمد و ابراهیم بن موسی را به بغداد فرستاد و به جای وی عبیداللـه بن حسن علوی را به حکومت مکه گمارد (یعقوبی، ٢ / ٤٤٥). برخی نوشتهاند که ابراهیم پس از بازگشت به مکه در تدارک سپاه برای حمله به یمن برآمد، اما توفیق نیافت، زیرا ابوالسرایا کشته شده بود و یاران ابراهیم و علویان متفرق شده بودند. ازاینروی به بغداد رفت و امان خواست و مأمون وی را امان داد، یا به قولی علی بن موسی الرضا (ع) نزد مأمون از وی شفاعت کرد. ابراهیم تا ٢١٠ ق / ٨٢٥ م در بغداد ماند تا او را مسموم کردند (شامی، فضیلة عبدالامیر، ٢١٤-٢١٥). دربارۀ زندگی ابراهیم بن موسی این نکته درخور یادآوری است که او یک بار در مخالفت عباسیان و یک بار به عنوان نمایندۀ ایشان بر یمن فرمان راند. از ابراهیم فرزندی باقی نماند (ابن عنبه، عمدة الطالب، ٢٠١)، ولی خواندمیر نوشته است که وی را دو پسر به نامهای موسی و جعفر بوده است (١ / ٨١-٨٢).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل، بیروت، ١٩٦٥؛
ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا، ترجمۀ محمدتقی اصفهانی، تهران، علمیّۀ اسلامیّه؛
ابنخلدون، العبر؛
ابنخلکان، وفیات الاعیان، به کوشش محمد محییالدین، عبدالحمید، قاهره، ١٩٤٨م؛
ابن زهره، تاجالدّین ابن محمد، غایة الاختصار، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٢ ق؛
ابن شهر آشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابیطالب، به کوشش هاشم رسولی محلّاتی، قم، ١٣٧٩ ق؛
ابن عنبه، احمدبن علی، عمدة الطالب، به کوشش محمدحسن آل الطالقانی، قم، ١٣٦٢ ش؛
همو، الفصول الفخریّة، به کوشش جلالالدین محدّث ارموی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، قاهره، ١٩٣٢ م؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
شامی، احمد محمد، قصة الادب فی الیمن، بیروت، ١٩٦٥ م؛
شامی، فضیلة عبدالامیر، تاریخ الفرقة الزیدیة، نجف، ١٩٧٤ م؛
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بیروت، ١٩٧٩ م؛
طبری، محمدبن جریر، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٦ ق؛
فاکهی، محمدبن اسحاق، المنتقی، لایپزیک، ١٨٥٩ م؛
قلقشندی، احمدبن عبداللـه، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، به کوشش عبدالستّار احمد فراج، کویت، ١٩٦٤ م؛
مجلسی، محمدباقر، وجیزه، تهران، ١٣١١ ق؛
مفید، محمدبن محمد، الارشاد، ترجمۀ محمدباقر ساعدی، تهران، ١٣٥١ش؛
یعقوبی، احمدبن واضح، تاریخ، بیروت، ١٩٦٠ م.
علی رفیعی